تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

come..............fall in love!

دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه یه عمره حال و روزه من همینه

کسی به پای گریه هام نمیشینه ...

بازم دلم گرفت و گریه کردم بازم به گریه هام میخندم بازم صدای گریمو شنیدم همه به گریه هام میخندن ...

دوباره یه گوشه میشینم و واسه دلم میخونم هنوز تو حسرت یه هم زبونم ولی نمیشه باز اینو میدونم دوباره نمیخوام چشای خیسمو کسی ببینه یه عمره حال و روز من همینه کسی به پای گریه هام نمیشینه ....

بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوی غم گرفته کسی نفهمید غمم چی بوده دلیل یک عمر

ماتمم چی بوده .......

 

 

 

سابیلیکم اوری بادی !!من که خوبم شماها شطولین ؟؟!چه خطرا؟؟با درس مرسا چیکار میکنین؟؟؟خوب خدا رو شکر این امتحانای ترمم رفت و کلکش کنده شد!معدلمونم گرفتیم بلهههه!!!!!!!مدرسه ما خیلی عجله ای کار میکنه هنوز یه روز از امتحانا نگذشته اینا گفتن به خانواده محترم(که همون مامانا باشن)بگین بیان!!البته نه به این سرعت حدود یه هفته بعد اینطوری شد!!!(یعنی کارنامه هامونو دادن)البته بنده که بچه خرخون(ارواح عمم)شدم سوم!!!(یه 19.92 داشتیم یه 19.75) که این 75 یه دوسته خودم بود!!(یکی دیگه از دوستامم شد 19.90داری دوستارو)بلهههه اینم از این خدا رو شکر تموم شد رفت!!!!

آقا این ترم دوم واسه من خیلی خوش یمن بود!!حالا بگین چرا؟؟؟مسابقه های منطقه شروع شده مام که عضو تیمیم دیگه مدرسه پدرسه شوتوتو!!!

مسابقه هامون دقیقا وسط ساعت مدرسه ها بود مام همه رو غایب میشدیم!!

از جمعه تا دوشنبه غایب بودم!!ولی چه فایده اون مسابقه بخوره تو سرم اصلا تو زمین نرفتم تازه معلممون کلی قهوه ایم کرد گذاشت کنار!!!!!

اونم جلوی 8 تا آدمه دیگه کلی بهم برخورد!!!غرورم و شیکست(اوااا خواهر دیدی چی شد؟؟!)هیچی دیگه کلی فحشمون داد جلو همه برگشت گفت این ....(اسممو گفت)برای ما مثه مرده متحرکه(هرهر نیشتو ببند)

آره این نیاز به بدنسازی داره باید هیکلش بیاد رو فرم و از این چرت و پرتا(ای خدااااا حالا ما اگه لاغر کنیم چاقی مد میشه!!)خلاصه جلو همه مارو شست گذاش کنار(منم زبونم بسته شد دیگه لال مردم واقعا من در عجبم هیچکی از پس زبونه من در نمیاد بعد که میرسم به این مربیمون زبونم قفل میشه!!!)البته دوشنبه اش دهنم سرویس شد کلی درس داشتم که باید مینوشتم رفتم خونه دوستم برای گرفتن جزوه ها و اینا بعد از اونجا که بنده (گشادم.. ببخشید ترو خدا)نصفه بیشتر درسامو دوستم نوشت!!!(خدا از این دوستا نصیبه شمام بکنه هه هه هه)آره دیگه اینم از این تعطیلات مضخرفمون!!!فیشششش....!!!!

امروز تو مدرسه مون جشنیدن (واسه چی نداره دیگه مشخصه واسه دهه زجر)بله همه یکی یه کیک آورده بودن 5 کیلو (هر کلاسی باید جداگانه واسه خودش میخرید)همشم تصویر پرچمه قشنگمون بود!!!!حالا کیک کلاسه ما دیدنی بود از این کیک آماده ها بود که پشت ویترین مغازه ها میزارن یکی از برو بچز گرفته بود اومده بود!!!کلی زابیل شدیم پیشه بقیه کلاس ها!!!!خیره سرشون واسه دهه فجر جشن گرفته بودن (چیز کرده بودن)!!!جشنشون نیم ساعت بیشتر نبود بعد همه رفتن سر کلاساشون!

