تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

باز یک شب یک دریچـــه دو چشم قشنگ ...

 

سلام بدون یه حرف کم یا اضافه ! نیشخند Hello

 .../ آخ آخ اون روزی که بارون میومــــد یادتونه ! بعد تبدیل شد به تگرگ مژه! سه شنبه ای بود فکر کنم ، اون سه شنبه ما مسابقه والیبال داشتیم ، من که اسکول معلم گفت بیا توام والیبال باش با فلانی و فلانی و فلانی و فلانی و ... یه شیش هفتا فلانی دیگه ! که یکی از این فلانی های شقایق بودمژه ! (معلم زبانمون همینجوریه وقتی میخواد رو مهم بودن یه چیزی خیلی تاکید کنه میگه کنارش مینویسی بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار خنثیبعد همینجوری ادامه میده تا یکی از بچه ها بهش بگه بسه آخرشم میگه مهم ! منم پررو هر چی اون میگه بسیار منم مینویسم !hee heeخنده ) اون روز من فکر کردم شقایق دوباره رفته تو غش ! منم غش شده بودم که باز چیکار کردم این ، این شکلی میکنه کلافه! اعصابی ازم خوورد میشه وقتی یکی برام قیافه میگیره ! (اینجا تنها شقایق نیست من کلا از اینکه یکی برام بره تو غش متنفـــــــرم ! ) بعد هیچی دیگه منم خودم و چیز(چیز یه چیز بود زشت بود بگم hee hee! ) کردم  هر سه زنگ و موندم بالا نشستم به هندسه خوندن پریما میگفت مرجان بسه ! خودتو کشتی ! میگفتم نـــه اصــــلا نمیشه ، بعد زنگ مسابقه رو که زدن من موندم تو کلاس (حالا بگم که تمام این بساطا واسه این بود که من فکر میکردم شقایق تو قیافه س حوصله قرو قیافه شو نداشتم shame on youوگرنه من به هیچ عنوان دوس ندارم زنگای تفریح تو کلاس بمونم ! حالا جریانش طولانیه که من بگم چرا همچین فکری کردم whistling) مقدم اومد بالا گفت تو مگه تو تیم نیستی گفتم چرا ؟! گفت چرا نمیری گفتم حوصله ندارم ! به وجود من نیازی نیست از خود راضی!  نگام کرد رفت پایین گفت مرجان جان زود بیا پایینnot listening - New! ! گفتم باشه ، رفتم تو حیاط راهنمایی دیدم همه سوت و اینا ، مربیه نگام کرد گفت پس چرا نشستی اینجا پاشو برو گفتم نیازی به وجود من نیست ! اینا بازی میکردن تیم شقایق اینام زرپ و زورپ میخورد و منم از اون بیرون به شادی ( یه آدمی که من خیلی ازش بدم میاد سبز) خط میدادم که اینورشون سوراخه بزن اونجا ! اکثرانم میگفتم چپ سوراخه (شقایقم چپ بود ، گفتم الان بیاد بیرون دهنم و سرویس میکنه !feeling beat up ) هیچی مربیه من و فرستاد تو در این هنگام شقایق و کشید بیرون ! حالا منم که اصــــلا از والیبال هیچی بارم نیست ! برگشتم به معلمه گفتم چند چندیم شقایق گفت فلان فلان !(تیم منو شقایق جدا بودا ! ) حالا من وسط زمین موندم این مگه تو قیافه نبود واسه چی با من حرف میزنه تعجب!!!! بعد موندم ببینم از روی حرص گفت یا نه متفکر؟! دوباره یه ذره که گذشت گفتم چند چندیم !؟ اینجا دقیقا رو به معلم گفتم ولی میدونستم اون میگه ! (مسلمه وقتی من نمیدونم طرف با من حرف میزنه یا نه چه دلیلی داره یه کاره ازش بپرسم چند چندیمسوال ؟! خب فکر میکنه الان دارم منتشو میکشم زبان! زماناییم که میره تو غش من همیشه یه دو سه روز بعد ازش میپرسم چته چرا اینجوری میکنی !؟ تو اون دو سه روزم رو خودم کار میکنم و با خودم کنار میام ! خیلی کار سختیه گفتن این جمله که چته ؟! چرا اینجوری میکنی !؟ دو جمله شد ) در کل برگشت نگام کرد با نیشه باز گفت فلان فلان !تو دلم گفتم خدا شفات بده که هیچ کارت معلوم نیست ابرو! بازم شک داشتمــــا اصلا فکر نکنین من هنوزم مونده بودم این چه جووریه الان حالتش I don't know - New!! هیچی بازی تموم شد اونا بردن ، بعد رفتم پیش معلم که وقت اضافه بده و اینا ! شقایق اومد گفت نـــــه ! اصــلا ، داشتم باهاش بحث میکردم که شماها الکی بردین اصلا قبول نیست بردتون و اینا در همون بینم بهش گفتم تو قیافه بودیافسوس ! گفـــــت نه اصـــــلا ! گفتم چرا ؟! نگام کرد خندید با دستش رو کف دستش علامت این خط این نشون و کشید هیچی نگفت باز خندید ! خودم فهمیدم منظورشو مژه! (یعنی این خط این نشون یه روز حالتو میگیرم ! ) دیگه با خنده خنده تموم شد رفت ، حالا سر کلاس نشسته بودم خنده م گرفته بود گفتم از بس این ماهی یه بار میره تو فش (با کسره رو ف ) توهم برم داشته ! عادت کردم الان نرفته برام جای تعجب داره خنده! داشتم اینو میگفتم که یه دفعه چونم گرم شد همه اینارم گفتم نیشخند! موقع برگشتن به ماهرو گفتم بارون میاد بیا با من بریم (بارون خیلی تند بود اون روز نمیدونم یادتونه یا نه ؟! peace sign)داشتیم میرفتیم و همه مونم سوییشرت تنمون بود (البته من که از زمستون تا حالا رنگ کاپشن و ندیدم ! http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg) تو خیابونم داشتم پریما رو اذیت میکردم اون میگفت سردمه من و ماهرو میگفتیم نه خووبه ما دوس داریم این هوارو ! همینجوری داشتیم کرم میریختیم دیدم ماشین مامان شقایق وایساد ! (پلاکشو میشناسم بعد اصلا ماشینشون از دور داد میزنه از خود راضی! ) گفتم ای واای ماهرو شقایق اینا وایسادن ، گفت کو !؟ گفتم اوناهاشن دیگه توام گاگولیا منتظر! نگام کرد گفت زهرمار دیگه ماشینم اونارم میشناسی !؟ گفتم سنگینی خودتو حفظ کن من جلو مامانش آبرو دارم عینک! خنده ش گرفته بود حالا پریمام هی میگفت نـــــه چرا تند کردی ، هوا که خووبه ! مرده بودم از خنده http://i36.tinypic.com/2ezplhd.gif! دیدم شیشه رو کشیدن پایین سمته شقایق بعدم مامانش ، گفتن بیا بالا گفتـــم نه بابا این حرفا چیه ممنون مرسی نیشخند! (حالا من فکر کردم از این تعارفاس که واسه خالی نبودن عریضه س ! ) شقایق گفت بیا بالا ! گفتم نه بابا آخه شما اصلا مسیرتون یه جا دیگه س !(فکر کن خونه ما اینوره خونه اونا اونوره ! خونه خاله کدوم وره ؟! واای واای نمکدونمژه)حالا هی اونا اصرار هی من انکار آخر سر گفتم نه و اونام شیشه رو کشیدن بالا و رفتن بای بای! منم خودمو به سرعت رسوندم به خانم هاشمیان (اون جلو تر رفت ) سر چهارراه بودیم (الهام و مهرناز میدونین کدوم چهارراه و میگم ؟! ) مامانش رفت دور برگردون و دور زد اومد جلو پای ما وایساد مام خــــیس ! (اینم بگم من تا حالا با مامان شقایق بیشتر از 3 یا 4 بار حرف نزدم ! رو در رو ام که اصــلا ! این اولین بار بود همینجوری گوشتای تنم داشت آب میشد خجالت! ) هیچی دیگه انقدر اصرار کردن بالاخره مام سوار شدیم ! مامانش گفت من نمیدونم یا دوستیتون با شقایق صمیمی نیست یا اینکه خجالت میکشین سوال! با این جمله مامانش یه لحظه همه ساکت شدن خنثی! منم تو این لحظه فکر کردم گفتم اگر بگم صمیمی که هستیم شقایق میگه تو چی میگی ؟! کی گفته من با تو صمیمیم http://i38.tinypic.com/21p0182.gif! کلا موندم چی بگم یه لحظه واقعا بحث صمیمی بودن نبود بحث خجالت بود و اینکه زشت بود طرف که راننده نیست منو ببره برسونه خونه مون زشته بابا از خود راضی! منم گفتم نـــه نـــه اصلا بحث بحث صمیمیت نیستش اصلا اون که هیچی همون خجالته خجالت میکشم خجالت! غیر مستقیم رسوندم که من با دختر حساستون احساس صمیمت میکنم قلب! ایشونو نمیدونممژه ! ولی اصلا من یه تصور دیگه ای از مامانش داشتم بعد اون روز اصلا نظرم به کل تغییر کرد ! من همیشه فکر میکردم مامانش خیلی خشک و جدیه ! ولی اون روز اصـــلا اینجوری نبود خیلی حال کردم ، گفتم ایـــــوول ! در کل همه اینارو گفتم که بگم اون روز بارونی مامان شقایق من و رسوند خونه مون !

                        

 .../ واااای اون روز تو حیاط داشتیم والیبال بازی میکردیم (دقت کردین ما چقدر والیبال بازی میکنیم ! اصلا ما این بازی و دوس داریم مژه! ) بعد شری (اون یکی شقایق دوست همین شقایقه نیشخند! ) موهاشو فر کرده وااای چقده زشت شده ! معلممون برگشت گفت حالا تو چه انگیزه ای داشتی اون موهای صاف و فر کردی !؟ قهقههوااای من و میگی یه دفعه پوزخند زدم بعد جلوی خودم و گرفتمساکت ! خیلی تابلو شده اصلا فر نیست حالت وز شده آخه من نمیفهمم چیه میرن فر میکنن مامانم میگه تو چون خودت موهات فره اینجوری میگی سبز! بعد حالا فراش درشتم نبود که ریز ریز واای یادش میفتم خنده م میگیره خنده! اتفاقا منم تا دیدمش اومدم بهش بگم چرا موهات وز شده بارون خورده قهقههخنده!؟! بعد دیگه پریما زودتر از من دست به کار شد گفت موهاتو فر کردی اونم گفت آرره http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! منم سریع خودمو جمع و جوور کردم که یه وقت دهنم باز نشه چون دهن من زیاد بی مورد باز میشه می پرونه !whistling ولی این معلمه عملا قهوه ایش کرد گذاشت کنار خنده!

.../ ای واااای سر کلاس آمار معلم هی سوال میپرسید هی میگفت بلـه؟! درسته؟! متفکر هی هیچ کس جواب نمیداد آخر سر گفت زبون دارین ؟! زبانهمه خندیدن (همون معلممونه که میگم خیلی لاته ! دقیقا عینه همینه) گفت من نمیدونم چرا جواب نمیدین ! یکی از بچه ها گفت خانم سکوت علامت رضاس دیگه!  همه خندیدن منم گفتم آخه یه موقع هاییم بر عکسه جواب ابلهان ... بعد یه دفعه حرفمو خوردم همه بچه ها نگام کردن یه دفعه همه شروع کردن خندیدن که یعنی جو بهم بخوره معلمه نفهمه ! کلاس که تموم شد همه گفتن مرجان داشتی خراب میکردیا گفتم آررره میدونم خودم ! اینا همه اثرات اینه که من هیچ وقت فکر نمیکنم حرف میزنمwhistlingنیشخند ! جز در اس ام اس دادن که خیلی تفکر میکنم رو جواب اس ام اسhttp://i36.tinypic.com/34hypza.jpg !

                                                                            

.../ یه روز من اومدم تونـــت ! (این جریانی که میگم شاید مال مثلا 3 هفته پیشه از خود راضی) هر وبلاگی که رفتم غم ازش میبارید ! یعنی میگم هر وبلاگیــــــا ! هر وبلاگـــــی !؟ میفهمی !؟ هر وبلاگی غم و غصه بود توش بعد دیگه حالم بهم خورد یعنی اصلا فکر کن من هر وبلاگی و باز میکردم یارو ناله بود توش not worthy! هیچی فکر کن چه جوری بایه انرژی توپ وارد میشی هیچی دیگه اصلا منم قاطی کرده بودم ! میگفتم یعنی چی!؟ کلافهیعنی اصلا انگار اون روز وبلاگا عزای عمومی اعلام کرده بودن ! اصـــلا یه چیزی بعد میشستم با خودم فکر میکردم میگفتم که چی من مینویسم میرم فقط کامنت میذارم دیگه ! اصلا یه چیز فاجعه ای بود میخواستم اینو حتما بگم تو وبلاگم ! لازم بود بابا یه ذره به خودتون بیاین !

.../ امروز تو مدرسه دانش آموزان نمونه رو معرفی میکردن ، بعد به ماهرو میگم ماهرو خودتو مرتب کن میخوایم بریم اون بالا خنده(حالا اصلا ما سه تا به تنها چیزی که نمیخوریم نمونه بودنه نیشخند! ) داشتیم همینجوری کر کر میکردیم سر صف ! (اصلا امروز چل شده بودیم ما ! ) بعد مراسم مسخره شون تموم شد رفتم به مقدم میگه اصلا عادلانه نبود انتخاباتون بعد نگام میکنه ! پریما یه چیزی گفت من شروع کردم ور رفتن با این سیستمی که میکروفون و بهش وصل میکنن نمیدونم اسمش چیهwhistling !؟ داشتم هی با پیچاش ور میرفتم منو نگاه کرد گفت مرجـــــان اینو بگیر بیار بالا ! میکروفنم بود بعد میکروفن و گرفتم دستم فوت میکنم میگم یک دو سه یک دو سه آزمایش میشه شروع کردم به خوندن(اصولا من حالت خواننده دارم ! ) هر هر میخندیدم منم خنده خنده داشتم با پیچای این ور میرفتم هیم روشن خاموشش میکردم بسوزه ! پریما نگام میکنه میگه بکن خرابش کن ! غش غش میخندم ، با خنده میگه : ما اینکارو میکنیم این مجازاتشونه که چرا مارو انتخاب نکردن ! دوباره هر هر میخندیدیم ! (الکی میخندیدیم میگم که چل شده بودیم نیشخند! )

 

پی نوشت 1 . پارسال این موقع مسابقه داشتم بسکتبال یادمه زنگ میزدیم با بچه ها هماهنگ میکردیم چه جوری بریم انقلاب راهپیمایی بود دیگه میگفتیم نمیرسیم به مسابقه ! یادش به خیر لبخند!

پی نوشت 2 . نمیرسم خبر بدم وقتی آپ میکنم ! منو تو وبلاگ دوستان وارد کنین منم واردتون میکنم اینجوری دیگه زحمت خبر دادنم نمیکشیم ! هاان ؟! موافقین !؟

پی نوشت 3 . به کسی خبر ندادم چون هنوز به همه سر نزدم ! زشته ... http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg

پی نوشت 4 . سبک جدیدی بود خوشم نیومد به من نیومده از این تغییرات نوشتاری بدم تو نوشتنم !زبان

پی نوشت 5 . وقت گیر ترین کار آپ کردنه !

پی نوشت 6 . شقایق ای دی اس ال گرفته !http://i36.tinypic.com/34hypza.jpgکلا دوستای من علاوه بر با کمالاتی تکنولوژی و اینام هستن !

پی نوشت 7 . همیــــــــــن ...

? +? توسط : سرشناسیکشنبه بیستم بهمن 1387 ?

مــــــرا دگـــــــر رهــــــا مکن ... !

 شاهرخم حالش بده ، باید بره عمل کنه ، خیــــلی ناراحتم ، خیـــــــلی ...

همه موجودات زنده بعد از مرگشون فاسد میشن ، آدمـا قبل از مرگشون . یعنی چی ؟! مثه پدر من ... پدر من ... آه ... پدر من مادر من رو میگرفت زیر مشت و لگد ... مادر من ... یه لالایی برام میخوند من عاشق اونم ... لالا لالا لالالا ... لالا لا لا لا ... تا اینکه اون دختره اومد با پدرم رفت و من قسم میخورم که اونور پوستش سیـــاه بود . قسم میخورم ... اه ... بعضی از آدمارو باید کشت برای اینکه آآآه دیگران رو فاسد میکنن ...

سلام بدون یه حرف کم یا اضافه نیشخند! بابا این بلاگفا منگلـــــه مژه، دوستانی که من و تو اون قسمت وبلاگ دوستان (تو تنظیمات وبلاگشون) قرار دادن ، باید بدونن که این بلاگفا دروغ میگهhttp://i38.tinypic.com/21p0182.gif !! من از آخرین آپم 14 روز بیشتر نمیگذره http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg، اصلا تا حالا نشده من یه دفعه 50 روز یا حتی 40 روز یا حتی 30 روز ! (نه ولی خب 30 روز شده مژه) ولی دیگه 40 ، 50 روز نشده من تا حالا آپ نکنم !! این بلاگفا چرت مینویسه ، حالا الهام به مـــــــن میگه تو آخرین پستت مال مهر یا آبان بودخنده تعجب!!! حالا هرچیم که بهش میگم بابا من تو ماه دی 3 بار آپ کردم میگه نــــه تو کجا 3 بار آپ کردی سوال؟! پس چرا معلوم نیست !!! اونم اتفاقا میگه بلاگفا گفته من 50 روز آپ نکردم نگران!!! در ابتــــــدا توجه شما رو به چند مطلب مهم جلب مینماییم نیشخند! مشروح خبرها :

1. بابا جووون وقتی آپ میکنـــــــــــی خبر بده ! طوریت نمیشه که !؟ یه دیقه بیا یه نقطه بزار من میفهمم آپی ! (حالا از کجا میفهمم نیشخند!؟ از اونجایی که من خیلی فضولم ، بعد میخوام بیام ازت بپرسم که قضیه این یه نقطه چی بوده که وقتی وبلاگت و باز میکنم میفهمم شیطان!!! ) ای بابا نمیــــــرسم میفهمی http://i35.tinypic.com/2n0qzx1.gif؟! در اینجا جاداره یه تبصره م بزنم کنارش که قابل توجه نگین خانمنیشخندمژه که میگه دوست باید خودش سر بزنه ، ایندفعه م خبرم نکردی منم اومدم از حرصم برات کامنت نذاشتم !!! ولی آپتو خوندم .http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg

2 . من وقت نمیکنم به همه سر بزنــــم ، اگر احیانا دیدین من دیر اومدم ،حتی تا یک هفته پس از کامنت گذاری شخص شما ! پلیــــــــز ناراحت نشین ، نمیـــــــرسم ! http://i35.tinypic.com/2n0qzx1.gif

ای واااای من 5 شنبه هفته پیش رفتــــم المپیاد خنده!! فکــــــر کن ، بابا این المپیاد رفتن جریان ها داره واسه خودش ، این ناظمه ما به زور کک انداخت در وجود ما که تو چرا امسال اینجوری شدی باید شرکت کنی و اینا !!! حالا المپیاد چی بود !؟ کامپیوتر hee heeComputer! حالا اینا تو مدرسه به ما میگن مهندس عینک!!! (بـــله پس چی فکر کردی کم چیزیه !؟ شیطان) هیچی ، 5 شنبه هفته پیش طی صحبتایی که با شقایق شب قبلش داشتم گفتش که من فردا نمیرم مدرسه (اونم المپیاد فیزیک بود ) بعد گفتم اا پس تو نمیری منم نمیرم دیگه ، هیچی فردا صبحش با هزار ناز و کرشمه از جام بلند شدم ، فکر کن ساعت 9 صبح آزمون شروع میشد ، ساعت چند بود 8 و ربع من نشسته بودم تو خونه داشتم صبحانه میخوردم با آرامش تمام با مامانم رادیو گوش میدادم خیال باطلمژه!!! بعد یه نگاه کردم به ساعت دیدم شد 8 و نیم آسه آسه لباس پوشیدم همزمانم زنگ زدم آجانس (آژانس) که با هم بریم  کجا فرمانیه !؟ من کجا بودم تو خونه !!! ساعت چند بود 8 و 40 دقیقهخمیازه !! بعد دیگه آقاهه آژانسیه اومد و منم پریدم توش و گفتم آقا با سرعت فانتوم برو که دیرم شده نیشخند! گفت مدرسه میری گفتم بله !؟ گفت کجا ؟! گفتم منظریه ... ... !! گفت حالا چرا انقدر دور رفتی این منطقه مدرسه های خوبم زیاد داره افسوس! منم هیچی بهش نگفتم آخه فکر میکنه مثلا من کودنم !!! هیـــچی رسیدم اونجا ساعت چند بود 9 و 5 دقیقه ! (دبیرستان روبرو پاساژ نارون بود !! منظریه که دیگه میدونین کجاس ابرو!؟ ) رفتم تو ، دیدم همه نشستن رو صندلی تکی سرا پایین تند تند دارن مینویسن Reading a Book!! منم از خودم مطمئن که کامپیوتره و من یه رتبه میارم!! (اینم بگم یارو مراقبه یه چند تا تیکه م بار ما کرد chatterbox) رفتم نشسته م تا نشسته م دیدم ای دااد اینا که تست هوشن I don't know - New!!! سرمو بر گردوندم بغلیمو نگاه کردم دیدم تند تند داره تو چکنویس مینویسه !! بر گشتم اینورمو نگاه کردم دیدم دختره یه مکعب کشیده ، گفتم ای داد بی داد خب من چیکار کنم Begging!!! هیچی یه ذره نشستم گفتم خب هرکی پاشد داد منم زرتی بعد از اون پا میشم میدم ، ولی زهی خیال باطل !whistling! هرچی نشستم دیدم نخیر هیچی به هیچی ! بعد حالا رومم نمیشد برگه شو عوض کنم برم سراغ صفحه بعد نیشخند(بابا تابلو بود فکر کن همه در گیر سوالای صفحه اول بودن من میخواستم ورق بزنم میدونی چه صدای تابلویی بلند میشد !!! ) هیچی سرمو برگردوندم این طرف دیدم یه دختره گفت خانوم میشه به من یه چک نویس بدین تعجب!!!(حالا دو تا چکنویس داده بودنــــــا ، اونم در چه سازی ورف آ چار ! ) من و میگی برگشتم نگاش کردم ، دیدم سخت مشغول تفکرhttp://i36.tinypic.com/34hypza.jpg !! خلاصه هیچی منم یه 45 دقیقه 1 ساعت تفکر کردم نیشخندتشویق(من ساعت ندارم ) بعد دیدم یه دو سه نفر دادن منم پاشدم !! حالا سر امتحان خنده م گرفته بود !!! بعد من که پاشدم اون دختره که بغل من بود هنـــووز صفحه یک بود خنده!!! گفتم بیا بعد میگن مملکت ما جووناش درس نمیخونن ، از اونجا که اومدم بیرون همینجوری پیاده اومدم رسیدم خیابون اصلی که همون خیابون ناروون باشه !! بعد واسه خودم پیاده اومدم دیدم هوا سرده از طرفی مامانم نگران میشه !! از طرفی  فامیلای بابام همه اون طرفان یکیشون سر صبحی من و با مانتو مدرسه میدید دیگه هیـــــچی ولی خیلی هوس کرده بودم پیاده روی کنم افسوس!!! همونجا سوار شدم میدون تجریش ، از اونجام سوار شدم اومدم دمه خوونه مون نیشخند!!! ولی خب خیلی ناراحت بودم بابا الکی الکی از درس عقب افتادم ، منم که درس خوووووون Reading a Book!! چند روز بعدش شقایق زنگ زد گفت من المپیاد نرفتم !! گفتم نرفتی گفت نه ! گفتم بعد مدرسه م نرفتی !؟ خندید گفت نه !

                                                                     

مـــــــن الان نزدیک به یک ماهه میخوام برم یه شال بخرم ، وقت نمیکنم افسوس!!!یه بارم که چشمه من یه شال دید همچین وقت نمیکنم برم بخرمش ! آخه دورم هست ، اصلا و ابدا نمیشه ناراحت!!! خیلی وقته هوس پاساژ گلستان کردم ، آخرین باری که رفتم قبل از امتحانای ترمم بود !! این پسرا خداییش خیلی راحتـــــنا !! یه شلوار میپوشن یه بلوز روش یه سوییشرت یا نهایتن کاپشن نیشخند!!(حالا فقط پیدا کردن نوع مدلش سخته !! از خود راضی) حالا ما دخترا باید به فکر هزار تا چیز باشیم که باید با هم ست باشه وقتی میریم تو خیابون تابلو نباشه ابرو!! خصوصا اینکه من همه عالم و آدم و مسخره میکنم ، اینه که همیشه مراقب نوع پوششم هستم که یه وقت مضحکه نشم !!

                       

جشنواره از چند روز دیگه شروع میشه (یا شروع شده !؟ ) من آمار ندارم I don't know - New!!!! در کل چند تا فیلم هستن که خیلی دوس دارم ببینم ! از جمله شون فیلم بی پـــولی تشویق!! خصوصا اینکه یه تیکه از دیالوگاشون تو 40 چلراغ خوندم خیلی خوشم اومده ، البته از عکسایی که ازش میومد بیرون معلوم بود چه فیلمیه !!! امسالم احتمالا مثه پارسال سینما آزادیه http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg!!! حالا ببینم میتونم خودمو بندازم به این دختر عمه هه با اوون برم !! اگه این درسا بزارن !! یا مثلا فیلم تسویه حساب و خیلی دوس دارم ببینم !! فیلمای رو اکران الان که واقعا چرتن سبز! من نمیدونم مردم به چه امید میرن پولشونو میدن به این فیلما ! و نمیدونم اون کارگردانا با این داستانای مسخره چه جوری روشون میشه فیلم بسازن ، مسخــــــره س زبان!! فیلم زن دومم دیدم ، تا الان از هیچ فیلمی به اندازه حس پنهان خوشم نیومده ، بازی بهداد توش محشره ، واقعا تیکه هایی که توش بازی میکنه دیوانه کننده س انقدر که این آدم نقششو قشنگ بازی میکنه یه تیکه ش اینجاس وقتی داره با یه سگ حرف میزنه :

_ کسی به درد دل من و تو توجهی نمیکنه !

_ داغونی ؟! ویرونی !؟ واسه مرگ بچه هات ؟! ... مثـــه من واسه مرگ نسیم ! نــــه قتل نسیــــم !

اما جاییش که باعث شد من اشکم در بیاد خیـــــلی قشنگ بازی کرد توی این سکانس خیلی ماه بازی کرد ، انگار واقعا همین شکلیه ! واقعا اگر حتی این فیلم و ندیدین برین ببینین !قلب!!

_عاشق سرعت بودم و نسیم خیلی میترسید ... چی گفت بهم !؟ هاا .. ا .. ا ..ن گفت خطرناکه ! از توی یه فرعی یه کامیون اومد بیرون و زدم بهش ... واای نگاش کردم ... یه خورده نگام کرد ... فرصت نشد باهاش خداحافظی کنم ... تا اینکه چشمش بسته شد و ... بعدش ... مرد ...

ببین الان میشینم بهت میگم نگو چه مسخره س قهر! باید ببنیش یه جور خاصی این جملات و تکرار میکنه که فقط باید ببینیش ! از این مهتاب کرامتیم زیاد خوشم نمیومد ، ولی الان یعنی بعد از دیدن این فیلم خوشم اومده ازش !! در کل فیلم حس پنهان خیلی قشنگ بود ، بر خلاف فیلم زن دوم ، که به نظر من واقعا چرت بود سبز! یعنی من موندم از بازی فروتن که چرا انقدر تقلیل رفته ! الان دیگه همش داره به خاطر صداش بازی میکنه ، واقعا یه سری از صحنه ها رو اصــــلا نمیتونه در بیاره ! خصوصا اون سکانسایی که بهش میگن تو الان باید عصبی بشی خنده! واقعا افتضاح بازی میکنه ، ولی خداییش فیلم قرمز و خیلی قشنگ بازی کرد ، همچنین فیلم شب یلدا رو ! من هنوزم یه موقع هایی از بازیش توی اون سکانسی که واسه تولد دخترش تنهایی جشن میگیره تجلیل میکنمwhistling ساکت(ببین الان من تجلیل نکنم کی تجلیل کنه !! ) یا اونجایی که کله شو میکنه بیرون میــگه : زن باحجاب نداریــم ، زن بی حجابم ندارم ... خیـــــلی قشنگ بازی کرد اون یه تیکه رو ، ولی خب بیچاره دیگه نمیتونه کاری بکنه !!! نیشخند

یه موقع هایی یه غلط هایی تو یه سری از مجله ها میبینم که واقعا تابلو ، زندگی ایده آل تو این شماره ش یه عکس گذاشته صفحه اول نوشته بهرام رادان در صحنه ای از فیلم تردید ، در حالی که عکس ، مال فیلم بی پولیه مژه!!! حالا خنده دار ترش اینه که سردبیر هنری همین مجله بهرام رادان !! خندهقهقهه

اینم از این ...

پی نوشت 1 . فکر کن یه مجله معماری 150 صفحه ای 5000 تومن این درسته !؟ منتظر

پی نوشت 2 . یعنی چی که یه دفعه میذارین میرین !؟ روز 4 شنبه به من شوک عصبی وارد شد !! حالا خووبه که بر طرف شد !

پی نوشت 3 . یه معامله کردم با الهــــام جالبه ! اگر طرفین معامله نزنن زیرش ! قابل توجه الهام خانم !!

پی نوشت 4 . چهارشنبه مخ الهام و خوردم !chatterbox! اشکال نداره لازم بود !!نیشخند

پی نوشت 5 . اون روز داشتم به ناظممون میگفتم دکتر پوست خووب سراغ داره واسه پوست برم پیشش شقایق شنیده بود !! امروز(۵شنبه )برام شماره دکتر آورد ! ببیــــــن چه دوست با کمالاتیه !

پی نوشت 6 . اون متن قرمزه بالای وبلاگم یه سکانس از همین فیلم حس پنهان http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg!!

پی نوشت 7 . الان فهمیدین من و جو حس پنهان گرفته ! peace sign

پی نوشت 8. یه آهنگ هست اینه : نمیـــــــاد اونی که دلم میخواد/ نمیـــاد اونی رفته به باد /نمیـــــاد اونی که عمره منه ... من هرکاری میکنم نمیدونم خواننده این آهنگ کیه هر کی میدونست به من یه اطلاعی بده !!!خیال باطل

پی نوشت 9 . سر امتحان ریاضی همین کوئیز کلاسیا مدام این شعر فروغ تو ذهنم بود : تو آمدی ز دورها و دورها ، ز سرزمین شعرها و شورها ... حالا میگم خب باشه بسه ولی اصلا تممرکز جمع نمیشدnot worthy !!!!! این لگاریتم چه درس مضخرفیه !!

پی نوشت 10 . فیــــــــلا ...

 

 نیستم یه چند روزی ! نیومدم نگین چه آدم بیخودیه نمیاد سر بزنه ...

? +? توسط : سرشناسجمعه یازدهم بهمن 1387 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو