عاشششششششششقتم !*
(اینو با لهجه اشکین تو اوون آهنگه بخوونین !
) وااااااااای دسسسسسست دسسسسست !
محشششره !
یعنی این تظاهرات و این راهپیمایی ها یه فایده
خیلی مهم برای شخص بنده و کلا جامع محصلین داشششت همین بوود که فردا
مدرســــــــــــه ها تعطیــــــــــــــــــــــــــــله 
!!!
وااااااااااااااااااااااای دووسشوون دارم همه شوون وووووو
!! تورو احمدی نژاد
و موسوی و کروبی و کردان
و خامنه ای و اوباما رو همه رو همه رو
دوووووووووووسسسست دارم
!! یعنـــــــــــــــــــــی کیف کردم ، کیف
کردم که فردا تعطیلــــــه
! کیف کردم که امتحان فرداموون کنسل
شـــــــــــــــــــد !!
یــــــــووووهووووو
!
وااااااای نمیدوونین که ... نمیدوونین اصلا هیچ کدووم نمیتوونین حس من و
درک کنین ! هیــــــــــــــــــچ کدووم
! یعنی اصلا تا حالا
از این تعطیلات نخوووردین تو زندگیتوون !!! تو چندین سال تحصیلـــــــتوون
! وااااااااااااااااااااای
!
خوشحـــــــــــــــالم ! آخه فردا تعطیلیـــه ! خوشحـــــــــــــالم که
دوباره تعطیل شدیـــــــــــــــم ! خوشحالم ! نیناش نااااش نیناشششششش
نااااااااش
!!! وااااای بیا وسط مدیووونی اگر رقصص و
شادی نکنیـــــــــــد
!!! یالا یالا رقص و شــــــــــادیییی
!!! تعطیلیا قده مووی سرت خیلی خوشحال شـــــــــدم ! لالا
لالا لالا لالا لاااا لالا لالا لالااااااااااااااا !
یووووووووووووووووووووووووووووهووووو !


سلام بدوون یه حرف کم یا اضافه
! بعد از مدت هــــــا ... نع ؟! 1ماه شد دیگه !
باور بفرمایید که میدوونم بنی آدم
اعضای یکدیگرو این حرفا و 3وم امام و اینــــا
! ولی الان در حال حاضر اصــــلا
نمیتوونم خوشحالیم و پنهان کنم !اصـــــــــلا
! میدوونم میدوونم همه اووناییی که مثله من فردا تعطیلن
چقـــــدر خوشحالن ! هیچ کدووم از شماها به جز دسته ی دانش ! آموز
نمیتوونه الان
حس منو درک کنه ! تصور کن بنده رو مرجان جوون و وسط یک عالم استرس و
اضطرابِ امتحان و اینکه مطمئننا وقت کم میارم و این حرفــــــا
و تیریپ روو کم کنی و همه
اینهـــــا یه دفعه یه وحی مٌنزَل الهی بهم برسوونه که بجهم گووشیم و روشن
کنم !
(طی جو زدگی فراوون
گووشیم و خامووش کردم که یه وقتی وسط درسم کسی مزاحمم نشه !!!
) یه ربع بعـــد اس ام اس اوومد با این مضموون :
فردا امتحان کنسله زنگ بزنی مدرسه بهت میگه . و این من بوودم :![]()

![]()
(تمام اینا بوودمـــا فکر نکنی !
) تصور کن در اتاق بســـــــته
بوود من جیغ میکشیدم میپریدم بالا پایین عینه این :
! رفتم درو باز کردم وسط خوونه یورتمه میرفتم
(بله بله یورتمه میرفتم عینهو اسب !
) میگفتم فردا
تعطیلــــــــه
! حالا اینم مامان من بوود :
!! هی میگفت چتـــــه ؟!
هی جیــــــغ میزدم هوورا هوورا میکردم
![]()
!!!!
خلاصه که اینجــــــووری ، خیلی برام مهم بوود این تعطیلــــــی
خیـــــــلی
! بعدشم جهیدم تو اتاق (دقت کنید من
همش در حال جهیدن و یورتمه رفتن بوودم !
)
به همه برو بچز دبیرستانی و راهنمایی و دبستانی و پیش دانشگاهی و حـــــتی
تنی چند از دوستان دانشگاهی اطلاع دادم که تعطیـــــــله !!
در این حد
بوود خوشحالیم که از خیر قبض موبایلمم گذشتم * !!!!
حالا فهمیدین ؟! نگین
دختره چله ملت دارن میرن میمیرن این نشسته اینجا داره شادی میکنه میگه
دووستوون دارم
!!! بیشتر تر تر میدوونی بنده به شخصه با چی حال میکنم
؟! با
اینکه انقلاب بشه ما تعطیل شیـــــــم
!! واااای که چه حالیــــــه همه چی عالیـــــــــــه خوش
میگذره با اینکه جیب من خالیـــــــــــــــه ! لای لالالا لای لای لالای
لالای لای لای !!!![]()
از این جریانات بگذریم بنده خیلی وقته علاقه مند به آپیدن
بوودم ولی نمیدوونستم چه جووری
! یعنی نیست از بس حرف نزده بوودم نمیدوونستم چی
بگم ؟!
حالا بازم بگذریم ! من تمام این رووزای دهه رو بیروون بوودم الا روز
عاشوورا
! جدا مسخره س رووزی رو که باید میرفتم نرفتم
بقیه ش همه ش بیروون بوودم !
به قول یکی از دووستان*ول بوودم !!!
رووز عاشوورام نشستم توو خونه (چون فرداش امتحان
داشتم !
) منی که توو خوونه بوودم از هیچی خبر
نداشتم مامانم که بیروون بوود اوومد گفت بزن ماهواره ببینیم خیلی خبرا
بووده ! (چرا چون تمام فک و فامیل دَدِ بنده تو این جنبش تشریف دارن کله
ظهر بهشوون زنگ زدن که بپرین بریم اغتشاش اینام جهیدن
و خلاصه مامِ بنده م از اینجا اینجووری خبرگزاری
بوودد !
) خلاصـــــــه همه اینارو گفتم که بگم
من عاشوورا نرفتم بیروون
! خیلی ناراحت کننده س فاجعه س
! نه جدا هدف این بوود که بگم خیلی دووس دارم
یه بارتیر بخورم و تیر بزنم
!!! نـــــه نـــــه اصلا فکر نکنید که دووس دارم
در راه وطن شهید شم و این حرفا که بنده اصلا آدم این حرفا نیستم
و اگر یه درصد برم و
بگیرنم عمرا فکر نکنید از اوونام که هیچی نمیگم و ساکت میشینم همه شکنجه
هارم تحمل میکنم !
(حالا این در حالیه که بنده رئیس باندی چیزی
باشم !
) طرف دستشو بالانبرده من همه چیز و لو میدم
! واسه همین همیشه میگم اوون دسته از
عزیزانی که دارن واسه هرچی تظاهرات میکنن باید بدوونن که زندان و شکنجه و
اینام هست همینجووری سرشوون و نندازن پایین برن و بگن یا میمیریم یا رژیم
تعویض میشه !
(دختر عمه خود بنده که وقتی بهش
گفتم اگه بگیرنت بندازنت زندان چی اوونوقت میدوونی چی میشه ؟! الان کله ت
باد داره ! در پاسخ به سوالم سکووت کرد
) حالا به من ربطی نداره و اوونیم که میره لابد
فکر اینجاهاشو کرده ! کلا یه بخش از اوون ذهن نداشتم (!) همیشه دووس داشته
به یکی شلیک کنه
!
بشووووته !! میخوام بدوونم بعد از شوتینگ آیا ناراحت میشم یا خیر
؟! چون میگن گویا اگر ناراحت نشی آدم
روانی هستی !!!
(میخوام بگم کلا ملت اوونوریشوون همه روانیـــــن ! که این همه آدم و میکشن
و به چیزشوونم حساب نمیکنن !!! بعدم میگن از پل عابر افتاده و اوون یکیام
خوردن بهم متلاشی شدن
ما اصلا هفت
تیراموون و خوونه جا گذاشتیم !) ولی جدا خیلی دووس دارم یه بار یکی و
بکشـــــــم !
تحت
شرایط عادیــــا نه جنوون آنی ، نه دفاع از خود
! همینجووری هفت تیر *
بردارم بزنم یارورو بکشم ببینم حس دروونیم چیه !؟ یعنی میخوام خودم و تست
کنم ببینم اگه روانی شدم که برم اینوری اگه نشدم برم اوونوری !!!
(متوجه منظوورم میشین که ؟!
)

باز هم رد شیم بریم از این موضوع دووستان عزیز از اوونجایی که
بنده دیر به دیر میام و خب مسلما میرسم آپ هاتوون رو بخوونم ولی خب بازهم
مسلما نمیرسم کامنت بزارم اینه که 2 شرط وجوود دارد
:
1 . بنده کامنتدونی رو تا خرداد ببندم و اینجووری همه موون
راحت شیم
نه من معذب باشم برای کامنت گذاری نه شما دلبندان گله و شکایتی
خدایی ناکرده داشته باشید برای کامنت نگذاشتن بنده !!!
2 . کامنتدونی باز باشه و من جواب کامنت هارو پایین هر کدووم
بدم و شما بیایید و اینجا بخوونید
من معذب نباشم و بعد من بیام واسه شما کامنت بزارم و فقط در مورد پستتون
باشه اوون در یک عدد الا دو عدد اگر جا نشد بنده زیادی سخنوری کردم !! ![]()
3 . اینم هست که من کامنت بزارم ولی چون نمیرسم هم جواب کامنت
بدم هم کامنت واسه آپ بزارم جواب کامنت ندم !! ![]()


چقدر که من تو این دهه گناه کردم !!!!!
خدا همه رو ببخشـــــه
بر بنده که بعد از چیز خوریام تازه به توبه کردن افتــــــــــادم
!! حالا من باز حرفشو
میزنم اوون شب با ماهروو خوابیده بوودیم یه کاره برگشته میگه مرجان تو
بلدی توبه کنی ؟!
چه جووری میکنن من واقعا میخوام توبه کنم !
وااای این هی میگفت من هی صدای غش غش خنده م می رفت بالاتر !
بعد طفلکی نشست یک عالم اعترافات
خوف به من کرد بعد گفت دیگه چیزی نموونده که تو ندوونی همه چیزو بهت گفتم !
تهشم ماچم کرد که گووشم و گذاشتم براش !
تنها باری
که من رفتم بیروون و هیچ عملی مرتکب نشـــدم ، با شقایق بوود !!!
یعنی من
خداییش انتهای تفاوت در دوستان و دارم !
با همشوونم باید یه جوور باشم ! با شقایق که باشی
باید خانووم باشی هی از این لبخند ملیح ها بزنی !
با ماهروو که خدای مسخره بازییم
با پریما باید مثه خانووم بزرگا بریم کیفاموونم بندازیم هیم
عشوه بیایم (که من عمرا در خودم نمیبینم این کارو همیشه م مشکل داریم با هم
!
فکر کن پریما اینجوریه
من اینجوری
) و این منم که خدای سوتیم !!
فکر کن شبش که داشتم میرفتم بیروون به مامانم
میگم مامان شب دیر میایم دیگه نگران نشو !(آخه من هر دفعهمیرفتم بیروون هی
تا میتونست سفارش میکرد !
) میگه نـــــه تو با شقایقی من خیــالم راحتــــــه !
هرهر
میخندیدم !!! یعنی انقدر که مامانم شقایق و قبووول داره و بهش اعتماد و
اطمینان داره عمرا به هیچ کدووم از دوستای دیگه م انقدر اطمینان نداره !!!!
ای واااای فکر کن به من میگه تو میری
بیروون یه سره هر هر کرکری شقایق جمعت میکنه !
قبل از عاشوورا و
اینا آهنگ گذاشته بوودم حالا کی ؟! قمیشی !!
مامانم هی میگفت کم کن ! حالا ولوم چند بوود 4
!!!!!!!! میگم مامان جوون آخه محرم اصلا باید 10 رووز بعد از عاشوورا باشه ،
ملت 10 رووز قبل و عزاداری میکنن و دسته و سینه و نمیدوونم گووسفند و گاو و
شتر !! بعد 10 رووز بعد که اصلا اصلش هموونه دیگه تکیه ها و همه هیئت ا
جمع میشن جدا من مووندم !
میخوام بدوونم شما
واسه متوفیتوون بعدش عزاداری میکنید یا قبلش
! بعد جالبه من دیشب رفتم بیروون همه صدای
ماشینـــــا روو هوا بوود که چی همه چی آروومه من چقدر خوشحالم
! خب یعنی که چی ؟! بعد نصفشوونم اصلا
نمیدوونن چی به چیه ؟! فقط میان صدای نوحه رو میبرن روو هوا که یعنی مام
عزاداریم ! خیلی دووس دارم برم بهشوون بگم جمع کنید این مسخره بازیـــا رو !
یا مثلا هیئتــا انقدر حرصم میگیره ، تو یه کوچه 3 تا هیئت ِ یکی وسط کوچه
یکی تهه کوچه یکی اول کوچه ! تو هر کدوومم 20 نفرن که 15 تاشوون طبل میزنن
، 5 تاشوونم بچه ن
!! یعنـــــــــی چی ؟! واقعا ؟! به جای اینکه ده رووز بعد
عزاداری کنن ده رووز قبل عزاداری میکنن !!!!

*عاشق کی ؟! مبهمه این ؟! ببییین ؟! اینجووری خواستم به طرف
اظهار علاقه کنم ! 
*(قبض این ماه من اوومد 57 توووومان ! )![]()
* (شقایق)![]()
*همیشه هفت تیر و بیشتر از اسلحه و سایر اسامی دیگه ش دووس
داشتم ! عینه ماچ و بووس ! که اولیه رو به دومی ترجیح میدم .![]()
پی نوشت 1 . پستم طولانی شد اشکال نداره ! خیلی وقت اینجووری
ننوشته بوودم ! 
پی نوشت 2 . تولد شقایق عکسشو دادم براش کشیدن با کنته !
نمیدوونم
حالا دیگه خوشش اوومد یا نه !! و بلــــی من باهاش ارتباط دارم ! ![]()
پی نوشت 3 . یعنی به جز تنی چند از دوستان معدوود دیگه هیچ کس
اس ام اسای منو نمیفهمه !!!! چــــــرا ؟! واقعا ؟! دووس دارم بدوونم ؟! 
پی نوشت 4 . همه رو میخوونم ولی باور کنید وقتی واسه کامنت
گذاشتن ندارم ! ![]()
پی نوشت 5 . یه نفر میگفت : هر سال عاشوورا وقتی تلویزیوون فلسطین و نشوون میداد که موقع عزاداری میریختن سرشوون و با باتووم میفتادن دنبالشوون دلم براشوون میسووخت ، امسال دیدم همین اتفاق توو مملکت خودموون افتاد ! و ای کاااش که حداقل حرمت عاشوورا رو نگه میداشتن !!!
پی نوشت 6 . 3 نفری توو ماشینینم میگم ببین تو چرا باور نمیکنی
ما خیلی درس خوونیم !
میخنده میگـــه آررره میدوونم
! میگه من دانشگاه میرفتم آبیک (تو قزوین اوونوراس !
) گفتم چی ؟! گفت مخابرات ؟! گفتم چی آزاد ؟! گفت نه غیرانتفاعـــــی !!!
دستمو میزارم شونه هاش و به نشانه خسته
نباشید میمالم میگم واقعا بهت تبریک میگم به خاطر داشتن این همه اعتماد به
نفس
، برمیخوره بهش میگه چیه ؟! مگه مخابرات بده ؟!
میگم نه واقعا من که حرفی نزدم
!!! میگه چیه ؟! لابد تو دووس داری تهران بخوونی
؟! میگم نــه من دووس دارم سراسری بخوونم حالا هرجا به جـــــز علم و صنعت
!
اوونم چون نزدیک خوونه موونه دیگه حالم بهم
میخوره از اینکه دانشگاهمم نزدیک خوونه موون باشه !
میخنده میگه آهاان ! نه آخه دیدی یه سریا عشق
تهرانن ! یه دفعه میری سرکلاس میبینی یاروو با پیژامه اوومده !میخندم میگم
چرت نگووو !! میگه باووور کن !! فشناشوون موهاشوون تا اینجاس (یه جایی
نزدیک کمرشو نشوون میده !)میگم حالا هرچی !! مهم دانشگاهشه من به آدمای
تووش چیکار دارم !!!!
بعدم من از اینجور مدلا خوشم میاد
حالا قبوولم که نمیشیم
!! باید حسرت بخوریم
!
میگم هموونشم که تو میگی تونست قبوول شه تو با
این همه ادعات که اوونجای حیوان عظیم الشان و پاره میکنه نتونستی !!! 
پی نوشت 7 . واقعا به جمیع محصلین عزیز سال آینده رو تسلیت
میگم !
چون که هیچ گوونه تعطیلاتی در کل 365 رووزسال 89 به چشم نمیخوره !
و محصلین
عزیز باید عرق جبین بریزن و هی درس بخوونن و حسرت تعطیلی بخورن و هی آرزوو
کنن بلکم باروونی برفی ، بوورانی زلزله ای شکاف زمینی چیزی پدیدار شه که
اینا تعطیل شـــــــن وگرنه هیچ گوونه تعطیلییی وجووووود ندارد
! تسلیت
میگم واقعا !!!
پی نوشت 8 . بسه دیگه برم ! ![]()
امرووز نوشت : این پست مال ۴ شنبه س ولی الان به ثبت رسید ! ![]()
میدوونی کیف عالم چه زمانیــــــه !!؟ اوون زمانی که عجیب حالت
از عالم و آدم بهم میخوره بعد یهو نشستی میبینی در میزنن و در و باز میکنی
میبینی یکی که خیلی وقت ندیدیش با نیش باز میاد تو میگه ببخشید منزل
خانووم فراهانی و این تویی که از فرط خوشحالی از تو خوونه پرواز میکنی تو
بغلش و هی ماچش میکنی اصلانم نمیترسی از اینکه یه وقتی کسی ببینتت !! بعدم
حسابی حسرت میخوری که چه روزایی و میتونستی باهاش داشته باشی و
نداشتی !!!! میخوام بگم یه پنج شنبه ای یه نفر خیلی بهم حال داد !!!! ![]()
روو درو دیوار این شهر همش
از تو یادگار ِ ... !
یه اعترافی بکنم ... ؟!
همینجا ... ؟!
بین خودموون بموونه ... !!
میخوام بگم یه یک شنبه ای غرور یه آدمی جلوم شکست ولی من توجهی بهش نکردم فقط با پوزخند بهش گفتم که باورت ندارم !!
یه اعتراف دیگه بکنم ... ؟!
هموون شب از ناراحتی تا صبح گریه کردم ... !!!
یکی دیگه ... ؟!
پنج شب بعد خوابش و دیدم ... !! انقدر که خوابش واقعی بوود و انقدر که من خوشحال بوودم از دیدنش حتی واسه یه لحظه تووی خواب تا یک هفته قلبم با سرعت دویست میزد !!
یه دوونه ... ؟!
هموون رووزی که خوابشو دیدم ، یه اتفاق منو بهش متصل کرد .. . !!!
شایدم یه سیم ... !! شایدم یه فرکانس ... !!
یه اعتراف خیلی بزرگ بکنم .... ؟!!!
نه دیگه این یکی ا ز تواناییم خارجه شرمنده باشه هر وقت جرات داشتم ... !!
ا مرووز تولد شقایق است نقطه سر خط ... !!!!