پریروزا همین جوری اسکول شده بودم تو اینترنت داشتم میگشتم کلی دپرس بودم که چرا شاهرخ عکسه جدید نداره؟؟چرا اهنگه جدید نیست؟؟؟

چرا نمیتونی یه وبلاگ درست حسابی(البته دور از جون وبلاگ برو بچز الل خصوص شماها)پیدا کنی؟؟؟؟رفتم تو این صفحه نخست بلاگفا (ببینین دیگه اسکولیتم در چه حد شده بود)روی این وبلاگایی که میدیدم اسمشون باحاله کلیک میکردم بعد میدم زکی زهی خیاله باطل خداییش وبلاگا از همه نظر چه قالب و چه محتوا توی تابستون و قبل از اون خیلی بهتر بودن!!

خیلی بهتر بودنا یعنی اصلا قابل مقایسه نیستن!!!الان که بیشتر وبلاگای سابقه دار یا صاحبشون عاشق شده رفته یا دلش شیکسته به عشقش نرسیده یا به خاطر پول و هزینه اینترنت دیگه نمیان یا میگن دیگه نیایم چون مثلا به درسمون لطمه میخوره!!!!ولی دو مورد اول درصدش خیلی بیشتره!!!!

الان تو نود درصد وبلاگا که میری عشقیه!!واقعا اینکه مطلبه یکی و کپی کنی بزاری کاره؟؟؟؟حالا یه سری از وبلاگا هستن که در کنار عشقی مطالبه طنزم مینویسن باز این خیلی بهتره یا مثلا اونایی که خودشون شعر میگن شعرشون و مینویسن تو وبلاگشون!!!یا در کنار شعراشون مثلا از آهنگ های قدیمی یا داستان های پند آموز(جمله رو بخورین)میزارن ولی خداییش یه سری از آدما شورشو در آوردن!!!!!یارو هنوز دهنش بو شیر میده میگه من عاشقم من در غمه عشقم سوختم!!!!فلان شدم بابا بیخی خداییش عشق چیه من نمیدونم شماها میدونین؟؟؟!!!

 تو یه وبلاگ خوندم نوشته بود از نظر من عشق یعنی وقتی طرفتو میبینی دست و پات بلرزه زانوهات سست شه نتونی هیچ کاری بکنی اونقدر جرات داشته باشی که به خاطرش جونتو بدی؟؟؟؟....

میخوام بدونم این دوس پسر دوس دخترای الانم اینجورین یعنی واقعا تمام جملاته بالا درشون صدق میکنه ؟؟؟واقعا دوس دارم بدونم!!!

والا اگه عشق همین چیزی باشه که این آقاهه میگفت تمام این جملات برای من توی کلمه شاهرخ ختم میشن!!!(هرهر به چی میخندی؟؟؟)

یادمه 4 سال پیش وقتی دیدمش و اینا (شاهرخ و میگم)همه گفتن 6 ماه دیگه از سرت میپره !!!الان 4 ساله که قراره اون 6 ماه برسه ولی نمیدونم چرا نمیشه!!!!!!الهی من بگردم که هی گفتم ازش خبری نیست نیست نیست یه دفعه من و کشت با این عکسایی که تو برلین ازش گرفتن من مردم واقعا زانوهام سست شدن(چیه؟؟؟؟)اصلا تنها بشری که روز به روز داره خوشگل تر میشه شاهرخه مثه اون زیبای خفته بود کی بود؟؟؟هر روز خوشگل تر میشد شاهرخم همینه!!!!!!(ببخشید یه دفعه جو شاهرخ گرفتتم)

پریروزا رفتم تو یکی از این وبلاگا همینجوری رفتم براش نظر بدم دیدم ااااا چقدر نظر داره!!!!حالا پس از تحقیق و تکشیف بسیار (تکشیف از کاشف میاد خودم ساختم )فهمیدم یارو با دوستاش شرط بسته که نظراتشو به بالای 700 تا برسونه(چه شرطه مضخرفی)بعد رفته به همه گفته بیاین واس من نظر بزارین اکثرا اومده بودن 20 تا 30 تا براش نظر گذاشته بودن!!!!منم گفتم خوش به حالت حالا دوستات میان به وبت میسرن ماله ما که هی ضد حال میزنن به ما!!!!!!(دوستای مدرسم)

دیدین چقدر سریالای امسال چیز شدن؟؟؟(به جای چیز هر چی دوس داشتی بزار)توشون یه پدر خوانده باحاله که اونم چیز کرده به هیکله خاندان پهلوی گذاشته کنار!!!!(بدبختا واسه یه جشنای دو هزار و پونصد ساله اینهمه توبیخ شدن بعد الان اینا واسه عمه خاله ننه همسایه رهبرشونم جشن میگیرن!!توبیخ نمیشن اصلانم پولمون همینجوری به باد نمیره!)

اون رقصه پرواز که کلا اوته یادمه اون زمان که کودکی بیش نبودم این سریال و میداد!!!بقیه سریالام به جز حلقه سبز و ساعت شنی به درد همون نوه خاله عمه رهبرشون میخوره!!!!!

اتفاقا جشنواره امسالم به درد همون نوه خاله .... میخوره!!!!!

بابا این چه وضعیتی یعنی صد رحمت به پارسال خداییش اون از بنرشون اون از فیلماشون واقعا برگزار نمیکردن بهتر بود!!تمام کارگردانا فیلماشونو گذاشتن واسه عید!!!!

ما که طبق معمول برو بچز میرن میخرن(بلیط و میخرن) واسه مام میخرن با هم میریم ولی خداییش خیلی جشنواره بیخودیه!!!!!!!

راستی تبریک میگم سینما آزادیم تاسیس شد خداییش شهرداریم خوب واسش وقت گذاشت خیلی زحمت کشیدن مهندس طاهری(آره فکر کنم فامیلیش همین بود البته اگه اشتباه نکنم)میگفت شهرداری یه دفعه تو ماهه اول برگشت به من گفت من اینو واسه جشنواره میخوام میگفت حقوق کارگرا رو دو برابر کردم کارگرارم  نزدیک به 4 برابر کارگرای اولیه ام اضافه کردم!!!خسته نباشه واقعا زحمت کشیده کلی کاره!!!!!!

 

خوب دیگه خسته شدم دیگه میرم اینم از این فقط قبلش در مورد اون مطلب عشقیم اصلا به دل نگیرید من فقط نظرم و گفتم منظورمم شخصه خاصی نبود فیلا.....

 

 

پی نوشت 1:یه سری عکس واسه برو بچز شاهرخی گذاشتم البته میدونم همه دارن!

پی نوشت 2:لطفا پستمو بخونید مثه من که میام واسه شماها رو میخونم خوب کلی زحمت کشیدم مرسی...

پی نوشت 3:همین الان بهم زنگ زدن گفتن فردا ساعت 10 مسابقه داریم دعا کنین برنده شیم آخه تیمی که اول شه بهش 50 هزار تومن پول میدن!

پی نوشت 4:جک هارو بخونین باحالن!

پی نوشت 5:دیگه حرفی ندارم....

 

 

اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!


مادر به پسرش: هیچ خجالت نکشیدی این همه کیک رو تنهایی خوردی، اصلاً هیچ به فکر خواهرت بودی؟
پسر بچه: آره مامان همه اش به فکرش بودم، که نکنه یک دفعه وسط خوردن کیک سر برسه!

ترکه می ره عیادت یکی از دوستانش، وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که اونجا بودن، میگه: این دفعه مثل دفعه قبل نکنید، که مریضتون مُرد و منو خبر نکردیدها!


دو تا دروغگو داشتن از کنار یک کوه رد می شدن یکی به دیگری گفت: اون مورچه را می بینی که بالای اون کوهه؟ اون یکی هم گفت: کدوم یکی را می گی؟ اون یکی را گه چشمش بازه یا اون یکی که چشاش بسته است؟

از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق!

از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون!


می دونی مزایای مجرد بودن چیه؟
از هر طرف تخت که عشقت بکشه می تونی بیای پایین!


یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم میگه:
سبز - آبى - قرمز
ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟ میگه من راقص نورم!


ترکه با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها
!

تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

ترکه یه آخوندو می بینه بهش میگه: خدا وکیلی یعنی سرت اینهمه درد می کنه


تركه شش قلو بچه دار ميشه ، هر كدوم از بچه‌ها يه رنگ بودند، بعد از كلي تحقيق مي‌فهمند به جاي قرص جلوگيري از اسمارتيز استفاده مي‌كرده


قلب پسرها مثل پارکينگي است که هيچ وقت تابلوي ظرفيت تکميل بر در آن ديده نميشود و اما قلب دخترها مانند فرودگاهي است که مدت ماندن يک هواپيما در آن بستگي به فرود هواپيماي بعدي دارد

قلب براي زن مخلوقي است كه عميق تر ميبيند و مرد مخلوقي است كه دورتر را ميبيند.عالم براي مرد يك قلب است و زن عالمي است


اهل دانشگاهم رشته ام علافي‌ست جيب‌هايم خالي ست پدري دارم حسرتش يك شب خواب! دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب. اهل دانشگاهم قبله‌ام استاد است جانمازم نمره! خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي‌كاريست من نمي‌دانم كه چرا مي‌گويند مرد تاجر خوب است و مهندس بي‌كار وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست! ((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد)) بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد! وبه آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم

معتاده پیغام گیر می خره رو پیغامگیره می ذاره: هشتم........ولی خشتم !

یه بار میگی سرش پهنه،یه بار میگی درازه یه بار میگی از پشت اذیت میکنه، اصلا درش بیار یه کفش دیگه بپوش!!!

قزوينيه مي گن شما چرا اينقدر خوشبختين؟ ميگه: براي اينکه بخت مي ترسه به ما پشت کنه

عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر يا بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا : آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه

پروردگارا از عشق امروزمان چيزي براي فردايمان باقي بگذار....به اندازه يك نگاه...به اندازه يك لبخند....تا به ياد داشته باشيم كه روزي عاشق هم بوديم

کاش مــي شد بر جـــــدايي خشــــم کرد شاخه هاي نســترن را با تواضع پخش کرد کاش مي شد خانـــه اي از مهـــر ساخت مهـــــــرباني را در آن سر مشـق کرد روي دل هاي حقــــــيقي نقــــــش کرد


دوستي ..شوخي سرد آدمهاست ..بازي شيرين گرگم به هواست.. واسه كشتن غرور من و تو ..دوستي.. توطئه ثانيه هاست

نميدانم تا كدامين طلوع خواهم ماند و در كدامين غروب خواهم رفت اما دوست دارم تا آخرين لحظه ي بودنم همه ي شما را سر كار بزارم


نخ شمع از شمع پرسيد : چرا وقتي من ميسوزم تو آب ميشي..؟شمع جواب داد مگه ميشه كسي كه تو قلبمه بسوزه و من اشك نريزم

ترکه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین


شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ، ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن ، دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا ، دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن

اي عشق مدد کن که به سامان برسيم، چون مزرعه تشنه به باران برسيم، يا من برسم به يار يا يار به من، يا هر دو بميريمو به پايان برسيم

ترکه می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن.

 

اینم شاهرخ:

http://i27.tinypic.com/2wnagiu.jpg

http://i27.tinypic.com/smccom.jpg

http://i29.tinypic.com/2pr8gsg.jpg

http://i29.tinypic.com/2959w10.jpg

http://i28.tinypic.com/axmp7k.jpg

میدونم کمن دفعه بعدی بیشتر میزارم فداتون!

بدرود

 

 

? +? توسط : سرشناسیکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو