تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

تولدم,سینمایی,تبریک عید!!!!!

 

یا مقلب القلوب و الابصار

               یا مدبر الیل والنهار

                       یا محول الحول والاحوال

                                  حول حالنا الی احسن الحال

 

سلام همه برو بچز شطولین؟؟؟؟!خوفین خوشین تیریپ خوشی بر داشتین دیه؟؟؟چیکارا میکردین؟؟؟حسابی منتظر بودین که ناشناس جان بیاد و براتون آپ کنه!!!

انتظارات برآورده شد و ناشناس آپید!!!چه آپه شیر تو شیریم هست به خدا حالا خودتون میفهمین!!!آقا از اسفند به بعد چه بساطی داشتیم ما!!!!همش امتحان همش امتحان!!همه از این کلاسیا بودنا(منظورم  مستمره کلاسیه) ولی نمیدونم چرا ما هیچ کدوم و نخوندیم و همه رو تریدیم!!!!نه حالا در اون حد تریدن ها(حرف زدن و )ولی خوب یه دو تا 17 داشتم حسابی گند زدم!!!هیییییی!!!الان همتون دارین بهم میخندین نه؟؟؟هر هر هر به چی میخندین؟؟؟الان دوس دارم دلیله اون پوزخندی و که تو زدی بدونم خیلی جالبه ها!!!!!!بچه پرو اصلا برو با تو قهرم!!!!!بله داشتم چی میگفتم؟؟؟آهان ..... اینا واسه گوزیدنه مام(ببخشید خیلی ببخشید ولی جز این لغت لغت دیگه ای پیدا نکردم!!!!)معدل میزارن حتما باید والدینمون بیان و کارنامه بگیرن به خود دانش آموزان داده نمی شود!!!!اه اه ببخشید البته!!!

البته من زیاد به اون کارنامه ها اهمیتی نمیدم چنانچه اصلا نمیدونم الان کجا هست؟؟؟؟!!اصولا از نظر من معدل فقط ترم اول ترم دوم همین دیگه بقیش اصلا مهم نیست!!!!(بسه دیگه حالم بد شد!من نمیدونم چرا اول هر پسته من باید با مدرسه شروع شه!!!!)

دیدین فاجعه سال و سنتوری لو رفت!!!!چی شد یعنی به خدا کمر اون تهیه کننده اش(که بیشتر سرمایه گذاریش ماله خود داریوش مهرجویی!!)شیکست واقعا افتضاح بود کاملا مشخصه که خودشون(منظورم همون دولت)فیلم و دادن بیرون!!!چون تو جشنواره پارسال این فیلم یه بار بیشتر اکران نشد بعد توقیف شد!!!

بعدم که دیگه هیچ جای دنیا اکران نشد یعنی یه سری بهرام رادان فیلم و زد زیر بغلش برد آمریکا که اونجا فیلم و اکران کنه بهش گفتن اگه فیلم و اکران کردی دیگه همونجام بمون(یعنی همون انواع و اقسام ممنوع و فعالیت هایی که میگن!!!!)اونم دوباره فیلم و برداشت اومد تهران!!حالا این فیلم چه جوری لو رفته واقعا جالبه دیگه؟؟؟خود تهیه کننده یا همون عوامل فیلم که نمیان فیلمی و که میدونن اگه اکران بشه فروشش میلیاردی بیان پخش کنن که خودشون به خودشون ضرر بزن پس کاره کیه؟؟؟دولت(همون وزارت ارشاد)فیلم و داد بیرون بعدم بعد یه مدت اومد گفت ما عوامل پخش کننده فیلم و دستگیر کردیم کلیم تو برنامه در شهر نشون داد!!بعد خودشونم میدونستن فیلم یه فیلمی بود که مردم واسه دیدنش عطش داشتن یعنی یه حسی درست شده بود که همه دوس داشتن فیلمو ببینن حالا از کجا اومده بود عامل اصلیش این بود که به بهرام رادان به خاطر بازیش سیمرغ دادن!!!خوب این یعنی چی؟؟بعدم اونایی که فیلمو توی جشنواره دیده بودن انقدر ازش تعریف کردن که همه دوس داشتن ببینن به هر کیم که میگفتی داستان فیلم چیه واسه من بگو میگفت نه باید خودت ببینش!!!

توی آخرین روز جشنواره امسال خبر پخش شدن فیلم مثه توپ پیچید!!خوب اولین نفراتی که میرن بخرن که ببینشو مورد نقد و هزار تا کوفت و زهر مار دیگه قرارش بدن همین روزنامه نگارا و خبر نگاران!!!!!(ببخشید من اعصابم واقعا خورده)

یه جا خوندم یکی نوشته بود رضا گلزار همه فیلماش میلیاردی فروش میکنن ولی بهرام رادان یه فیلمی مثه چهار انگشتی و میده بیرون!!!!در اینکه فیلم چهار انگشتی فیلم گندی بود اصلا شکی نیست!!!ولی در اینکه رضا گلزارم بازیگر توانایی نیست اصلا شکی نیست!!!!!ببخشید من ازتون سوال دارم کی بود که گلزار و تا این حد آورد بالا!!!!؟؟تهمینه میلانی یه فیلم درست کرد که کپی برابر اصل مستر اند میسیز اسمیت بود بعد این فیلم فروش کرد زوج افشار گلزارم مثه توپ ترکوند!!حالا اگه بیاین به فیلمایی که این دوتا بعدش باهم بازی کردن نگاه کنین اولیش تله بود که واقعا فیلم خوبی نبود دیدین که خیلیم فروش نکرد!دومیشم این کلاغ پر بود که گلزار مضحک ترین بازیشو تو این فیلم نشون داد!!!!!بیشتر مردمم نظرشون اینه که اگه گلزار این فیلم و تو کارنامه کاریش نداشت خیلی بهتر بود!بعد بیشتر افرادی که میرن فیلمو میبینن فقط به این دلیل میرن که گلزار خوش قیافس!!یا آخ جون گلزار با افشار بازی کرده پس فیلمه خیلی خوبیه!!!اگر بیاین و به این نگاه کنین که اقا بازی گلزار از آتش بس به بعد تکراری شده میمیک های صورتش لحنه حرف زدنش کلا!!!میتونین آتش بس و با کلاغ پر مقایسه کنین!!!!یعنی اون گلزار و با این گلزار مقایسه کنین تفاوت های خیلی کمی توشون میبینین و اینم نباید از یاد ببرین که گلزار همیشه و تو همه فیلما پولداره!!!!حالا اگه بیاین به بهرام رادان و بازیش نگاه کنین خدایی چند تا فیلم متفاوت بازی کرد اون از سنتوری اون از گیلانه رستگاری در هشت و بیست دقیقه تقاطع!!!!

دیگه من حرفی نیمیزنم چون از همه این فیلما میتونین برداشت کنین!!!(خوب دیگه از سینما بیاین بیرون)

من این چند وقته خیلی دارم سی دی میخرم یعنی اصلا میرم بیرون به دفعه میبیننی سه تا سی دی دستمه بعد ممکنه یه دفعه تو هفته 3 بار این اتفاق پیش بیاد!

فیلم آی ام لجند ویل اسمیت و دیدین؟؟فوق العادس فیلم هیت من و دیدین؟؟؟؟اونم اگه ندیدین بیرن بگیرین ببینین!کتاب اشراف زادگان دلباخته ام قشنگه اونم بخونین!!!

دیگه صحبتی نیست ولی خاطره مونده حتما بخونین در ضمن من در مورد صحبت های بالا فقط و فقط نظر خودم و گفتم یه وقت توهین نشه به کسی!!!!

 

$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$

 

مقدمه:الان این دلاریای که دیدین این بالا اینا ماله اینه که واقعا نیازمنده پول هستیم!!!

 

همگی اطلاع دارین که 25 اسفند شخصی به اسم ناشناس جان اومد به دنیا!!!!خیلی ممنون مرسی(این به خاطر اون تباریک ((جمع تبریک))که شماها الان به من گفتین!!!!)بله آقا ما رفتیم پیشه والدینه محترم و محترمه و گفتیم ما میخوایم تولد بگیریم حالا ما کی اینو گفتیم دی ماه والده محترمه (که همون مادر بنده باشن )فکر کردن من دارم مزاح میکنم (نمیدونم چرا هر وقت من حرف میزنم همه فکر میکنن من دارم مزاح میکنم!!)هی پشت گوش انداختن هی طبق معموله همیشش گفتن حالا تا اون روز ببینیم چی میشه؟؟؟(تیکه کلام مامانمه!!وقتی دوس نداره اتفاقی بیفته)رسید ماه اسفند دیگه این ماه که رسید از هفته دومش دعواها و دادو بیدادا(دورغ گفتم برای جذابیت بیشتر ما هیچ وقت با هم دعوا نیکنیم!!!!!)شروع شدن که از ما اصرار و از اونا انکار که تولد بگیریم!!!!خلاصه بعد از یک سری مذاکره ها به این نتیجه رسیدن (والدین محترم و محترمه)که اگه تولد بگیرن سنگین ترن یعنی به نفعشونه!!!بله ما رفتیم همه برو بچز و دعوتیدیم واسه روز 5شنبه که میشد 23وم دیگه همه کارارو کردیم بعد جالبیش اینجاس که من هر کی و دعوت میکردم میگفت ناشناس !پارتیه؟؟؟قاطیه؟؟؟هی مام میگفتیم نه بابا پارتی چیه؟!!!!

والدین گرامیم گذاشتن؟؟!!!خلاصه همه کارا ردیف شده بود 3شنبه اش دوستم زنگ زد گفت زن دایی چپولم مهمونی گرفته بعد چون اکباتانا منم باید برم (اتفاقا منم همین سوالی که شماها تو ذهنتون پیش اومد واس منم پیش اومد که چرا؟؟؟باید؟؟؟؟)گفتم اسکول خوب مثلا تا ساعت ده اینجایی از اونورم حالا یا آژانس میگیری یا خودت میری دیگه گفت نه بابام نیمزاره!!(این همون دوستمه که اون روز مشقامو نوشت)خلاصه مام انداختیم جمعه!!(من رویه سری از دوستام حساسم بعد اونا حتما باید می بودن!!!)الان همتون منتظرین که اینجا نامی از دختر عمه های من بیاد دیگه!!!!هه هه اونا نبودن!!

(دروغه محضی بیش نبود)مگه میشه اونا نباشن البته من در ابتدا با برو بچز مذاکره کردم که اگه معذب میشین نگمشون اونام گفتن نه بابا اونا نشن ما نمی شیم!!!!(ترو خدا ببینین چقدر پرو ان بالاخرا دوستای ناشناسن دیگه!!!)دیگه دیشب تولدیدیم و کلی رقصیدیمو مسخره بازی در آوردیمو خلاصه خیلی حال داد تازه اونام با هم دیگه دوس شدن و (دوستام با دختر عمه هام)دیگه اصلا انگار نه انگار که ناشناسیم وجود داره !!!!بله اینم از این دیگه گفتم آپمو بندازم روزه تولدم که حالی به هولی بشه!!!!!اوووه راستی اگه اثری از پسر داییم ندیدین به خاطر این بود که کار داشت بعد نتونس بیاد فقط اومد کادوم و داد و رفت این از این!!!!!حالا تو اون هیر و ویر فرزند همسایمون با پسر داییم رسید دیگه کلی ماچ و بوسه و اینا که چقدر خوش تیپ  شدی و اینا (همینجوری داشت یکی یکی هندونه ها رو میداد بغله ما)دیگه منم دیدم بغلم جا نداره یه ذره هندونه گذاشتم و تعارفش کردم اونم گفت الان میام برم لباسم و عوض کنم میام!!!!!!مام گفتیم زکی میگن تعارف اومد نیومد داره ااا!!!!!!!!!

راستی 5 روز دیگه عیده!!!!!یوهووووووو!!!!امروزم که تعطیل شد یوهوووووووو!!!!!!مدرسه ما نه دولتیه نه حوضه(ترو خدا حوزه نوشتنه منو عیب نداره یه ذره بخندین!!) ولی نمیدونم چرا تعطیلمون کردن به هر حال یوهووووووووو!!!

 

پی نوشت 1:عید همتون مبارک ایشالا صد سال زندگی کنین اسمتونو تو کتاب رکورد های گینس ثبت کنن!!!!

پی نوشت 2:دقت کردین چقدر شاهرخ جیگر شده هر روز خوشگل تر از دیروز الهی من فداش شم میخواستم کیک تولدم شاهرخ باشه ولی نشد یعنی دیر اقدام کردم!اشکال نداره سال دیگه!!!!

پی نوشت 3:سر سفره هفت سین مارم دعا کنین!!!!!

پی نوشت 4:دیگه سخنی نیست!!

پی نوشت 5:چرا هست جکارم بخون!!!

پی نوشت 6:خاطره ایندفعه رو به خاطر مینا سس خور نارنجیش کردم!!

پی نوشت 7:آخرین آپم او ساله ۸۶ خداحافظ تا سال دیگه!!!!!

 

 

 

 

در پی اختلاف نظر علما در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

شيطان عاشق خدا بود ... مي خواست تنها عاشقش باشد ... فرياد زد ... خدا نفهميد ! . . . خدا بزرگ بود ... مي خواست عاشقي کند ... آدم را آفريد! . . . سالها پيش آدم خدا را از ياد برد ... آدم عاشق شيطان شد ! اين وسط خدا تنها ماند ... به همين سادگي

میگن وقتی یه خوشکل به آسمون نگاه میکنه ستاره ها چشمک میزنن و حال میکنن یه وقت به آسمون نگاه نکنی گند بزنی به حالشون

ترکه ميره استاديوم وسط موج مکزيکي غرق ميشه


بسيجيه ميره لاس وگاس ، زنگ ميزنه به خانمش ميگه : فکر کنم شهيد شدم ؟! خانمش ميگه چرا؟ ميگه : آخه اينجا بهشته


شخصي را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت

تیمارستان نوار کاست نوحه می ذارن همه پا میشن می رقصن به جز یکیمی میگن این حتما سالمه ازش می پرسن تو چرا نمی رقصی ؟ میگه:آخه من عروسم


درجات دیوانگی:
1. گیج
2. خنگ
3. پپه
4. گاگول
5.اسمت چی بود؟


اگه یه روز تنها شدی... تا کسی نیست دستتو بکن تو دماغت، حالشو ببر!


هنر شمشير اينه كه يكي رو دو تا مي كنه،بنازم هنر عشقو كه دو تا رو یکی می کنه

افتادن در گل و لاي ننگ نيست. ننگ در اين است كه آنجا بماني

گفتی دور منو خط بکش ، کشیدم حالا تو در محاصره ی منی!


الهی همیشه مثل چراغ راهنمایی باشی لپت همیشه قرمز،روی دشمنات زرد دلت همیشه سبز

دو چیز هیچ وقت از یاد آدمها نمیره یکی: دوست های خوب یکی: روزهای خوب یه چیز هم هیچ وقت از دل آدمها بیرون نمیره روزهای خوب که با دوستهای خوب داشتی

مشترک گرامی:مسانه ی شما پر شده است لطفا هر چه سریعتر نسبت به تخلیه ی آن اقدام نمایید. ( سازمان کنترل نا محسوس شب ادراری )


به خروسه میگن مرغ چند حرف داره؟ میگه : قربونش برم حرف نداره!

چشمهای درشت و زیبایت را که به من می دوزی و با لبهای زیبا آواز می خوانی . احساس می کنم که بیش از همیشه عاشقت هستم . تو زیبا ترین قورباغه ی این برکه ای

این سیب، بهترین سیب، شکل سیب، سر سیب، کار سیب، گذاشتن سیب، یه سیب، آدم سیب، الافه سیب.
حالا سیب هارو حذف کن. از اول بخونش!

تو مثل خورشید هستی. می دونی چرا؟ چون با همون نگاه اولت می شد فهمید که از پشت کوه اومدی!


بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار، منم ميرم گوجه مي خرم يه املت توپ بزنيم تو رگ!

هر چي زنگ مي زنم آنتن نميده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض کنه.


اختراعی که برای جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق


آرزوي حيوانات مختلف:
آرزوي جوجه تيغي (بغلش کني )
آرزوي پاندا ( عکس رنگي بگيره )
آرزوي گوسفند ( صندلي جلوي وانت بشينه )
آرزوي خر ( نميگم داغ دلت تازه نشه )

صبر کن عشق زمين گير شود بعد برو . يا دل از ديده تو سير شود بعد برو . تو اگر کوچ کني بغض خدا ميشکند . صبر کن گريه به زنجير شود بعد برو

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

عشق عینك سبزیست كه كاه را یونجه می بیند


به ژاپنیه میگن رفتی قزوین گردش قزوینو چجوری دیدی؟ میگه ناشی باشی تاشی توشه

چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته

به ترکه مي گن کجاي تهران مي شيني ؟ مي گه هرجا خسته شدم

ترکه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن


چندي ست که بيمار وفايت شده ام …... در بستر غم چشم به راهت شده ام …... اين را تو بدان اگر بميرم روزي …... مسئول تويي که من فدايت شده ام


ترکه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزنن به دیوار ... تو انتخابات رای میاره.

 

 

ساله خوبی داشته باشین همگی موقع تحویل سال مارو یادتون نره فدای همگی بدرود

 

 

 

 

 

 

? +? توسط : سرشناسشنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو