تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

آخ آخ حالا چیکار کنم !؟

من گرفتار سنگینی سکوتی هستم ...

              که گویا قبل از هر فریادی لازم است ...

سرما زده و سوز و پاییز بر آهـــــــــی  ...

                  در حسرت روزای بهاری بغ کرده قناری ...

اجاق خونـــــــه میسوزه و سرده ... ببین سرما چه کــــــرده ...

ای وای از اون روزی که گردونـــــه به کام مـــــــا نگرده ...

یخ بستــــــــه گل گلدونــــــا ای داد ... طوفان طبیعت رو ببین کرده چه بیــــــداد ...

برگی دیگه نیست روی درختـــــــــا ... سرماست فقط میون حرفـــــــا ...

هر چی که بوده توی طبیعت ... قایم کرده یکی میون برفـــــــــا ...

در حسرت روزای بهاری بغ کرده قنـــــــاری ...

               در حسرت روزای بهاری بغ کرده قنــــــاری ...

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم ،کشتم ...

من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم  ... یک کلام در جزوه هایم هیــچ ننوشتم ...

من ز مقصد ها پی مقصود های پوچ افتادم ... تا تمام خوب ها رفتند و خوبی ماند در یادم ...

من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت ...

بهارم رفت ... عشقم مرد ... یارم رفت ...

 

سلام بدون یه حرف کم یا اضافه ! به احتمال صد و نود و نه درصد همتون میدونین شعر بالا آهنگ کیه !؟ خیلی قدیمیه مال سال هفتاد و 8 اینطوراس !! یعنی دیگه اگه ندونی خیلی گاگولی ! سیاوش قمیشی  ، بیشتر شعرایی که سر در وبلاگم گذاشتم مخصوصی شخص شخیصه این جناب ، حقیقتش اینه که من وقتی خیلی عصبی باشم یا خیلی خوشحال باید آهنگ های ایشون رو گوش بدم  !! یه جور عادت یا یه جور کرم  ! خلم آیا !؟ شاید ! حالا مثلا یارو عشق داریوش ، عشق ابیه   منم عشق سیاوشم !! چون به نظرم آهنگاش خیلی بیشتر از ابی و داریوش به خصوص داریوش بهم حال میدن  !!!! یه دلیلشم شاید این باشه که اصلا من وقتی فهمیدم آهنگ و موسیقی چیه که آهنگ های سیاوش قمیشی و گوش دادم !! بعد اصلا صداش بهم آرامش میده ! دقیقا مثـــــــله شاهرخ !! حالا بیخیال خواستم بگم دلیلم واسه نوشتن شعرای این کچل خان چیه !!! (توهین نکردمـــــا ما با هم از این شوخی ها داریم   !!! ) تازشم کچل و با کسره رو ک بخونین !! بلی ... آقا من هر وقت دیر به دیر آپ میکنم یعنی به این مدت طولانی که میرسه دیگه نمیدونم چیکار کنم !! یعنی نمیدونم چی بنویسم ، واسه همین خودم هیچ وقت دوس ندارم آپام دیر تر از دو هفته بشن ولی خوب اگر عوامل جوی بزارن مام خوشحال میشیم که زود به زود آپ کنیم ! ولی نمیزارن کــــه  ، هـــــی امتحان پشت امتحان هـــــــی هــــــــــــی ، مام که اعصاب نداریــــم ، والا تو امتحانا که بودیم ( همین نیم ترم تخیلیا ! ) حداقل میگفتیم امتحان داریم درسای کلاسیمونو نمیخوندیم (مام که فرصت طلب ! !!! )(حالا توجه داشته باشین که اون پایین ، پایین برناممون نوشتن که در طول امتحانا درسای کلاسی پرسیده میشوند   !! ) بعد حالا که از اون امتحانای شاخ غول اومدیم بیرون ، یعنی نذاشتن یه روز بگذره معلم فیزیک دو فصل داد گفت بخونین بیاین  !!!! بعد تازه اینجوری میکنه اگر در طول این 4 ،5 جلسه ای که با هم تا امتحانای ترم داریم شماها درس خوندین که هیچی منم امتحانتون و خوب میدم !!! اگــــرنخوندین چنان امتحانی بهتون میدم که مثه چـــــی گریه کنین  !!!! منم گفتم : مام یه جور امتحان میدیم که شما گریه تون در بیاد !! کل کلاس رفت رو هوا ماهرو میگه مرجان الهی بمیرم اذیتش نکن (جمله کنایی بود برای کسایی که طبق معمول دیر فهمن میگم که یعنی مام برگه هامونو انقدر افتضاح مینویسیم که شما دیگه نتونی سر تو ، جلو در و همسایه بگیری بالا   !! )  حالا من اینجا میگم "مام "نگین تو یه نفر ما نیستی بله اون که درست ولی من اینجا جمع بستم یعنی اگه من بگم ننویسیم همه به جز یه نفر تو کلاسمون به حرف من گوش میدن   !!!! ( پارسال سر امتحان دینی آخرین روز اردیبهشت بود به معلم گفتیم نگیر گفت نـــه خانم فراهانی نمیشه و این دری وریا منم گفتم باشه ! اومد سر کلاس گفت برگه هاتونو در آرین همه در آوردن ،سوالا رو گفت !! بعد که سوالا تموم شدن همه بچه ها نشستن  !!! گفت خانم فراهانی یعنی چی !؟ گفتم به من چه کل کلاس نمینویسن میگی خانم فراهانی یعنی چی  ؟! هیچی برگه ها رو سفید دادیم ! ولی سر ترم به من داد 18 و نیم  !!!! فکر کن تنها نمره 18 ام دینی بود اونم هیچی نـــه دینی  !!!!! ) !! یکی از بچه ها راس میگه ، میگه ما گفتیم امتحانا تموم میشه راحت میشیم بدتر شد !!!

                                                                           

آخ آخ یه ماجرای جالب توجه !! (دقت داشته باشین که جدیدا آخ آخ شده تکه کلام من !! ) ، یه ،یه هفته پیش تو راهرو داشتم عالم و آدم مسخره میکردم   ناظممون اومد گفت : مرجان جــــان ؟! گفتم بله خانم مقدم !! گفت بیا اینجا ، بعد سریع دست ماهرو رو گرفتم ، گفت نه مرجان جان با ماهرو نه تنها   !! گفتم یا ابوالفضل ، بعد من و برده تو یکی از کلاسا دستم و داشت میکشید و میبرد ! گفتم خانم مقدم خب بریم یه جای شلوغ تنهایی زیاد خوبیت نداره تو عام   !!! (خودش فهمید منظورمو نگام کرد گفت کتک میخوای   !! ) از پشت به ماهرو اشاره میکنم میگم اگه من تا ده دقیقه دیگه از این اتاق نیومدم بیرون زنگ بزن پلیس !! بعد نگام میکنه میخنده میگه دری وری نگو !! تو کلاس رفتیم بعد میگه مرجان جان عزیزم میدونم که تو از همه چیز مدرسه خبر داری !! بعد فهمیدم سریع نگاش کردم گفتم : هر کی موبایل و سی دی و اینا میاره به شما بگم !! گفت آرره عزیزم ما میخوایم خلافکارا رو شناسایی کنیم  !!! میخندم بهش میگم خلافکار چیه !؟ بعدم من جاسوس نیستم !! میگه : نـــه عزیــــزم جاسوس چیه !؟ اسم اینکار جاسوس نیست این کمک به دوستاته  ! گفتم : قربون شما من زیاد مایل نیستم از این کمک ها به کسی بکنم !! بعد نگام میکنه میگه مرجان توهم ! میگم بله من هــم  ! آخه بابا حرف بیخود میزنه من اگر بخوام برم بگم کی موبایل میاره کی سی دی میاره باید حداقل روزی 3 ، 4 نفر و از هر پایه ببرن پایین !! من به فکر جمعیت مدرسه خودشونم باور کنین !!! بعد من یه آبرو و اعتباری دارم در عوام ، نمیتونم بیام فریب بدمشون که  ، بعد میگه من میدونم همین الان به من بگو کی چی کار کرده !؟ گفتم من نمیدونم چه گیری دادیا !! هیچی دیگه یه ذره چرت گفت تموم شد !!! همون روز یکی از بچه ها رو بردن پایین چرا چون موبایل آورده بود  ! بعد مقدم اومد پیش من گفت تو میدونستی منم نگاش کردم نیشم و تا این حد باز کردم گفتم بله !!! حالا غرض از این همه یاوه گویی این بود تو مدرسه چو (همون شایعه ، به جمله م چو بیشتر میومد   !! ) انداختن که یکی از طفل های اول دبیرستانی با جناب 2afm دوست شده   !!! و مقداری پول و طلا از خونه برداشته و رفته پیش این آقا بعدم بهشون سو قصد شده !! همون تعرض ایشونم لنگ از دست دراز تر اومده خونه   !! خانواده هم با آغوش گرم و شیر کاکائو پذیرای ایشون بودن !!! که همش چرت بود  ! حالا چرا اینارو گفتن یارو دوروز نیومده بوده مدرسه نمیدونم چش شده بوده همه این دری وریایی که شنیدین و پشت سرش ردیف کردن چرا اینارو گفتن چون خود طفلش این چاخان ارو واسه یکی از بچه ها کرده بود ! بعد من که میگم نسل به نسل سال به سال داریم کودن تر و بچه تر میشیم میگین نه !!! از اونور بـــاز چو ا نداختن که یه خانمی از همین طفل های اول دبیرستانی باردار بوده و کودک خود را سقط کرده است !!! مامانشم اومده امروز اخراجش کردن !!! منتها من نمیدونم این چرا فرداش اومد مدرسه ، احتمالا دوران نقاهتشو گذرونده بوده  ! ! هیچی امروز مدیر خوش زبان و سخنورمون که قربونش برم دست هر چی بی ادبه از پشت بسته(شقایق میگه از این بی ادبی حرف زدنش خوشم میاد !  ) اومد سر صف و تازه اینجوری میکنه من آخه چی بگم که در خور شما باشه  !! به هاشمیان گفتم این دیگه لغت بی تربیتی گیر نیاورده کم آورده بیچاره !!! هیچی اومد گفت از این شایع ها درست نکنین و 30 سال آبروی کاری من و نبرین زیر question و این دری وریا ، من که فقط داشتم از سرما میلرزیدم !!!! بعد ناظممون اومد گفت این همون چیزاس که بهت میگم مرجان جان !! اگر تو به ما میگفتی الان اینجوری نمیشد !!!! گفتم برو بابا ...

                                                      

واای واای امروز معلم سر کلاسمون گفت چگالی یک کیلو پنبه بیشتره یا یه کیلو آهن ؟! همه بچه ها نگاش کردن !!! تازه قبلشم گفت این مال دبستانتونه !!! بعد دوباره پرسید همه نگاش کردن یه دفعه همه باهم گفتن آهن !!!! گفت نه پنبه !! بعد علامت تاسف سر تکون داد ! گفتم خانم ما این چیزای آسون و نمیگیم که بگیم مام یه جاهایی ضعف داریم   !!! همه خندیدن یکی از بچه ها گفت ما میدونستیم میخواستیم شما رو امتحان کنیم  !! اونم خندید گفت آرره میدونم !! بعد رفتم پیش مقدم میگم خانم مقدم جرم یه کیلو آهن بیشتره یا یه کیلو پنبه   !؟ بعد نگام میکنه میگه یعنی چی !؟ قاه قاه میخندم میگم پس شمام نمیدونین !؟ گفت یعنی چی ؟! خب باید به مقیاسش نگاه کنیم !!! خندیدم گفتم خانم مقدم مال دبستانتونونه !!! گفت میدونم جرم آهن بیشتر ، حجم پنبه بیشتره !! گفتم آفرین شما 3 امتیاز مثبت میگیرین   !!!! نگام میکنه میگه نه تو واقعا کتک میخوای !!!!!

تنبلی تا چه حد زمانی که دو تا از درایوای مهم کامپیوترت تا خرخره پرن بعد تو حال اینکه خالیشون کنی نداری !!!!! این چند وقته یعنی این امتحانات یه سره ساعت دو بیدار بودم تا 6 درس میخوندم واقعا دیگه کلافه شده بودم !!! معلم ریاضیمون اومد گفت امتحاناتتون پشت سر همه بدون یک لحظه حتی استراحت !! گفتم واقعا دستتون درد نکنه ، دست این نظام عالی آموزش پرورش درد نکنه با این برنامه ریزی ش واقعا باید زنگ بزنیم از مسئولان به خاطر این کارشون تشکر کنیم  !!!! اوا ای چه محکم سرشو میکوبونه !!

فیلمای جدید واقعا چرت و بیخود شدن الان نمیخوام اینجا نقد فیلم راه بندازم ولی به جز دو تا فیلمی که جدیدا دیدم بقیه جدیـــــــدا همه از دم چرت و بیخودن !!! مثلا یه نمونه ش ده رقمی  ! من نمیدونم این فیلم نقطه جذابش چی بود که پرفروش ترین شده بود !؟ به قول یکی از بچه های وبلاگی راس میگه یه زمانی میگفتن فلان فیلم و رضویان بازی میکنه واای برو ببین کر کره خنده س الان میگن فلان فیلم و رضویان بازی کرده نرو ببین چون خیلی مضخرف و چرت و افتضاحه !!!! من میدونم یه روزی میرسه در این سینما رو تخته میکنن میره پی کارش !!

 

پی نوشت 1 . یه موقع هایی تو مدرسه به ذهنم میرسه اینو بگم اینو بنویسم بعد وقتی میام خونه همشون یادم میره !!

پی نوشت 2 . تو این مدت کلی مطلب نوشتم آخر سر اینو برش داشتم !

پی نوشت 3 . رفتم پیش فالگیر که تو پست بعدی میگم چی شد !

پی نوشت 4 . بعضی از بچه ها اگه میبینن من دیر به دیر میرم پیششون باور کنین اصلا یادم میره ، یعنی من اصلا کامنتارو میخونم بعد نیست وقت نمیکنم میرم میـــــــام !!! دیگه اصلا یادم میره یه سری از سوالا رو جواب بدم !!!

پی نوشت 5 . خیلی بده که آدما تو این دنیای مجازی خیلی چیزا رو به خودشون بگیرن !!

پی نوشت 6 . بهار برگشت هوراااا !!

پی نوشت 7 . زود زود اینو بخونین آپ بعدیم و بزارم !

پی نوشت 8 . فکر کنین صبح از خواب پاشین بعد بیاین تو اینترنت بعد ببینین با یک عدد شاهرخ مو کوتاه خوشگل خوشتیپ کت شلواری روبه رو هستین لطفا عکس العمل خود را در این موقع شرح دهید !؟ منتظر دیدگاه ها و نقطه نظرات شما در ای رابطه هستیم !!

پی نوشت 9 . مثلا من حرفی نداشتم بزنم تو پی نوشت

پی نوشت 10 . just this ...

 بعدا نوشت : همین الان دیدم گیتا کل وبلاگشو پاک کرده !! چرا ؟؟!!!

? +? توسط : سرشناسسه شنبه نوزدهم آذر 1387 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو