شاهرخم حالش بده ، باید بره عمل کنه ، خیــــلی ناراحتم ، خیـــــــلی ...
همه موجودات زنده بعد از مرگشون فاسد میشن ، آدمـا قبل از مرگشون . یعنی چی ؟! مثه پدر من ... پدر من ... آه ... پدر من مادر من رو میگرفت زیر مشت و لگد ... مادر من ... یه لالایی برام میخوند من عاشق اونم ... لالا لالا لالالا ... لالا لا لا لا ... تا اینکه اون دختره اومد با پدرم رفت و من قسم میخورم که اونور پوستش سیـــاه بود . قسم میخورم ... اه ... بعضی از آدمارو باید کشت برای اینکه آآآه دیگران رو فاسد میکنن ...
سلام بدون یه حرف کم یا اضافه ! بابا این بلاگفا منگلـــــه ، دوستانی که من و تو اون قسمت وبلاگ دوستان (تو تنظیمات وبلاگشون) قرار دادن ، باید بدونن که این بلاگفا دروغ میگه !! من از آخرین آپم 14 روز بیشتر نمیگذره ، اصلا تا حالا نشده من یه دفعه 50 روز یا حتی 40 روز یا حتی 30 روز ! (نه ولی خب 30 روز شده ) ولی دیگه 40 ، 50 روز نشده من تا حالا آپ نکنم !! این بلاگفا چرت مینویسه ، حالا الهام به مـــــــن میگه تو آخرین پستت مال مهر یا آبان بود !!! حالا هرچیم که بهش میگم بابا من تو ماه دی 3 بار آپ کردم میگه نــــه تو کجا 3 بار آپ کردی ؟! پس چرا معلوم نیست !!! اونم اتفاقا میگه بلاگفا گفته من 50 روز آپ نکردم !!! در ابتــــــدا توجه شما رو به چند مطلب مهم جلب مینماییم ! مشروح خبرها :
1. بابا جووون وقتی آپ میکنـــــــــــی خبر بده ! طوریت نمیشه که !؟ یه دیقه بیا یه نقطه بزار من میفهمم آپی ! (حالا از کجا میفهمم !؟ از اونجایی که من خیلی فضولم ، بعد میخوام بیام ازت بپرسم که قضیه این یه نقطه چی بوده که وقتی وبلاگت و باز میکنم میفهمم !!! ) ای بابا نمیــــــرسم میفهمی ؟! در اینجا جاداره یه تبصره م بزنم کنارش که قابل توجه نگین خانم که میگه دوست باید خودش سر بزنه ، ایندفعه م خبرم نکردی منم اومدم از حرصم برات کامنت نذاشتم !!! ولی آپتو خوندم .
2 . من وقت نمیکنم به همه سر بزنــــم ، اگر احیانا دیدین من دیر اومدم ،حتی تا یک هفته پس از کامنت گذاری شخص شما ! پلیــــــــز ناراحت نشین ، نمیـــــــرسم ! 
ای واااای من 5 شنبه هفته پیش رفتــــم المپیاد !! فکــــــر کن ، بابا این المپیاد رفتن جریان ها داره واسه خودش ، این ناظمه ما به زور کک انداخت در وجود ما که تو چرا امسال اینجوری شدی باید شرکت کنی و اینا !!! حالا المپیاد چی بود !؟ کامپیوتر  ! حالا اینا تو مدرسه به ما میگن مهندس !!! (بـــله پس چی فکر کردی کم چیزیه !؟ ) هیچی ، 5 شنبه هفته پیش طی صحبتایی که با شقایق شب قبلش داشتم گفتش که من فردا نمیرم مدرسه (اونم المپیاد فیزیک بود ) بعد گفتم اا پس تو نمیری منم نمیرم دیگه ، هیچی فردا صبحش با هزار ناز و کرشمه از جام بلند شدم ، فکر کن ساعت 9 صبح آزمون شروع میشد ، ساعت چند بود 8 و ربع من نشسته بودم تو خونه داشتم صبحانه میخوردم با آرامش تمام با مامانم رادیو گوش میدادم  !!! بعد یه نگاه کردم به ساعت دیدم شد 8 و نیم آسه آسه لباس پوشیدم همزمانم زنگ زدم آجانس (آژانس) که با هم بریم کجا فرمانیه !؟ من کجا بودم تو خونه !!! ساعت چند بود 8 و 40 دقیقه !! بعد دیگه آقاهه آژانسیه اومد و منم پریدم توش و گفتم آقا با سرعت فانتوم برو که دیرم شده ! گفت مدرسه میری گفتم بله !؟ گفت کجا ؟! گفتم منظریه ... ... !! گفت حالا چرا انقدر دور رفتی این منطقه مدرسه های خوبم زیاد داره ! منم هیچی بهش نگفتم آخه فکر میکنه مثلا من کودنم !!! هیـــچی رسیدم اونجا ساعت چند بود 9 و 5 دقیقه ! (دبیرستان روبرو پاساژ نارون بود !! منظریه که دیگه میدونین کجاس !؟ ) رفتم تو ، دیدم همه نشستن رو صندلی تکی سرا پایین تند تند دارن مینویسن !! منم از خودم مطمئن که کامپیوتره و من یه رتبه میارم!! (اینم بگم یارو مراقبه یه چند تا تیکه م بار ما کرد ) رفتم نشسته م تا نشسته م دیدم ای دااد اینا که تست هوشن !! سرمو بر گردوندم بغلیمو نگاه کردم دیدم تند تند داره تو چکنویس مینویسه !! بر گشتم اینورمو نگاه کردم دیدم دختره یه مکعب کشیده ، گفتم ای داد بی داد خب من چیکار کنم !!! هیچی یه ذره نشستم گفتم خب هرکی پاشد داد منم زرتی بعد از اون پا میشم میدم ، ولی زهی خیال باطل ! ! هرچی نشستم دیدم نخیر هیچی به هیچی ! بعد حالا رومم نمیشد برگه شو عوض کنم برم سراغ صفحه بعد (بابا تابلو بود فکر کن همه در گیر سوالای صفحه اول بودن من میخواستم ورق بزنم میدونی چه صدای تابلویی بلند میشد !!! ) هیچی سرمو برگردوندم این طرف دیدم یه دختره گفت خانوم میشه به من یه چک نویس بدین !!!(حالا دو تا چکنویس داده بودنــــــا ، اونم در چه سازی ورف آ چار ! ) من و میگی برگشتم نگاش کردم ، دیدم سخت مشغول تفکر !! خلاصه هیچی منم یه 45 دقیقه 1 ساعت تفکر کردم  (من ساعت ندارم ) بعد دیدم یه دو سه نفر دادن منم پاشدم !! حالا سر امتحان خنده م گرفته بود !!! بعد من که پاشدم اون دختره که بغل من بود هنـــووز صفحه یک بود !!! گفتم بیا بعد میگن مملکت ما جووناش درس نمیخونن ، از اونجا که اومدم بیرون همینجوری پیاده اومدم رسیدم خیابون اصلی که همون خیابون ناروون باشه !! بعد واسه خودم پیاده اومدم دیدم هوا سرده از طرفی مامانم نگران میشه !! از طرفی فامیلای بابام همه اون طرفان یکیشون سر صبحی من و با مانتو مدرسه میدید دیگه هیـــــچی ولی خیلی هوس کرده بودم پیاده روی کنم !!! همونجا سوار شدم میدون تجریش ، از اونجام سوار شدم اومدم دمه خوونه مون !!! ولی خب خیلی ناراحت بودم بابا الکی الکی از درس عقب افتادم ، منم که درس خوووووون !! چند روز بعدش شقایق زنگ زد گفت من المپیاد نرفتم !! گفتم نرفتی گفت نه ! گفتم بعد مدرسه م نرفتی !؟ خندید گفت نه ! 

مـــــــن الان نزدیک به یک ماهه میخوام برم یه شال بخرم ، وقت نمیکنم !!!یه بارم که چشمه من یه شال دید همچین وقت نمیکنم برم بخرمش ! آخه دورم هست ، اصلا و ابدا نمیشه !!! خیلی وقته هوس پاساژ گلستان کردم ، آخرین باری که رفتم قبل از امتحانای ترمم بود !! این پسرا خداییش خیلی راحتـــــنا !! یه شلوار میپوشن یه بلوز روش یه سوییشرت یا نهایتن کاپشن !!(حالا فقط پیدا کردن نوع مدلش سخته !! ) حالا ما دخترا باید به فکر هزار تا چیز باشیم که باید با هم ست باشه وقتی میریم تو خیابون تابلو نباشه  !! خصوصا اینکه من همه عالم و آدم و مسخره میکنم ، اینه که همیشه مراقب نوع پوششم هستم که یه وقت مضحکه نشم !!
جشنواره از چند روز دیگه شروع میشه (یا شروع شده !؟ ) من آمار ندارم !!! در کل چند تا فیلم هستن که خیلی دوس دارم ببینم ! از جمله شون فیلم بی پـــولی !! خصوصا اینکه یه تیکه از دیالوگاشون تو 40 چلراغ خوندم خیلی خوشم اومده ، البته از عکسایی که ازش میومد بیرون معلوم بود چه فیلمیه !!! امسالم احتمالا مثه پارسال سینما آزادیه !!! حالا ببینم میتونم خودمو بندازم به این دختر عمه هه با اوون برم !! اگه این درسا بزارن !! یا مثلا فیلم تسویه حساب و خیلی دوس دارم ببینم !! فیلمای رو اکران الان که واقعا چرتن ! من نمیدونم مردم به چه امید میرن پولشونو میدن به این فیلما ! و نمیدونم اون کارگردانا با این داستانای مسخره چه جوری روشون میشه فیلم بسازن ، مسخــــــره س !! فیلم زن دومم دیدم ، تا الان از هیچ فیلمی به اندازه حس پنهان خوشم نیومده ، بازی بهداد توش محشره ، واقعا تیکه هایی که توش بازی میکنه دیوانه کننده س انقدر که این آدم نقششو قشنگ بازی میکنه یه تیکه ش اینجاس وقتی داره با یه سگ حرف میزنه :
_ کسی به درد دل من و تو توجهی نمیکنه !
_ داغونی ؟! ویرونی !؟ واسه مرگ بچه هات ؟! ... مثـــه من واسه مرگ نسیم ! نــــه قتل نسیــــم !
اما جاییش که باعث شد من اشکم در بیاد خیـــــلی قشنگ بازی کرد توی این سکانس خیلی ماه بازی کرد ، انگار واقعا همین شکلیه ! واقعا اگر حتی این فیلم و ندیدین برین ببینین ! !!
_عاشق سرعت بودم و نسیم خیلی میترسید ... چی گفت بهم !؟ هاا .. ا .. ا ..ن گفت خطرناکه ! از توی یه فرعی یه کامیون اومد بیرون و زدم بهش ... واای نگاش کردم ... یه خورده نگام کرد ... فرصت نشد باهاش خداحافظی کنم ... تا اینکه چشمش بسته شد و ... بعدش ... مرد ...
ببین الان میشینم بهت میگم نگو چه مسخره س ! باید ببنیش یه جور خاصی این جملات و تکرار میکنه که فقط باید ببینیش ! از این مهتاب کرامتیم زیاد خوشم نمیومد ، ولی الان یعنی بعد از دیدن این فیلم خوشم اومده ازش !! در کل فیلم حس پنهان خیلی قشنگ بود ، بر خلاف فیلم زن دوم ، که به نظر من واقعا چرت بود ! یعنی من موندم از بازی فروتن که چرا انقدر تقلیل رفته ! الان دیگه همش داره به خاطر صداش بازی میکنه ، واقعا یه سری از صحنه ها رو اصــــلا نمیتونه در بیاره ! خصوصا اون سکانسایی که بهش میگن تو الان باید عصبی بشی ! واقعا افتضاح بازی میکنه ، ولی خداییش فیلم قرمز و خیلی قشنگ بازی کرد ، همچنین فیلم شب یلدا رو ! من هنوزم یه موقع هایی از بازیش توی اون سکانسی که واسه تولد دخترش تنهایی جشن میگیره تجلیل میکنم (ببین الان من تجلیل نکنم کی تجلیل کنه !! ) یا اونجایی که کله شو میکنه بیرون میــگه : زن باحجاب نداریــم ، زن بی حجابم ندارم ... خیـــــلی قشنگ بازی کرد اون یه تیکه رو ، ولی خب بیچاره دیگه نمیتونه کاری بکنه !!! 
یه موقع هایی یه غلط هایی تو یه سری از مجله ها میبینم که واقعا تابلو ، زندگی ایده آل تو این شماره ش یه عکس گذاشته صفحه اول نوشته بهرام رادان در صحنه ای از فیلم تردید ، در حالی که عکس ، مال فیلم بی پولیه !!! حالا خنده دار ترش اینه که سردبیر هنری همین مجله بهرام رادان !!  
اینم از این ...
پی نوشت 1 . فکر کن یه مجله معماری 150 صفحه ای 5000 تومن این درسته !؟ 
پی نوشت 2 . یعنی چی که یه دفعه میذارین میرین !؟ روز 4 شنبه به من شوک عصبی وارد شد !! حالا خووبه که بر طرف شد ! 
پی نوشت 3 . یه معامله کردم با الهــــام جالبه ! اگر طرفین معامله نزنن زیرش ! قابل توجه الهام خانم !!
پی نوشت 4 . چهارشنبه مخ الهام و خوردم ! ! اشکال نداره لازم بود !!
پی نوشت 5 . اون روز داشتم به ناظممون میگفتم دکتر پوست خووب سراغ داره واسه پوست برم پیشش شقایق شنیده بود !! امروز(۵شنبه )برام شماره دکتر آورد ! ببیــــــن چه دوست با کمالاتیه ! 
پی نوشت 6 . اون متن قرمزه بالای وبلاگم یه سکانس از همین فیلم حس پنهان !!
پی نوشت 7 . الان فهمیدین من و جو حس پنهان گرفته ! 
پی نوشت 8. یه آهنگ هست اینه : نمیـــــــاد اونی که دلم میخواد/ نمیـــاد اونی رفته به باد /نمیـــــاد اونی که عمره منه ... من هرکاری میکنم نمیدونم خواننده این آهنگ کیه هر کی میدونست به من یه اطلاعی بده !!!
پی نوشت 9 . سر امتحان ریاضی همین کوئیز کلاسیا مدام این شعر فروغ تو ذهنم بود : تو آمدی ز دورها و دورها ، ز سرزمین شعرها و شورها ... حالا میگم خب باشه بسه ولی اصلا تممرکز جمع نمیشد !!!!! این لگاریتم چه درس مضخرفیه !! 
پی نوشت 10 . فیــــــــلا ... 
نیستم یه چند روزی ! نیومدم نگین چه آدم بیخودیه نمیاد سر بزنه ... |