تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

دیشب اومدم خونتون نبودی راستشو بگو کجا رفته بودی؟

 

 

 

 

سلام و صد سلام و هزاران احوال پرسی به همه گلایی که به وب ....... جون سر زدن  واییییییییییییییییییییییییی چرا امتاحانا تموم نمی شنننننننننننننننننن حالم دتره از درس به هم می خوره ( خیلی وقته به این نتیجه رسیدم ولی الان شدید تر شده ) اه اه من نمی فهمم واسه چی باید درس بخونیم ؟؟؟؟؟؟؟ من نمی خوامممممممممممم اصلا می خوام برم کهنه شور بشم خداااااااااااااااااااااااا  از بس

درس خوندم ( جونه 5 تا عمم )(ولی خداییش درس خونم ) (ولی مجبوری واسه این که دهنارو ببندم ) بله داشتم می گفتم از بس درس خوندم دپرس شدم زدم تو فازه غم آهنگای غم گوش میدم (از آهنگای غم زیاد خوشم نمیاد نظرم اینه تا وقتی خوشی هست چرا غم؟((چه غلطا!!!))ولی از بعضی از آهنگا خوشم میاد چون اهنگ و متن و خوبی داره ) بله این آهنگیم که نوشتم بر اثر گردش در کامپیوترم پیدا کردم (جالبه تا قبل از امتحانا نمی دونستم یه همچین آهنگیم تو کامپیوترم هست ) بله بر اثر افزایش غم و اندوه تا چند وقته دیگه میرم و به روح الله می پیوندم !!!!!!!! بله آقا چند وقت پیشا داشتم کتابای قدیمی و چند سال پیشمو نگاه می کردم آقا حرفه چه درسه مضخرفی بود وااااااااایییییییییی زمانی که می خواستم بخونمش ا... در میومد حالم ازش بهم می خورد همیشه سره زنگای حرفه به معلمم می گفتم ما به چه علت باید این درسه مسخره رو بخونیم به چه درد به میخوره اونم کله زنگو درباره فواید این درس مضحک سخن می گفت عکسشو یه روز براتون می زارم ببینینش روزه اولی که اومد وارد کلاس شد ماها فک کردیم جادوگره شهره از وارد کلاس شده! بدبخت چقدم منو دوست داشت ( منو اکیپمو ) ولی خوب معلمی بود توی 3 ساله راهنمایی به خاطر علاقه زیادی که به من داشت (چون من خیلی شر بودم )همیشه جلو معلمای دیگه ازم دفاع می کرد خداییش حرفشم برو داشت ولی خیلی ازش بدم میومد  اصلا بزارین قیافشو واستون شرح بدم : یه قد داشت یه متر در متر لباشایی که تنش می کرد داشت از تنش می ترکید پاره می شد چشاش گود و فرو رفته بود انگار با ته اتکان زدن تو چشش یه لبایی داشت (اصلا لب نداشت حالا باور نمی کنین عکسشو که دیدن خودتون می فهمین )آره یه دماغی داشت که اصلا نگو دماغه اون مرده که عکسشو تو وبم گذاشتم به حالت عقابی (مثه شیلنگ توالت انعطاف پذیری داشت )آره عاشقه منطقم بود هروقت با هاش بحث می کردیم می خواست با یه دلیل و منطق الکی (منطق که چه عرض کنم )قانعت کنه همیشم من باهاش بحث داشتم همیشم به زور منو می شوند سره جام (.......)(در جای خالی فحش قرار گرفت)بله حالا عکسشو میزارم براتون !!! اینم از معلم حرفه ما آخی چه روزایه خوبی داشتیم!

 

آقا امروز می خوام یه خاطره واستون تعریف کنم خودم هروقت یادش می افتم خندم می گیره روز رحلت روح الله ( ما همیشه این دو روز می زنیم به جاده و فشم و اونطرفا خلاصه خیلی بهمون حال می ده )رفتیم فشم (اولش رفتیم سرخ حصار بعد دیدیم اونجا حال نمی ده کج کردیم رفتیم فشم )با دو تا ماشین 9 نفری میشدیم صدای ضبط تا آخر زیاد ( مثلا رحلت بود ) هر جام که به پلیس می رسیدیم صدای ضبط و می آوردیم پایین ساکت می شستیم (صدای ضبط و با صدای جیغ 5 تا دختر پسر تصور کنید )(من و پسر داییم و دختر عمه هام )

بله رسیدیم لبه آب (اینم بگم که مامان باباهامون تو اون یکی ماشین داشتن اخبار فرهنگی هنری گوش می کردن و در باره زمونه حرف میزدن ) دختر عمه کوچیکم کنترل ادرارشو نداره (نکه خدا نکرده بیمار باشه بدبخت زود به زود ادرارش می گیره )بله اول اونو بردیمش دستشویی تو راهه دستشوییم انقدر خندیدیم که نصفه .... دختر عمم رفت !!!! دیگه کاری نداشته باشین که ما تو دستشویی چیکار کردیم شده بود تیاتر اونجا! بعد از دستشویی گفتیم یه سره میریم تو آب که دلی از عزا در بیاریم خلاصه رفتیم تو آب .آبش سرد بود ولی ماها انقدر داغ بودیم نمی فهمیدیم خلاصه انقدر آب به این دختر عمم دادم که بدبخت از هرچی آبه بدش اومده بوده!(اینم بگم که قبل از اینکه تشیف بیاریم تو آب زنی در گوشه ایاز جوی مشغول مرغ شستن بود و کدکی بالا تر مشغول .... کردن !!) بله وقتی حسابی خیس شدیم اودیم بیرون (الان فک کنین کله جکعیت به 5 تا دختر پسر نگاه می کنن که تو آب مشغوله جیغ ردنن )خیسه خیس بودیم مامان بابام با عمه زیبام گفتن میرن موندیم ماها(البته اینم بگم که دختر عمه بزرگمم رفت چون کار داشت )دسته پسر داییم درد نکنه یه قلیونی ردیف کرد صفاااااا جای همتون خالی حالا شما فکر کنین هوا سرده قلیون می کشیم بعد از هر یه پکم یه خرما  تناول  که حالمون بد نشه (یکی نیست بگه مگه مجبورین آخه)بله دختر عمم که حسابی مشغوله لرزیدن بود(از سرما)(آخه همه لباساش و در آورده بود انداخته بود رو چادر یه بدبخت که خشک بشه خودشم یه چادر گل دار سرش کرده بود حالا عکسشو می زارم می بینین چه کر کری شده بود )منم که سردم شده بود (اینم بگم که تمام این کارایی که ما انجام دادیم تو شب انجام دادیم )یه پتوی یه متر در یه متر آوردیم منو دختر عمم چسبیدیم به هم (سوال نکن که دخترم یا پسر چون به هیچ نتیجه ای نمی رسی )بله از زیره پتو قلیون کشیدیم یه 1 ساعتی اونجا بودیم عزم را جزم کرده که بلند شیم بریم حالا مگه می تونستیم بلند شیم کمرا مون راست نمی شد رفتیم سوار ماشین داییم شیم(همین جا بگم که داییم خیلی بیشتر از اون چیزی که شماها فکر کنین وسواسیه چون ماهام خیس بودیم گفتیم اگه همین جوری بشینیم تو ماشینش فردا می بره ماشینشو مجانی می فروشه به خاطر همین چادری که سر دختر عمم بودو انداختیم روی صندلیه عقب )6 نفره می خواستیم سواره سایپا 141 شیم 4 نفری نشستیم عقب (دیگه خودت 141 تصور کن عقبشم بیار تو ذهنت )خلاصه به زور نشستیم اینم بگم که هنوز خشک نشده بودیم !! نشستیم تو ماشین شیشه هارو کشیدیم بالا بخاری و زدیم(تصور کن چله تابستون بخاری)موقع برگشتن تمام شیشه ها عرق کرده بود بخار گرفته بود مردمم ماتشون برده بود به ماشینه ما که جریان چیه چرا وسط چله تابستون اینا شیشه هاشون عرق کرده (آخه بخاری که شیشه ها اون موقع از سال گرفته بود تو زمستون شیشه های ماشین اون شکلی نمی شدن)خلاصه کلی خندیدیم بعدشم شبش اومدیم خونه ما(اصولا بعد از هر جایی که ما میریم همه میان خونه ما گیراییش زیاده مثه خودمه!)بله داییم اینا رفتن عمم اینا موندن خونه ما (شب موندن)تا ساععت 4 صب فقط با دختر عمم اینا می خندیدم سر به سر همدیگه می ذاشتیم بعدشم مثه جنازه افتادیم (واقعا اگه تو اون لحظه ما رو می دید مثه میت تو قبرستون شده بودیم)فرداشم بلند شدیم تا ظهرش چرت و پرت می گفتیم و می خندیدم (خیره سرم فرداش امتحان علوم داشتم )(مامانمم کلی حرص می خورد که اگه کم بگیری من می دونم و تو!!)من از بعد از ظهر تا صبح فرداش مشغوله علوم خوندن بودم(ریقم در اومد صبش که رفتم سگه سگ بودم نمی شد کسی باهام حرف بزنه)البته مامانم گفت حقته یه روزه کامل خندیدی یه روزه کامل سگ باش (البته من بیشتر از نصفه روز سگیم طول نکشید بعدش خودم تنهایی پارتی گرفتم)بله اینم از رحلت امام جون اتفاقا شبش اماممون اومد تو خوابم گفت قرار نیست ما رحلت کنیم و شما عشق و حال !!!!!! منم گفتم امام جون یه دفعه در ساله دیگه شما به حجم زیاده ابروانت منو ببخش اونم گفت باشه رو ح الله خوابش می اد بعدا باهات حرف می زنه !!! اینا دیگه دستم درد گرفته از بس تایپ کردم مامنمم داره غر میزنه که همش تو نتی جیغ و ویغش رو هواه تا خاطرهای دیگر بدرود!

? +? توسط : سرشناسچهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ?

غممناکم

 

بشین روبروم چشماتو ببند دوس دارم حتی بهشت با تو برم با هم میزدیم زیر بارون قدم به خاطر اون منو زیره پاتون زدم خیره با اون نظر نشدم بش هیچ وقت از عشق دروغیش رد شدم به نیشخند تو می دونستی که تو غممو عشقمی واسه همینم می خواستی قلبمو بشکنی دیگه فایده نداره بگی عشق منی تو چون تازه فهمیدم عشقو معنیشو خدا بش کمکی کن که نسوزه تو غم منو با دختر دیدی حسودین شد نه؟حالا مهم نیست میرم از زندگیت صبح تا شب می تونی خز بهم بگی خیره شدی از دور به یه نقطه تهی با رفتنت بهت گفت 3 نقطه! دوست دارم تورو قد یه نقطه خوب دقت کن تو به نکته دوست داشتن واسه عشق یه رکنه زیره پا گذاشتیو گفتی 3 نقطه (2) بیا بیا برگرد تو پیشم جلو  برق نگات من گم می شم از عشقمون داریم کلی خاطره اینو می دونم . میدونم داری شعرو زیره لب می خونی یادته روزی که میکردیم درد و دل یادته نشستیم روبه دریا روی شن یادته بهم گفتی از عشقمون خیلی مستی گفتم مجنون آرمین پس لیلی تو هستی اما به یاد دارم شب آخر شدی غرق تو چشمام خیره حرفاتو که زدی جاری شد برق تو نگام کینه گفتم حیفه اون همه وقت که کردم برات حروم ولی بازم می خوامت عزیزم بر گرد پهلوم ولی نه به حرفام گوش کن و برو از پیشم فکر نکن من با رفتنت کم می شم با هم دیگه داشتیم چه روزای خوبی اسممونو می نوشتیم رو درختای چوبی بیا پیشم سر تو رو شونه بذار تو بگو دوباره تا واست بخونه رضا از عشقت کردم تب و سوز چشم براهتم تا بیای شب و روز یادت میاد می گفتی که سر می دم حالا شنیدم تورو با پسر دیدن فهمیدم چه سریعا عشقمون رسید به اتمام دیگه نمی خوام حتی بیای جلو چشمام بوده هوای حرفاتو شقایق حالا فهمیدم چقدر طلاست دقایق از ذهنم پاکت می کنم انقدر دارم قدرت که تو رو فراموش می کنم از ذهنم به سرعت اگه واست سخته به حرفام گوش نکن از یاد ببر و بکن فراموش حتی!دوشت دارم تورو قدر یه نقطه خوب دقت کن تو به نکته دوست داشتن واسه عشق یه رکن زیره پا گذاشتیو گفتی 3 نقطه!

? +? توسط : سرشناسچهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ?

مزاحم

 

سلام به رفقای عزیز شفیق گرام هلو باحال با مرامی که اومدن تو کلبه جهانی ما یه وقت پشیمون نشیا تا آخرش بمون ضرر نمی کنی به قول شاعر که  میگه:

حالا که میدونی همه عمر منی           نکنه به وبم پشت پا بزنی    

خوب آقا این رفیقای ما خیلی باحالن ( توضیح اینکه حرف ما از نظر زبان یعنی من پس اگه نوشتم ما یعنی من برای مثال رفیقای ما= رفیقای من )اصولا من همیشه و در همه حال به یادشونم و از مسخره بازیایی که می کنن خندم می گیره (خدا قسمت شمام از این رفقای باحال بکنه ) این خاطره ای که الان دارم میگم مربوط میشه به یه ماه پیش که ما رو از طرف مدرسه برده بودن شمال آقا یه شمالی بود که در تمام طول زندگیم یه همچین مسافرتی نرفته بودم بله عرضم به حضورتون که تو این مسافرت ماها حق نداشتیم موبایل ببریم من و یکی از دوستامم که کرمیم نتونستیم و بردیم ( معلمامون فهمیدن ولی هیچی بهمون نگفتن)بله ما شبا یه شماره داشتیم که زنگ می زدیم یارو رو میذاشتیم سر کار آآآآآآآییییییی حال می داد (میدونم که همتون تا حالا واسه یه بارم که شده یکیو سر کار گذاشتین پس فحشم نده)آره یارو ام اسکل تر از ما باهامون حال می کرد یه شب ما زنگ زدیم به این یارو  (انم بگم که خط ما ها ایرانسل می باشد )از اونجا که خط این رفیق من خیلی خوب آنتن می داد صدا هی قطع و وصل می شد بعد از دو بار که مرتب قطع شد ماها هر دفعه که یارو بدبخت زنگ میزد یکدوممون حرف میزدیم یاروام اسکل بود نمی فهمید صدا تغییر کرده ( وقتی بهتون میگم اسکل بود میگین چرا؟؟؟؟)آره یکی ار این دوستای ما که خطم مال اون بود گوشیو گرفت آقا هر وقت ارتباط قطع می شد این بنده خدا تا میگفت سلام به طرق مختلف حال یارو رو می پرسید حالا می گین یعنی چی ؟ هروقت یارو زنگ میزد میگفت الو سلام خوبی ؟! بعد دوباره قطع می شد دوباره می گفت سلام تو الان خوبی ؟؟!!!! دوباره قطع می شد دوباره که وصل می شد می گفت خوبی تو الان؟؟؟؟؟ خوب اون شبم ما کلی خندیدیم این دوسته منم یه کوچولو می شنگه ولی خوشگل خوشتیپ اگه کسیو خواستین بدین بهش بگین که من آی دی شو بهتون بدم که برین باهاش صفا بچه رله ایم هست فدای همگی تا پست بعدیو خاطره بعدی بای.

 

? +? توسط : سرشناسشنبه نوزدهم خرداد 1386 ?

بهرام رادان شب شیشه ای

فدای اون چشاتتتتتتتتت عسسسللللللللللل 

 

آقا من میخوام یه نظر سنجی را باندازم میخوام بدونم کدوم یک از شما از بهرام رادان خوشتون میاد ؟ دلیلش چیه؟آیا رادان رو به عنوان یه ستاره قبول دارید؟نظرتون در مورد بوسی که توی آخر شب شیشه ای فرستاد چیه؟از برنامه شب شیشه ای خوشتون میاد یا نه؟چرا؟

فدای همگی بای.

? +? توسط : سرشناسشنبه نوزدهم خرداد 1386 ?

بی خیال عنوان شین ایندفعه رو!!!!!

سلام به رفقای عزیز دردونه خودم امروز واستون چند تا عکس میذارم برید حال کنید دیگه عشق دیگه چی کار کنیم تورو خدا دست نزنید برام خودم میدونم وبم تهشه

 

این شکلیشو دیگه ندیده بودیم

 

 

 

جون مننننن نه جون خودت تا حالا دماغ به این رو فرمی دیده بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب بسه ته زیاد نخند گناه داره اونم بنده خدا خوبه یکی بیاد دماغ تورو مسخره کنه؟؟؟؟؟؟؟

? +? توسط : سرشناسشنبه نوزدهم خرداد 1386 ?

روز اول

 

دوباره سلام راستش من اصلا نمی دونم چه جوری براتون بنویسم یعنی تا حالا وبلاگ نویسی نکردم  یعنی کردما ولی اینجوری نکردم  میخوام واستون یه خلطره تعریف کنم از روز اولی که ما (من و برو بچ باحال تر از خودم )رفتیم حوزه واسه امتحان نهایی آقا یه اضطرابی مارو گرفته بود که خدا نصیب دشمن منم بکنه از بس مارو از امتحان ترسونده بودن که دیگه گفتیم بریم اونتو زنده بر نمی گردیم  خلاصه با هزار تا نذر و نیاز قدوم مبارکمون رو وارد مدرسه در پیت کردیم  مدرسه دولتی قدیمی بود که اولش واسه بیمارستان ساخته بودنش ولی بعدش تصمیمشون عوض شده بود و کرده بودنش مدرسه !!!! خلاصه ما وارد کلاس شدیم البته بگذریم از اینکه قبلش 3 ساعت طول کشید تا کارتامونو بدن خلاصه تا رفتیم تو دیدیم یه معلم شیکم گنده اتو کشیده با یه دماغ کرنلی وایساده تا رفتیم تو به برو بچ گفتیم ایول کلاس بزرگه معلم تا طول کلاس و بره و بیاد ما کارامونو کردیم  نگو معلم خاک بر سری داره اونم اینه که پاش درد میکنه آی ما ضد حال خوردیم آی ضد حال خوردیم خلاصه برگه ها رو دادن و ما شروع کردیم به نوشتن معلمم کلید کرد به ما که مشهدی نفس نکش مشهدی وول نخور مشهدی مشهدی مشهدی  !!!!!!!!! دیگه حالم داشت به هم می خورد فرار و به قرار ترجیح دادم اومدم پایین با دوستام برگشتیم خونه  حالا شما ایندفعه رو به کوچیکی خودتون ببخشید که مطلب یه کوچولو بی مزه بود ولی ایشالا از دفه ی بعد با حال میشه فعلا!!!!!

? +? توسط : سرشناسشنبه نوزدهم خرداد 1386 ?

پست اوله زیاد بهش فکر نکن

سلام جیگرا  چطورین ؟؟؟؟؟؟ خوبین خوشین خوش می گذره ؟؟؟؟؟؟؟ به من یکی که اصلا خوش نمی گذره !!!!!! چرااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا نداره دیگه خوب نبودن که دلیل نمی خواد !!!!!!!!!!!!!!! البته من یه جورایی روانی تشیف دارم یه روز خوبم یه روز بدم به قول یه بنده خدایی نعشه طبیعتم !!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا می گین نعشه طبیعت یعنی چی ؟ منم خودم نمی دونم فقط اسمیه که روم گذاشتن البته یه فروشنده مغازه این اسم و روم گذاشت که مغازه اش از خودش در پیت تر بود.

عارضم به حضوره گرام تون که این چند وقته که امتحانات صفای ترم آخر شروع شده بنده مخم گ..... (واسه سنت خوب نیست !!!!)و این آخریا تصمیم گرفتم یه وبلاگ جدید بزنم عرضم  به حضورتون که در مقوله ی وبلاگ نویسی در قدم یه وبلاگ بنده داشتم که از صفحه روزگار حذفش کردم  چون دیدم هزینه های تلفن  جهانی (اینترنت)زیادیده  ها ها ها ها ها ها !!!!!! به همین علت یه مدت به داخل این شبکه بسیار بزرگ قدوم مبارکم و نمیذاشتم و بلاگفای زیبا و بسیار بسیار دوست داشتنی وبلاگ بنده رو حذف کرد !!!!!!! دستش درد نکنه کارم و راحت کرد عرضم به خدمت شما این وب جدید التاسیس است و اگه یه کمی مطالب قاطی بود شما به بزرگی خودتون نبخشید تا من آدم شم مطالب باحال بنویسم خوب در مورد وبلاگ این وبلاگ در مورد همه چیز مینویسد وقتی میگم همه چیز یعنی همه چیز دیگه شما خودتون برین تا تهش در مورد خصوصیات اخلاقیم هم عصبیم باحالم  جیگرم به قول شاعر میگه:میگن تکم میدونم با نمکم میدونم ها ها ها ها ها ها ها ها ها دوستان یه چیز دیگه بنده خیلی خوش خندم خیلی هم شرم اصلا من تو مدرسه معروفم یه اکیپم دارم بنام .....مشهدی یعنی هر خرابکاری که تو مدرسه میشه میگن اکیپ ما بوده حالا از شیرین کاریامونم واستون مینویسم که حال کنین یه چیز دیگه اسم و سنمم نمی گم بمونین تو خماریش ها ها ها ولی هرچی بخواین میتونین صدام کنین سنمم که دییگگگگگگگگهههههه اوومدی نسازی هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه  فعلا.

 

? +? توسط : سرشناسشنبه نوزدهم خرداد 1386 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو