تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

هی فلانی ......زندگی شاید اونجوری که فکر کردی نباشه .....

سابیلیکم!چه خفرا؟خوش میگذره ایشالا ماشالا؟؟؟خوب خدا رو شکر!من ناشناس نیستم من دوستشم خوب شاید فعلا برای یه مدت وبلاگ دسته من باشه چون ناشناس حالش خفن خرابه ؟! آخی حیوونی رفته مهمونی!!!!ها ها ها دیگه اگه پست یه کوچول بی مزه بود با نمک خودتون با مزه اش کنید!این دری وریا از منی که دوسته ناشناس بودم بعید نیست امروزم فقط به خاطره رفاقت چندین سالمون با هم اومدم و آپ کردم که حالا که یه رو به ما انداخته روشو زمین نندازیم ای بااااااااااااااااااا !خوب  من امروز متن یکی از چت های سره کاریشو میزارم ولی جونه من به خودش نگیدا می خوام سور پرایزش کنم ! اصلا مهم نیست کسیو بزاری سره کار ناشناسم عشقش کشیده طرفم سره کار خورش ملس بوده خودشم کرم داشته ناشناسم حالشو گرفته این نمونه بارز دختراس که روزی 100 دفعه میرن تو روم و با 1000 تا پسر چت می کنن همه رو هم ادد می کنن بعد اگه یه ساعت بعد برن یارو رو نمیشناسن البته این موضوع در مورد همه دخترا صدق نمی کنه و فقط در چند تاشون اینجوری می باشد ! البته این چت مثه چتای روم نبوده وناشناس طرف و فقط به این عنوان ادد کرده بوده که آپ شدن وبلاگ و بهش خبر بده چون طرفم خودش وبلاگ داره !!! ای بابا حتی اگه به آی دیشم دقت کنید نوشته ناشناس واقعی یعنی این آی دی مخصوص وبلاگه ای بابا از دسته بعضی از این دخترا!!!!! متنه این چت رو بخونید و نظره خودتون و در موردش به ناشناس حونتون بگید خداییش خوب سره کار میزاره!!!آقا خووووووووووووووووووووووب

 

crazychildren_22: kholo cheli hey miri hey miay???????????

nini.macha: :(

crazychildren_22: chie?

crazychildren_22: khob divoonei?

crazychildren_22: hey cheragheto roshan mikoni?

nini.macha: :D

crazychildren_22: khamoosh mikoni?

crazychildren_22: kerm dari?

nini.macha: ;)

crazychildren_22: ehtemalan dari ke nishet baz shode dg?

nini.macha: dege anjam namishe:D

nini.macha: :|

crazychildren_22: kare khoobi mikoni?

crazychildren_22: choon kheili hers midadi?

nini.macha: :(

crazychildren_22: fekr kon hey ye chizi goosheye safat rooshan khamoosh she

crazychildren_22: :-&

nini.macha: eeeeeeeeee

nini.macha: vahid toye?

crazychildren_22: are

crazychildren_22: taze shenakhti?

nini.macha: >:D<

nini.macha: che tooriiiiiiiiiii

nini.macha: baba

nini.macha: kojaye?

crazychildren_22: mersiiiiiiiiiiiiiiii

crazychildren_22: to khoobi?????/

crazychildren_22: haminjam pato boland koni maro mibini

crazychildren_22: :D

nini.macha: :D

nini.macha: akheeeeeeeeey

nini.macha: nazai

nini.macha: baba

nini.macha: in harfa cheye?

nini.macha: ey baba

nini.macha: shooma sarvaro salariid

crazychildren_22: na baba in harfa chie?

crazychildren_22: khob khanoomi khosh mizgare?

nini.macha: vahiiiiiiiiiiiid

nini.macha: ina cheye?

crazychildren_22: chia chie?

crazychildren_22: bade daram miporsam khosh migzare ya na?

nini.macha: ok

nini.macha: are

nini.macha: migzare

nini.macha: ta zohreye

nini.macha: foosh midadi

nini.macha: babaianm

nini.macha: ideto roooshn kon binam

nini.macha: yala

crazychildren_22: khob bia rooshan kardam

crazychildren_22: zohre kie??????????

nini.macha: ok

nini.macha: hichi

nini.macha: u ro ba 1ki dege eshtebahi gereftam:>

crazychildren_22: khahesh mikonam

crazychildren_22: vali dg dafe akharet bashe ba man intori sobat mikoni

nini.macha: ok

nini.macha: chashm:X

crazychildren_22 : che khatara?

nini.macha: bi kahbari

crazychildren_22: ey baba bi khabari ke ziade

crazychildren_22: :))

nini.macha: :D

nini.macha: :-?

crazychildren_22: chie moshkeli pish oomade????????

crazychildren_22: aloooooooooooooooooooooooooooooo

nini.macha: na:D:X

crazychildren_22: ok

crazychildren_22: meske saret kheili shologhe kari nadari man bayad beram

crazychildren_22: yani choon sare to shologhe man bayad beram

nini.macha: ooooooy

nini.macha: rafiigh

nini.macha: begoo babaian

nini.macha: m

nini.macha: to che web sitya web loge dari?

crazychildren_22: hichi

crazychildren_22: man az in jafang bazia o fench bazia khosham nemiad

crazychildren_22: khob moshkele dg ei nist??????????

crazychildren_22: ba toam

nini.macha: :D

crazychildren_22: mikham beram hal nadaram vaysam ta ye saat dg ke jenabali javab bedi

crazychildren_22: engar mikhay bale aroos begi

nini.macha: ok

crazychildren_22: bashe kari nadari?

crazychildren_22: bye.

crazychildren_22: rasti man vahid  nistam

crazychildren_22: :))

crazychildren_22: :))

crazychildren_22: :))

crazychildren_22: :))

crazychildren_22: :))

crazychildren_22: :))

crazychildren_22: :))

nini.macha: ok

nini.macha: fahmiidam:>

crazychildren_22: are khob bashe

crazychildren_22: goftam dg bish az had mokheto mashghool nakoni

nini.macha: ok

crazychildren_22: rasti age bish az andaze doore khodeo shologh nemikardi alan mano yadet miomad

crazychildren_22: be har hal har ki ye joore dg

crazychildren_22: khosh begzare bye.

 

 

 

خوب اینم از این دیگه کاری با ما ندارین ترو خدا ببخشین اگه آپه ایندفعه به خوبیه آپای ناشناس نبود (خیلی دلشم بخواد )ولی نظراتتونو حتما برای ناشناس بزارین چون می خونه و جوابتو میده به قوله ناشناس دیگه کاری نمونده جز قربانه شماها رفتن (البته اون همیشه به جای شماها می گه شاهرخ می دونین که یه خورده خل و چله )خوب دیگه ما زحمت و کم کنیم تا پسته بعدی با ناشناس خدافظ!راستی از شوخی گذشته ناشناس این دفعه یه مشکلی براش پیش اومد فقط می تونست نظرا رو بخونه و جواب بده واسه همین به من گفت که آپ کنم پس شما نظراتتون و واسه ناشناس بزارین نه من امیدوارم از طرز نوشتاریه من خوشتون اومده باشه بای.

? +? توسط : سرشناسیکشنبه هجدهم شهریور 1386 ?

some one.... some where ..... is made for you

نمی داتم....

نمی دان پس از مرگم چه خواهد شد .....

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ...

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد ....

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش ......

و او یکریز و پی در پی ....

دم گرم و چموچش را در گلویم سخت بفشارد .....

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.....

بدین سان بشکند .......

هر دم سکوت مرگبارم را ....

 

                           ***********************************

سلام سلامی به گرمی کولر  آزمایش خونمون !که هرچی هم کار کنه بازم یه باد خنک ازش بیرون نمیاد؟! ای خدا 20 روز دیگه مدرسه ها شروع میشه!(دقیقا نمی دونم چند روز دیگه ولی میدونم تا آخر این ماه شروع میشه)ببینم تا حالا شده به یاد دوران دبستان و دوستای اون دورتون بیفتین؟آره؟مطمئنا خیلی هاتون میخواستین ولی یا نمی تونستین یا اینکه شماره شونو نداشتین ............. ولی مطمئنم همتون دلتون می خواسته یه بارم که شده واسه یه ساعت با دوستای یا یکی از دوستای دبستانتون حرف بزنین یا ببینینش و از دوران دبستان با هم بگین و بچه بازیاش! اینی که امروز در این مورد حرف زدم و اینا همش دلیل داشت تا یه ذره ام از دنیای خودمون و دوره و برمون بیایم بیرون و به قدیما فکر کنیم به این که یه ذره بودیم و چی شدیم یه ذره ام یاد قدیمیا بیفتیم بد نیست!حالا چی شد که من تصمیم گرفتم این موضوع رو بگم: من شماره تک به تک دوستای دبستانم و دارم حتی گاهی اوقات اونا زنگ میزنن و مهمونی میگیرن من میرم ولی این قضیه به همین روال بود تا 1 سال پیش که یکی از دوستام زنگ زد که من مهمونی دارم خوشحال میشم توهم بیای ولی من همون روز عازم بودم و باید میرفتم مسافرت بعد از اون دیگه با هیچ کدوم از دوستای دبستانم ارتباط نداشتم تا اینکه عید امسال که رفتیم انزلی یه روزشو رفتیم لاهیجان اونجا توی یه بستنی فروشی همون دوستم و که تولدش بود دیدم ولی وانمود کردم که نمیشناسمش نمی دونم چرا ولی بعدا کلی پشیمون شدم که چرا نرفتم جلو و بهش سلام نکردم!!این از اولین اشتباه من هنوزم که هنوزه وقتی یادش می افتم ناراحت میشم ! حدودا یه ماه بعد از اون قضیه یکی دیگه از دوستام زنگ زد که اتفاقابچه ناظممون بود (چون من شر بودم باهاش دوس شدم که هوای انضباط مارو داشته باشه)نزدیک 45 دقیقه با هم حرف زدیم و از در و دیوار گفتیم دسته آخرم ای دیشو داد که من ادش کنم ولی من هنوز که هنوزه وقت نکردم و شایدم تنبلی کردم و زورم اومده که ادد کنم اینم دومین اشتباه من ! ولی من امروز ادش کردم !و باعثش یکی از بچه های دیگه بود امروز یکی از دوستای دبستانم بهم زنگ زد تنها کسی که بهش فکر نمی کردم البته چرا یه موقع ها فکر می کردم که برم دمه خونشون (خونشونو بلد بودم )ولی بعدش گفتم برم بگم چند منه (اینم به نوعه خودش میشه 3ومین اشتباه )امروز بهم زنگ زد کلی با هم حرف زدیم دسته آخرم هم تلفن گوشیشو گرفتم هم ای دیشو ایولا ایشالا به بقیم زنگ میزنم که با هم ارتباط داشته باشیم ایولا کلی امروز با خودم حال کردم شمام یه سر به اون دورانتون بزنین کیف می کنین فدای همگیتون تا پست بعدی بدرود .

 

 

? +? توسط : سرشناسیکشنبه یازدهم شهریور 1386 ?

تو یه روز 2 تا سینما !

سلام به رفقا چطورین؟امروز نمی دونستم مطلبمو چه جوری شروع کنم یعنی حالم به هم خورد از بس گفتم سلام رفقا چطورین !!!!هههههیی ولی به هر حال سلام رفقا چطورین؟چه می کنین؟خوشین؟چرخه این فلک چه جوری می چرخه؟خوب یا بد؟راستی من نبودم بهتون خوش گذشت؟اونو که میدونم در نبود من به هیچکی خوش نمیگذره!هه هه هه !!! امروز می خوام در مورد عشق بنویسم!راستش من ازاز عشق و عاشقی بدم میاد یعنی معتقدم واسه سنم خوب نیست!!!!ولی مطلبه امروز من با اون عشقی که شماها فکر می کنین یه جورایی فرق فوکوله!اگه یه کوچولو اون دوگوله رو به کار بندازین میفهمین منظورم و منظوره من عشقای اسطیریه(من که میدونم آخرش بازم شماها منظورم و نمی فهمین !!!)حالا عشق اساطیری از نظر من یعنی چی؟بزارین براتون از عشقم بگم تا بفهمین اساطیری یعنی چی؟؟؟عشق از نظر منم تو 3 حرف خلاصه شده اس آر کی! حالا اس آر کی یعنی چی؟این کلمه مخفف اسمه شاهرخ خان می باشد!خب حالا فهمیدین منظور از اساطیری یعنی چی؟امروز که دارم از شاهرخ میشم دچاره یه دلتنگیه خاصی نسبت بهش شدم دلم میخواست میدیدمش دلم می خواست جای دستگیره درش بودم که هر وقت میخواست وارد خونش شه منو تو دستش بگیره و بچرخونه ! این حرفا از من بعید نیست من دلم می خواست چیزای دیگشم بودم می دونین من 2 تا عشق بیشتر ندارم و واقعا تا آخر عمرمم دوستشون دارم یکیش شاهرخه و اونکیشم دختر دخترداییم واقعا دوسشون دارم تمام زندگیم به طوره کامل خلاصه میشه تو اونا (البته بابا و مامانم کامل از این قضیه جدان  دیگه همه میدونن که عشق به پدر و مادر چه جور عشقیه؟!)ههههیییی کاش ادم میتونست اون چیزایی رو که میخواست به دست بیاره کاش ادم می تونست اون چیزایی رو که ازشون دورن و راحت به دست بیاره هییییییی!

###############################

خاطره:شنبه ها بلیط همه سینما ها نیم بهاست!!!!            

توی تیر زنداییم رفت بیمارستان میخواست نمی دونم کجاشو عمل کنه ! (اینی که می گم کجاشو واقعا نمی دونم کجاشوئ با اینکه صد دفعه از مامانم پرسیدم ولی بازم نمی دونم!) قضیه ای که میخوام براتون تعریف کنم از این قراره که : توی خونه طبقه معمول پای کامپیوتر بودم و حوصلم به طرز فجیعی سر رفته بود که تلفنمون زنگ خورد علی (پسر داییم ) بود از بیمارستان گفت میای با سمیرا اینا (دختر عمم اینا )بریم سینما ؟منم که از خدا خواسته گفتم آره میام گفت پس تو بیا رسالت منم میام اونجا دنبالت که از اونور با هم بریم منم گفتم اکی! یه خوردم مامانم و تیغ زدم بعد از اینکه غذامو تناول نمودم پاشدم لباس پوشیدم به طرفمترو رسالت در حرکت آمدم جلو مترو به میزان 20 دقیقه ایسته کردم تا علی بیاد بعد با هم رفتیم سوار مترو شدیم سمته میدون امام خمینی (اینم بگم که علی از بیمارستان اومد دنباله من سمیرا اینام از بیمارستان رفته بودن سینما دنباله بلیط !!؟)حدودا 45 دقیقه طول کشید از مترو که اومدیم بیرون شانسه همیشه گوش به زنگ من دوباره شروع به کار کرد و گوشیم خاموش شد سمیرام زنگ زد به علی که کجایینو نصفه فیلم رفت و بدویین و این حرفا یه ربع بعد ما رسیدیم دمه سینما استقلال (گند ترین سینمای ایران از نظر من )جلو در که رسیدیم سمیرا جلو در بود ولی سمانه (دختر عمم )رفته بود تو ! خلاصه مام رفتیم تو و نشستیم به ترتیپ از راست به چپ:علی.من.سمیرا.سمانه! ما دیدنه چه فیلمی رفته بودیم پارک وی (مضخرف ترین فیلم تاریخ سینما از نظر من )اولش فیلم خیلی خوب شروع شد البته اینم بکم که من مجبور بودم کله به فیلم به اراجیفای علی گوش کنم چون از فیلم و سینما و این جور چیزا متنفره فقط عاشقه اینه که بگرده ! من دیگه وسطای فیلم خواب بودم به نظر من باید این فیلمو برای افراد 16 سال به پایین اکران می کردن نه 16 به بالا رسید رسید بلاخره فیلم رسید به جایی که رعنا با ساطور میزنه رو انگشتای کوهیار و به اصطلاح انگشتاشو قطع می کنه یکی دو تا از دخترای لوس و ننر واسه این صحنه جیغ زدن آقا یه دفعه من غش غش زدم زیره خنده حالا نخند کی بخند  حالا مگه خندمم بند میاد (به نظره من یکی از غیره طبیعی ترین صحنه های این فیلم این صحنه شه!)از اون به بعد  سینما رو هوا بود همه فهمیده بودن فیلم مسخره بود هی تیکه میپروندن علی می گفت در خونشون اندازه دره امام زاده صالحه ! اون یکی می گفت یکی من و بگیره این فیم تموم شه من دیگه نمی تونم از دره سالن برم بیرون ! از این چرت و پرتا بقوله معروف هی ذرت پرت میکردن !بعد از فیلم تا رفتیم اونور سیتما وایسادیم آخه دختر عمم زنگ زد گفت من همون طرفام وایسین میام دنبالتون! دیگه یه 20 دقیقه ام اونجا معطل شدیم بعد رفتیم دمه بیمارستان که به اصطلاح من و علی بریم اون تو ؟(قرار بود مامانم شب بمونه پیشه زنداییم)دیگه سیما (دختر عمم )گفت تو بیا خونه ما منم با کله قبول کردم رفتیم سمته خونشون دمه در خونشون که رسیدیم گفتم من روز سوم و ندیدم خیلی دلم می خواد ببینم سمیرام گفت منم ندیدم خیلی دوس دارم ببینم ولی هفته دیگه (خونشون نزدیک سینما ایرانه ) شب حدودا ساعت 8 بود گفتم پاشیم بریم سینما اونا گفتن ما که پول نداریم گفتم باشه با من مام رفتیم روز سوم واقعا فیلم زیباییه بد ختی ها و مشکلاته دخترا و رن ها و مادرای جنوبیو به خوبی به تصویر کشیده انقدر سر روز سوم گریه کردیم که هرچی ظهرش سر پارک وی خندیدم از دماغمون در اومد ولی واقعا فیلمه خوبی بود به پول دادنش می ارزید! بعد از فیلمم با صورتای سرخ شده برگشتیم رفتیم خونه سمیرا اینا از اونورم با بابام اومدم خونه! تازه اونقدر حالم گرفته بود که شامم نخوردم ! اینم از این راستی اینم بگم بلیط سینما شنبه ها نیم بها 800 تومن واسه همین ما تو یه روز 2 تا فیلم تو یه سینما دیدم!هه هه هه  فعلا بای تا بعد به قول عشقم که براش میمرم : god bless you

and bye.

 

)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))))

 

 

طبق قانون بقاي شادي هيچ شادي از بين نميره؛
.
.
.
.
.
.
.
بلكه فقط از دلي به دلي ديگه جابه جا مي‌شه..



******************************

نمي دانم چرا اين گونه هست؟

وقتي نگاه عاشق کسي به توست مي بيني

اما،دلت بسته به مهر ديگري است.

بي اعتنا مي گذري وعاشقانه به کسي مي نگري...

که دلش پيش تو نيست.

******************************

گرصدسال پس ازمرگم قبرم رابشکافي وهنوزقلبم وجودداشته باشدخواهي ديد که روي آن نوشته شده است فقط تورادوست دارم

******************************

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

******************************

داشتيم تو جاده ميرفتيم كه چشمم افتاد به يه تابلو كه روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

******************************

تو كوله بارت عشق ميزارم كه بگذريم،قلب ميزارم كه جا بدي،اشك ميدم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني باز بر مي گردي پيشم

******************************

اگر سلطنت بلد نباشم .سلطنت نميکنم...اگر زندگي بلد نباشم زندگي نمي کنم ...اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطر تو ياد ميگيرم

******************************

اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

******************************

پلکهاي مرطوب مرا باور کن ، اين باران نيست که ميبارد ، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند

******************************

چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

******************************

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست

******************************

هيچ چيز بيش از يک لبخند تمسخر آميز، دهان زيبا را زشت نمي کند .

 

? +? توسط : سرشناسیکشنبه چهارم شهریور 1386 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو