اول یه مقدمه بگم این علامت دلاری که این بالا میبینین ماله اینه که چند وقته بابام بهم دلار نداده(جوونه عمم! از دلار منظورم پول تو جیبیه)

خاطره:مسابقه و سینما و شام و بچه!!!
فکر کنم بدونین من بسکتبال بازی میکنم
(فکر کنم تو پستای اولم گفتم حالا اگه نگفتم الان بدونین!!!مطلبه مهمیه
)تو تابستون تمرینای ما خیلی فشرده بود دوساعت کامل میدوئیدیم بعد اگه یکم از اون مقداری که مربیمون میخواست کمتر میدوئیدیم یه دفعه 300 تا دراز نشست بهمون میداد
!!!آره دیگه اونم دراز نشستای اون!!خدا نصیبه گرگه بیابون نکنه بعد از اینکه مدرسه ها باز شد من حدود دو ماه نرفتم بسکت چون هم باید درس میخوندم هم میرفتم کلاس برنامه ریزی هم میرفتم زبان خیلی شیر تو شیر شده بود

حالا اصلا یادم رفت چی چی میخواستم بگم
آهان خلاصه ما دوباره بعد از دو ماه رفتیم و یه هفته بعد گفتن باید آماده شین فلان موقع بازی دارین خلاصه ما که اصلا بازی نکردیم چون لباسمون دسته یکی دیگه بود
اونم نیومده بود خلاصه اونم شیر توشیر بود
!!! بعد از بازی که اتفاقا باختیم
!!!!! ها ها ها ها نیشتو ببند
!چون بابام اینا نیومده بودن گفتن تو برو خونه عمت!!! هه هه هه هه هه حالا من از حافظ باید میرفتم هفت تیر رفتم همونجا سواره یه ون شدم رفتم پیچ شمرون از اونجام یک طیاره اسکورت گرفتم رفتم خانه عمم!!! اونجام کلی تحویل گرفتن که دیگه مارو تحویل نمیگیری و از این حرفا (خیلی وقت بود نرفته بودم)شروع کردم با بچه همسایشون بازی کردن حالا خسته و کوفته تا رفتم تو بچه هه رو من بود کلی باهام حال میکرد (دیگه ما اینیم دیگه جذابیم
)یکم با اون بازی کردم دیدم خیلی حوصلم سر رفته طبق معمول پاشدیم رفتیم سینما (ما مثه کش میمونیم ولمون کنن سینماییم اطلاع دارین که ؟؟؟)هی من به اینا جز(با این ز مینویسن؟؟نمیدونم؟؟اینو باید معلم اول دبستانم یادم میداد
)زدم بریم اتوبوس شب اینا گوش نکردن گفتن بریم چهار انگشتی!!!ای خداااااااااااااااااااااااا البته اینم بگم که اولش رفتیم واسه اتوبوس شب گفتن ساعت 10 اکرانه!!!رفتیم سروش دیدیم چهار انگشتیه بهرامه(بهرام رادان پسر خالم
)گفتیم ایول خوب خوبه دیگه هی این دختر عمم گفت بابا کارگردانش بیخوده گفتیم نه بهرام توشه بریم!!!!!
خوب دیگه من ادامشو تعریف نمیکنم چون خیلی چرته و چرته و چرته و چرت بود دیگه اگه میخواین به عمق ماجرا پی ببرین برین ببینین!!!!

گند زده بودن با فیلمشون!!!دیگه بعد از اونم کلی زد حال خوردیم تو راه همش داشتیم فحششون میدادیم دیگه رسیدیم خونه شام خوردیم اومدیم (اینم بگم که طبق معمول تعارف شدیم (بنده)برای موندن ولی خودمان را گرفتیم ولی نه خداییش واسه شنبه اش درس داشتم واگرنه چتر میشدم!!!)اینا دیگه!!

پی نوشت 1 :آپه ایندفعه ام و اصلا دوس ندارم
یه واقعیته دیگه ایشالا شما خوشتون بیاد
ولی اگه خوشتون نیومد ترو خدا بروم نیارینا دلیم میسوزه!!
پی نوشت 2:ایام شهادت و شوگواری امام حسین و به همه تون تسلیت میگم هرچند قبلا به همه گفتم!!
پی نوشت 3:اگه ام شانتی ام شاهرخ و ندیدین فقط میتونم بگم نصفه عمرتون بر فناست همین!!

پی نوشت 4:دیگه حرفی ندارم در ضمن جک هارم بخون !
پی نوشت 5:بد جوری تو رنگ فونتم موندم جونه من بگید چه رنگی خوبه بزارم!
قيامت بي حسين غوغا ندارد"شفاعت بي حسين معنا ندارد"حسيني باش كه در محشر نگويند"چرا پرونده ات امضاء ندارد
دانا به کار خویش تکیه می کند و نادان به آرزوی خویش/ امیر المومنین ( ع )
باتوجه به مسدود شدن راههاي خروجي قزوين وگيرافتادن 7000مسافر،امروزدر قزوين عيداعلام شد
به دليل بارش سنگين برف، سرماي شديد و خارج نشدن مردان از خانه اداره ثبت احوال درباره افزايش شديد جمعيت هشدار داد
پسره ميره خاستگاري باباي دختره ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزينه باباي پسره ميگه پسرم پاشو بريم يه دختر گازسوز پيدا كنيم
دو تا اصفهاني دراز كشيده بودند يكيشون داشته خميازه ميكشيده اون يكي ميگه داداش تا دهنت بازه لطفا اين اصغر ما رو هم صدا كن
براي کشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترک ساحل را داشته باشي اين دنيا دنياي تغيير است نه دنياي تقدير
ايه ترک يه تهراني يه اصفهاني با هم ميرن يه خربزه ميخرن. ميگن هر کي که امشب شيرين ترين خواب رو ديد اون خربزه رو بخوره. صبح که بيدار ميشن تهرانيه ميگه من ديشب خواب ديدم تو مسابقه دو شرکت کردم و نفر اول شدم. اصفهانيه ميگه من خواب ديدم با تمام فاميل رفتيم يک جائيکه همه جور خوراکي ها بود و مفت مفت بود و ما همينجور مي تونستيم بخوريم. ميبينن ترکه هيچي نميگه، ميگن تو چي خواب ديدي، ميگه: والله من هر کاري کردم خوابم نمي برد، ساعت 3 بلند شدم خربزه رو خوردم
شما هم با اضافه کردن یک بخاری روشن در تعطیلیه مدارس و دانشگاهها سهیم باشید هم اکنون نیازمند یاری بخاریهایتان هستیم
استاندار مازندران اعلام کرد در صورت تشديد سرما ادارات امدادي نيز تعطيل خواهند شد و کار را به امام زمان واگذار خواهيم کرد
به غم کسي اسيرم که زمن خبر ندارد عجب از محبت من که در اواثرنداردغلط است هر که گويد دل به دل راه دارد دل من زغصه خون شد دل او خبر ندارد .
يکي دلش براي ماهي مي سوزه يکي براي ماهي گير ولي هيشکي دلش براي تو که سر قلابي نمي سوزه
يه خياره با يه خيار شوره داشتن تو خيابون راه ميرفتن به خياره ميگن اين کيه همرات ميگه خواهرمه ترشيده
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست
گاهی وقتها از نردبان بالا میرویم تا دستهای خدا را بگیریم غافل از اینکه خدا پایین ایستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نیفتیم.
تو رو دوست دارم مال منی عزیز منی جیگر منی عسلمی رو تمرین کن هفته بعد که دیدمت به هم بگو
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم
لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!
روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان
عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري
زندگي گل زردي است به نام غم فرياد عاشقي است به نام محبت مرواريد گران بهايي است به اشک دوستي دو معشوق است به نام عشق
عاقبت از عشق تو اهل کليسا ميشوم ميکشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم آنقدر بر کشتي عشقت نشينم همچو نوح يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم
هستم ولى نيستم هر لحظه كنارت! نيستم ولى هستم هر لحظه به يادت
روزگار نچندان کهنه بودم مست از آرزوهاي بي خيالم! ولي اکنون.... گشته ام بي خيال آرزوهايم بي خيال آرزو
معناي انتظار يک لحظه بايست ديوانه شدن به خاطرت کافي نيست يک لحظه بايست و يک جمله بگو تکليف دلي که عاشقش کردي
ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر و رنج است اگر عاشق شدن يک گناه است پس دل عاشق شکستن صد گناه است
غرورت رو به خاطر اونيکه دوستش داري بشکن ولي اوني رو که دوستش داري به خاطر غرورت نشکن
به ترکه ميگن اگه آب نبود چي مي شد؟ ميگه شنا ياد نمي گرفتيم در نتيجه همه خفه ميشديم
منتظر دیدار تو هستم، سهل است بگویم که گرفتار تو هستم، من در پی این حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از منی و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم
من منتظر دیدار تو هستم، سهل است بگویم که گرفتار تو هستم، من در پی این حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از منی و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم
ستاره پنج انتها داره...مربع چهار انتها داره...مثلث سه انتها داره...خط دو انتها داره...زندگي يك انتها داره ...خدا كنه منو تو مثل دايره بي انتها باشه