تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

زنـــــــــــــدگی فهم نفهمیدن هـــــاست ...

دنیـــــا یک روز مال من بود ...

                  حالا صاحب هیچـــــم ...

                                   بس که غدم و یه دندم ....

                                                سر پیچام نمیپیچـــــم ...

نمیدونم یکی بود همیشه میگفت از سالت نتیجه گیری کن ببین چه جووری بودی تو اون سالاز خود راضی ! حالا واسه کسی مثه من که دمه عیده زیاد فرقی نمیکنه شب عید بشینه نتیجه گیری کنه یا شب تولدشابرو shame on you! اگه میتونستم امسال و از تاریخ زندگیم حذف میکردم peace sign! یعنی میشد مثلا از 15 سالگی بپری برسی به 17 سالگی دقیقا یه سال و فاکتور بگیری خیلی خووب میشد http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! خیلی دوس داشتم این سال نبود ، یا اگرم بود مثه بقیه سال ها بود ! من با هموون بچه گیم بزرگ میشدم ! با همون افکار ، با همون عقاید ! با همون غدی ! با همون غرور ! با همون حیا ! با همون احترام ! با همون فکر آزاد و بی دغدغه ! با همون حرمت ! ولی نشـــــد ، یه موقع هایی میشستم فکر میکردم چقدر یه سال آدم با سال پیشش میتونه فرق داشته باشه ! یه سال سراسر شادی ! یه سال سراسر ناراحتی ، اضطراب ، استرس ! یه سال سراسر فیلم بازی کردن ! یه سال بزرگ شدن به معنای واقعی کلمه ! امسال شاید اوونقدر که خاطره بد داشتم خاطره خووب نداشتم قهر. اصولا مامانم تا یه سال میگذره میگه ! مرجان جان مامان برنامه ریزی داشته باش ، یه ذره به خودت بیا ، تغییر کن ، یه سال بزرگ شدی ، یه ذره تو اخلاقت تغییر بده ، یه ذره کمتر سر به سر مردم بزار ، زندگیو به مسخره نگیر ، یه ذره از خونسردی و بیخیالی در بیا ! بیخیالی تا کی ؟! اوون غرور و غدیتو بزار کنار ، با مردم کنار بیا ، کوتاه بیا ، یکی دیدی از دستت ناراحته برو از دلش در بیار ، یه ذره با مردم بساز ، مامان جان موقع عصبانیت خودتو کنترل کن ! یه سال بزرگتر شدی دخترم ، یه ذره حرف میزنی فکر کن قبلش حرف و تو دهنت مزه مزه کن ! با هر کسی شوخی نکن و ... ! خوشم میاد اینا همه حرفایی که در طول سال تکرار میکنه در موقعیت های مناسب و مخصوص ولی روز تولدم که میشه همه رو دوباره گوش زد میکنه ! امیدواره که بالاخره من یه روزی عمل کنم !!!

معمولا روز تولدم که میشه یه غم خیلی بزرگ (با کسره رو ب ) میگیرم که دلم میخواد به مدت طولانی گریه کنم ! دلیلشم میدونم ، از بی معرفتیه یه سری از آدمــــــــا دلم میگیره ! خیلیم میگیره ، یکی که خیلی بهت نزدیکه بعد تورو یادش نباشه میدونی ؟! نمیدونی ؟! یه جوور استرس و اضطراب و دلهره و دلشوره(این با اوون استرسی که جدیدا گرفتم فرق میکنهاز خود راضی ! ) تمام رووز تووم وجوود داره که هیچ جووره تموم نمیشه ، هیـــــــــچ جووره مگه تا پایان رووزآخ !! (واییی که خودم فدا شم با این طرز حرف زدن !!! ) خوشحالم رووز تولدم نمیدونم چرا ؟!(اصولا همه خوشحالن hee hee! ) میدونی موقعی که یکی اس ام اس میده یا زنگ میزنه و تولدم و تبریک میگه یه حس خووبی دارم که نمیخوام هیچیه دیگه ای جاشو بگیره هیــــــچی ! جالبه نه ؟! انقدر که حس تبریک تولد برام خووبه حس اوون کادویی که میگیرم مهم نیست خیال باطل! یعنی بیشتر ترجیح میدم کسی برام کادو نیاره ، چون اکثرا من به خاطر هموون سلیقه ای که دارم سخت پیش میاد که از کادویی خوشم بیاد ! در کــــــــــــل ! احساس علاقه شدیدی به اوونی که تولدم و تبریک میگه پیدا میکنم ! خیلی شدید یه حسه خیلی خووب بهم دست میده که میتوونه یه ذره از اوون استرسم کم کنه !! خیلی حسه شیرین ولذت بخشـــــیه !!

1 . دوستــــــــــامو شناختم ! و خوشحــــــالم خیــــلی چون فهمیدم هیچ وقت به درستی اوون موقع که اوونارو انتخاب کردم واسه دوستی ، عمل نکــــردم ! شاید درست ترین کار تو زندگیم از خود راضی!!

2 . عجیب ترین اتفـــــاق امسال دوستی با شــــــقایق بود فقـــــــــط !! (یه چیز تو مایه های مورد عجیب بنجامین باتن !!!آخه شماها نمیدونین ما قبلا با هم چه جووری بودیم به خاطر همین گفتم عجیب !!!  )

3 . وجوود شخصی مثه شقایق باعث شد که منم این تغییرات اخلاقی بزرگ (بازم با کسره رو ب ) رو بکنم !!! فقـــــــــــطبغل ! (من که میگم تغییر اخلاقی هیچ کس نمیفهمه فقط مامانم فهمید که اوونم بهم گفت !! )

4. اشتبــــــاه ترین کاره امسالم میتونم بگـــــم خرید ای دی اس ال بود !! همیشه م گفتم و میگــــــم !!!

5. مغــــــــــرور تر و غد تر شــــــــدم زبان! (سال به سال دریغ از پارسال ! )

6. جالب ترین اتفاق دوستی با الهام و مهرناز !!!! (جالبیش به همین دلیله مجازی بودن و بعد واقعی شدن !!! )

7. .... (مهماشو گفتم ، بقیه زیاد مهم نبودن !! )

 

عــــــــــــــزیزم هدیه من برات یه دنیا عشـــــــقه ...

               زنـــــــــدگیم با بودنت درست مثله بهشتـــــــــــه ...

تو خوونه سبـــــــد سبــــــــد گل های سرخ و میخک ...

                                  عــــــــزیزم دووســـــــــت دارم ...

تــــــــــــولدت مبـــــــــــارک ... تــــــــــــــولدت مبـــــــــــارک ...

             

سلام بدون یه حرف کم یا اضافه :6qwup3:! عاشق این شعر اندیم خیلی دوسش دارم خیلی نمیدونم چرا ؟! اصلا احساس میکنم هیچ شعری مثه این شعر نمیتونه مناسب برای تولد باشه ! تنها گزیــنه ی مناسب !! به اصرار حبیب (فکر کن اصــــرار ، تو روز روشن و دروغ ؟! حالا شما بیخیال شو بگو من اصرار کردم خندهمژه! ) امروز من ممکنه آپم طول بکشه ! یعنی زیاد بشه ! بخوون تا آخرش ! امــــــروووز هیچ فرقی با بقیه رووزا نداره هـــــــــا فقط به افتخار اینکه تولدمـــــه یه ذره طولانی ترش میکنم ! بله امرووز شخص شخیص محترم دوست داشتنی گل مرجان ملقب به سرشناس پا به عرصه ی وجود نهاد !! و زمیـنیان را با قدوم خود خوشحال و خرسند کرد ! آخ آخ ببین چه اشک شوقی میریزین ! دیروز پریما میگه فردا برو آرایشگاه (یعنی یک شنبه رووز تولدم ! ) میگم نه فردا طرفدارام نمیزارن از خوونه بیام بیرون ! هی تلفن هی تلفن نمیشه کـــــه ! نگام میکنه میگه خودشیفــــته بســــــــه ! خودتو کشتی از بس گفتی تولدhee hee ! (حالا ببین چه چاخانی میکنه ، من نهایتا از آذر به بعد ماهی یه بار یا دوبار تکرار کنم این قضیه رو !! )

                              

اولین نفری که بهم تبریک گفت شقایق بود ! (خودشم گفت اوولین نفری که بهت تبریک میگه منم حالا بببین !! راس میگه دیگه دیدم http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! ) بلـــــه ، بعدش سمیرا دختر عمه م بود ! بعدش مهرناز اس ام اس زد تبریک گفـــــت ! کلی خوشحالیزاسیون شدم یک عالــــمه هی حال میکردم ! بعدم که اوومدم تو نت دیدم الهام تو وبلاگش دوبار از من اسم برده و تولدم و تبریـــک گفته ! (واای نمیدونی من هیمینجوری هی 5 دقیقه به 5 دقیقه این شکلی میشدم !!!! ) مـــــــــرسی !! بابای یکی از بچه ها (مسئول سرویسام هست ! ) امروز منو صدا زده میگه خانووم فراهانی تولدتون تبــــــریک میگم ! نگاش کردم همینجوری مووندمتعجب گفتم مرسی ممنون واقعا نمیدونم چی بگم ! ؟شما تولده منو یادتونه تعجب! خندید گفت مگه میشه کسی تولد شمارو یادش نباشه ؟! مشغول تلفن(ببیــــــــــــن بعد که من به پریما میگم طرفدارام میگه خودشیفـــته ! ) امروز تازه مقدمم اوومدگفت خانووم فراهانی تولدتون مبارک باشــــــه ! گفتــــــــم وااای مرسی خانووم مقدم ! (واای نمیدونی با چه عشوه ای اوومد بهم تبریک گفت ! ) شیوا یکی از دوستامم تولدمو تبریک گفت !!! دیگه همینجوری خیل عظیم طرفدارام هی زنگ میزنن و تبریک میگن !! امروز از مدرسه که داشتیم تعطیل میشدیم به بچه ها میگم وعده ما مهدیه تهران منتظرتونمـــــا چادراتونم سفید باشه ! غش غش میخندیدیم ! خوشیــــــــم الکــــی واسه خودمون !

                                                                           

سر زنگ ورزش این معلممون بحث راه انداخت که این ماهی فایترارو دیدین و اینا ( من  اصولا تو ماهی زیاد نیستم چون هیچ خوشم نمیادسبز ! ) بعد داشت میگفت که اینا رو باید تو تنگ جدا بندازیو همه ش دعوا میکنن و اینا ! گفتـــم ایوول چه باحال پس یه دونه میخرم با یه قرمز میندازمش تو یه تنگ ببینم چیکار میکنن خنده! (این سادیسمیا رو دیدی ؟! من عینه اوونام الان و واقعا اینکارو میکنم حالا ! ) میخورتش میخوام شاهده زد و خوردشون باشم ! معلمم توضیح داد که آرره من انداختم و اینا یه دفعه که نمیخورن زجر کش میکنن یارو رو ! بعد تازه جلو توام که نمیخورن مثلا صبح میری میایی میبینی نصفه پولکاش نیست !!!! اینو که گفت من قاه قاه خندیدم گفتم چه باحال !!! (به مامانم میگفتم ، میگفت وقتی من میگم تو به روانشناس نیاز داری بابات میگه نگووو ابرو!!! ) بعد دیگه خاطره گوییش رند شد شروع کرد تعریف کردن از آکواریومش و اینا گفت یه ماهی بود داشت خفه میشد یه دفعه رسیدیم بهش بنفش شده بود ! خندیدم گفتم واای حالا تنفس مصنوعیم دادین بهش میبردینش بیمارستان (با هر هر میگفتم اینارو هـــا ! ) حالا ما آدمش اینجوری بشه بدتر یه کاری میکنیم زودتر بمیره میگیم بیخیال دیگه وقته مرگته حالا شما با ماهی چیکار کردین hee hee! یه دفعه ز ن ی ک ه نه گذاشت نه برداشت گفت : آرره دیدم شقایق حالش بد شده بود کی داشت سکته میکردهیپنوتیزم !!!! منو میگی خنده رو لبم خشک شدخنثی ، بعد نگاش کردم حالا بینه اوون همه جمعیت کل کلاس ساکت شدن ! هیچی نگفتم اصلا زبوونم بند اوومده بود ! (بعدش پریما بهم گفت سرخم شدی !! آخه خودم یه لحظه حس گر گرفتگی بهم دست داد ، انگار یه سطل آبه جووش خالی کرده باشن رو سرم منتظر! ) سرمو انداختم پایین تا آخر زنگ هیچی نگفتم ! بچه هام به رو خودشون نیاوردن ولی حرفش خیلی بد بود اوونم تو جمع !! آخر زنگ رفتم بهش گفتم خانووم لازم نبود این قضیه رو تو جمع یه بار دیگه تکرار کنین ! (آخه یه بارم قبلش بهم گفت دقیقا فردای اوون رووز گفت شقایق حالش بد بود ؟! تو داشتی سکته میکردی زبان!! ) نگام کرد هیچی نگفت لبخند زد ! گفت مرجان سخت نگیــــــــر تعجب!!!! چی شد که اینو گفتم یه دفعه به ذهنم رسید که این آذریا شخصیتشون مثه این ماهی فایترا میمونه ! تازه امروز مامانم داشت میگفت نیمه دوم بچه خواستی بیاری آذر ! یا دی !!! مــــــــن :تعجب چی شد که اینو گفتی مامان !! ؟سوال(تازه به این نتیجه رسیدم مامانم به آذریا و کلا متولدین آذر علاقه قبلی وقلبی داره !!فرشته )

                  

وااااااااای اوون روزی با ماهرو رفته بودم خرید http://i36.tinypic.com/34hypza.jpgچشمک! (حالا بگذریم که چقدر امسال همه چیز بیخود شده !http://i38.tinypic.com/21p0182.gif میخواستم یه ذره در این موردم بنویسم ولی دیگه دیدم خیلی میشه ! ) بعد تو راه بودیم شقایق اس ام اس داد مژه!! من شروع کردم با این حرف زدن (همین اس ام اس بازی ) بعد در عینه حالش داشتم با ماهروام حرف میزدم که نگه حالا بیشعور با من اوومده بیرون نشسته با اون اس ام اس بازی میکنهمنتظر ! (حالا اوون بیچاره م هیچی نمیگه ها ! فقط میگه من مووندم تو با شقایق چقدر حرف داری ؟! خنده) رسیدیم اندیشه پیاده که شدیم من مشغول اس ام اس بازی بودم مامانم گفت کیه ؟! گفتم شقایقه !! هیچی نگفت یه دفعه ماهرو برگشت گفت از کجا معلوم شقایقه ؟!!!تعجب (اصولا از این شوخیا با هم میکنیم یه بارم من با ماهرو یه کاری کردم ! نشسته بودیم خونه شون بعد هی بهش گفتم ماهرو گوشیت داره زنگ میزنه ماهرو پاشو اس ام اس اوومد برات «منظورم این بود یعنی اینا پسرن ! جلو مامانش میخواستم کرم بریزم !! » اوونم هی میگفت مرجان خفه شو کلافه! مرجان فلان ... یه دفعه شمارشو گرفتم (اووون موقع ماهرو دوس پسر داشت ) صفحه موبایلش شروع کرد روشن خاموش شدن همه یه لحظه ساکت شدن بعد منو شیوا شروع کردیم هر هر خندیدنخنده ماهرو یه لحظه انگار قلبش وایساد !!! به ما نگاه میکرد میگفت شهرستانیا نکنین ! از این شوخیای شهرستانی نکنین ! قهقهه) حاله بگذریم از اوون قضیه اینو که ماهرو گفت مامانم برگشت نگام کرد انگار که شک کرده باشه ؟! گفت آرره راس میگه !!!!! منم اوونجا گفتم نه مامانم به من اعتماد داره !! مگه نه سوال؟! گفت نه ؟! به لحظه نگاش کردمتعجب ماهروام داشت هر هر میخندید ! گفتم مامان جان شقایقه ؟! به جز اوون کی میتونه باشه !متفکر؟مشغول تلفن یه دفعه مامانم گفت ببینم ! گفتم بیا صبر کن (داشتم اس ام اس که اوون موقع میفرستادم و پاک میکردم که برم تو اینباکسم بهش نشون بدم شقایقه !http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg ) گفت نه برا چی صبر کنم ؟! داری میری بگردی اس ام اسای اونو پیدا کنی مشغول تلفن؟! من : تعجبخب باید بیارم ! گفت خب بیار ! بعد آوردم نشونش میدم میگم ببین ایناها شقا (اسمشو تو گوشیم شقا سیو کردم ! ) حالا ماهرو بیشعور اوون پشت هر هر داشت میخندید ! مامانم نگاه کرده میگه از کجا معلوم ؟! چرا شقایق سیو نکردی ؟!متفکر یه لحظه نگاش کردمتعجب بعد خودشم خنده ش گرفته بود ! رامو کشیدم اوومدمnot listening - New! اصلا دیگه نموندم whistling! حالا فردا شبش با ماهرو رفتیم خرید مامان ماهرو من و دیده غش غش میخنده میگه شقا چطورن ؟! خوب هستن ؟! سلام برسون خدمتشون ابرو!! منو میگی خنده م گرفته بود میگم ماهرو نکن من سوسه بیام بد سوسه میاماhttp://i36.tinypic.com/34hypza.jpg ! بعد خندید گفت باشه تو فقط ساکت باش من هیچی نمیگم !http://i36.tinypic.com/2ezplhd.gifبعد حالا مامانش میگه ولی خب مامانت راس میگه دیگه اگه واقعا شقایقه چرا اسمش و نصفه سیو کردی تعجب؟؟؟؟!! بعدم غش غش میخنده ! از اوونور باباشو ماهروام میخندن ! گفتم ماهرو خانووم بکن وقتی اوومدم خوونه تون گفتم ااا پگاه از کی تا حالا به تو اس ام اس میده ؟! حالیت میشه !!! (دوس پسر داره ! بعد اسمه دوس پسرشو پگاه سیو کرده پگاهم یه شخصیتیه که ماها هیچ کدوم دو سال باهاش ارتباط نداریم ! http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg) دوباره دیروز از راهه آرایشگاه رفتم خوونه شون ! گووشیم اوون ور تو اتاق بود بعد اس ام اس اوومده بود یه دونه از پریما بود یه دونه از شقایق ! بعد حس کردم گووشیم اس ام اس داره (گووشی من همیشه سایلنته !!! ) به ماهرو گفتم هاشمیان رفتی تو اتاق گوشی منم بیار !! حالا این رفته آورده مامانش از اوون تهه اتاق داد میزنه مرجان شقا میس انداخت خنده!!!! زنگ بزن نگران نشه ابرو! خنده م گرفته بود بعد ماهرو میگه نه میس ننداخته بود اس ام اس بود مژه! حالا من دارم اس ام اس میدم مامان اینم داره حرف میزنه سرم بالا بود به مامانش گووش میدادم از اوونور به شقایق اس ام اس میدادم ! بعد ماهرو همینجوری نشسته بود مامانش که پاشد رفت به من با تعجب نگاه میکنه میگه مرجان من واقعا شک کردما تو باکسی دوس شدی به ما نمیگی؟!

                                                                            

پ ن 1 . حس میکنم زیاد شد بنابراین از الان به بعد میریم تو پی نوشتـا ! http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg

پ ن 2 . آدرس وبــــــــلاگ و به شقایق دادم و خوونـــــــــد !!!! :6qwup3:

پ ن 3 . یک عالمه حرف داشتم ولی تا نشستم این پشت یادم رفت !!! chatterbox

پ ن 4 . نیستم تو عیــــــد ، تا بعد از عیــــد !بای بای

پ ن 5 . مـــــــرسی از غریبه ای نام آشنا به خاطر اوون فایل هایی که برام فرستاد خیلی خیلی خیلی ممنوونم ! http://i36.tinypic.com/34hypza.jpgoh go on

پ ن 6 . مـــــــرسی از الهام که تو وبلاگش تولدم و تبـــــــریک گفت ! زبانماچماچ

پ ن 7 . رفتم آرایشگاه با خانووم هاشمیان (ماهرو ) جریان داره حالا کاش میشد نوشت ولی نمیشه چون زیاد میشه ! در کل گند زد به موهام دستش درد نکنه !

پ ن 8 . به پریما میگم آدرس بده میگه : فکر کنم یه ذره از 150 پایینتر ، فکر کنم روبه روی کندو ، فکر کنم بغله یه داروخانه ، فکرکنم در ساختمون بازه ، فکر کنم طبقه سومه !! مـــــــــن تعجب؟! پریـــــــما این چه طرز آدرس دادنه ابرو؟؟؟! همه ش که فکر کردی ! خنده

پ ن 9 . امروز(شنبه) پریما زنگ زد سرم هوار هوار کرد ! منم ساکت بودم (چون اگه بال به بالش میدادم بد تر دعوامون میشد ! ) بعد هی ساکت میشد هی میگفتم خب حالا حاضر شو بیا ! اوونم دوباره داد میزد ! خندم گرفته بوودد ! آخر سرم میگه معذرت خواهی نکنیـــــــــا ! گفتم کاری نداری ؟!  حالا شبش زنگ زده کلی با هم حرف زدیم بعد آخرش میگه برو م با تو قهرم !! خنده

پ ن 10 . خیــــــلی خودمو کشتم که یه عزیزم بیاد تو دهنم ولــــــی هیچ جووره نشد هیــــــچ جووره !!!

پ ن 11 . شونزده م تموم شد رفتم تو هفده !! بزرگ شدم آخ جوون سال دیگه گواهینامه میگیرم !!

پ ن 12 . شقایق میخواد از امشب (شب یکشنبه ! ) گوشیشو خاموش کنه تا بعد از عید ؟! که چـــــــی ؟! اعصابمو خوورد کرده !!!

پ ن 13 . پریما برام ساعت خریـــــده !! http://i35.tinypic.com/2n0qzx1.gifمژه

پ ن 14 . خیـــــــلی زیاد شد نه ؟! زبان

پ ن 15 . آخرین پسته امسالم بووود !!!

پ ن 16 . من دارم میرم تو سال جدید تو راهم ...

 

    یا مقلب القلوب والابصار ...

                 یا مدبر الیل و النهار ....

                              یا محول الحول والحوال ...

                                             حول حالنا ...    

                                                         الی احسن الحال ....

 

? +? توسط : سرشناسیکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ?

پشت این پنجره ها دل میگیره غم و غصه ی دل و تو میدونی ...

 

گاهی وقتا باید کم باشی تا کمبودت احساس شه نه اینکه نباشی تا نبودنت عادت شه !!

سلام بدون یه حرف کم یا اضافه نیشخند! خیلی جالبه برام زندگی بعضی از آدمـــــا ! یعنی بعضی که نه همــه ، یه زمانی وقتی میرفتی تو خیابون تقریبا همه رو تو یه سطح میدیدی ولی الان نـــــه قهر! یعنی بودن آدمایی که اون زمانم وضعیتشون یه مقدار خیلی زیادی از بقیه بهتر و بیشتر بود ولی اینجوری نبود که هر جا رو نگاه کنی اختلاف طبقاتیا هوار بزنن ، داد بزنن ، فریاد بزنن ! نمونه شو همه جا میتونی ببینی الان ، تازه اون موقع م اگه یه نفر به نسبت متوسط بود هیچ وقت نمیومد خودش و یه جووری جلوه بده که انگار خیلی پولدارن shame on you!همه اینارو گفتم که بگم خیلی وقته به نتیجه حرف یه نفر رسیدم که گفت وقتی بزرگ شدی میفهمی الان زوودهابرو از خود راضی! یه روز یه نفر گفت : خواهرم وقتی میرفت مدرسه به بابام میگفت برو چهار راه پایینی نگه دار! بعدم تا چهار راه بالایی که مدرسه ش بوده پیاده میرفته تعجب! گفتم چرا سوال؟! گفت : به دوستاش گفته ماشین ما پاترول ! بابام پاترول داره ، دادشم پژو !!! حالا ماشینشون چی بود ؟! فیات ! به باباش گفته بود من نمیخوام دوستام منو با فیات ببینن آخ( البته اینی که میگم مال مثلا 6 یا 7 سال پیشه ! دقیقا یادمه من آخرای دبستان یا اوایل راهنمایی بودم ! یعنی از اول راهنمایی فراتر نرفته بودم Baby Girl! حالا طرف پولداره ها کارخونه دار وضعش توپه ! http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg) اون شب من گفتم وااا مگه میشه ؟! طرف گفت بزرگ میشی میفهمی ! الان که بزرگ شدم واقعا میفهمم یه سری از مسائل و که قبلا واسم خنده دار بود اگه کسی بهم میگفتافسوس ! اینی که میگم نه اینکه فکر کنین حالا من میشینم خالی بندی میکنم ماشینمون فلانه ، نمیدونم خونه مون فلانهسبز ! اصــــــــــــلا قهرمشغول تلفن! یعنی اصلا جوی که من توش دارم درس میخونم اینجور چیزا رو قبول نمیکنه ! چون همه بچه هاش از دم مایه دارن ! ولی خب یه موقع هایی یه جوی برات تو جایی که هستی درست میشه که یه سری چیزا رو نمیخوای بقیه بدونن ساکت! (عمرا نفهمیدین چی گفتم ! ؟) یعنی اگه مثلا من تو مدرسه مون بگم بابام زانتیا داره مامانم کمری (به طور مثال ما هیچ کدوم از اینارو نداریم !مژه ما پایینتر از پرادو سوار نمیشیم  ) همه میگن عقده ایه که میاد میگه یا مسخره میکنن که طرف میخواست بگه یعنی مام داریم http://i38.tinypic.com/21p0182.gif! چطور که من خودم مسخره میکنم ! میخوام بگم یعنی واسه همه جا افتاده تو مدرسه مون ، الان نگین همه جا اینجوری اصـــلا ، از همین نتش بگیر تا تمام مدرسه های دخترونه و پسرونه همه واسه هم از این خالیا زیاد میبندن chatterbox! ولی واسه فردی مثه من که تو مدرسه همه سیر تا پیازمو میدونن امکان نداره (حالا نه اینکه بخوام چاخان کنم خدا رو شکر اهل این یه کار نیستم ! به طور کلی دارم میگمhttp://i36.tinypic.com/34hypza.jpg مژه)! البته بازم تو مدرسه ما هستن کسایی که میرن و میان مسائل و ربط میدن به موقعیت خانواده گیشونسبز: " آرره تو کجا المپیاد داری ؟! فرمانیه ؟! آخ دقیقا خوونه خاله من اونجاس هیپنوتیزمزبان!!! ) کلا من بدم میاد طرف هی بیاد بگه ما اینو داریم ما اونو داریم سبزنمیدونم رفتم فلان جا لباس خریدم میدونین یعنی گفتنم با گفتن فرق میکنه ! یکی هست میاد میگه مثلا رفتم جردن خرید کردم ، ولی یکی دیگه هست میاد میگه رفتم جردن خرید کردم واای نمیدونی چی بود همه لباسا گروون اینی که الان میبینی پامه فلان قدر خریدمnot worthy ! هیم (با کسره رو ه ) منتظرن یه فرصتی پیش بیاد سریع بگن لباساشونو چند خریدن http://i38.tinypic.com/21p0182.gifسبز!! اینیم که گفتم واسه این بود که یه سری مسائل شده که من و به نتیجه حرف این طرف رسوندwhistling ساکت! حالا بگذریم اونی که اول متن گفتم ، 5 شنبه ای ما رفتیم دیزین ! بعد اصلا اونجا یه ماشین زیر پرشیا پیدا نمیکردی ! دیگه تابلو ترین ماشین پرشیا بود خیال باطل! (فکر کن پرشیا تابلو شه برای اطلاعات بیشتر من عاشق پرشیام ! ) داشتم میگفتم همه شاسی بلند اصلا یه چیزی ! بعد هر کیو میدیدی یکی یه چووب اسکی زیر بغلش بود با لباس و مخلفات مژه! مثلا هیچ کدوم نشد برن از اونجا کرایه کنن !!!! نهایتن فقط پول مربی میدادن ، بعد اصلا یه نفر و با تیوپ نمیدیدی !!! حالا بری آبعلی همه با تیوپ اونم با لهجه شــــدید ! میخوام بگم دیگه تفریحگاهامونم طبقه بندی شدن !!!

                                                                    

دیروز شقایق (ببین اصلا نمیشه من تو هر پستی باید یه چیزی ازش بگم ! ) یه دونه از عکسای فرانسه شونو برام فرستاد مژه! همچین در پایین برج ایفل توقف کرده بودن خیال باطل! اونم آبی چراغونی شده افسوس!(چراغاش آبی بودن نه برجنیشخند !! گفتم یه وقت داهاتی بازی در نیاری ! برجش از آهنه یه چیز تو مایه های برج میلاد خودمونه !! فکر کن مثلا میلاد مثه ایفل باشه خنده!!! )  ای وااااای ، واقعا خیلی کار بیخودیه کسی که بره و بعد برگرده http://i38.tinypic.com/21p0182.gif! حالا برگرده نه واسه موندن واسه تفریح ، واسه عید ، واسه تجدید دیدار چشمک! البته من اینم قبول ندارمـــــــا قهر! یعنی من و مامانم کلا میگیم اگه کسی رفت دیگه نباید برگرده نیشخند never ! و البته غم غربت و اینام زیاد معنایی نداره واسه ما ! حالا البته تا اونجایی که از شواهد معلومه شقایق باعث شده که اینا برگردن افسوس! یعنی گویا مامانش و خواهرش راضی بودن(من که ازش نمیپرسم مشغول تلفنهیچ وقت ولی از حرفاش میشه اینو فهمید شایدم اینجوری نبوده ! ) ، ولی خب در کل کار اشتباهیه خنثی! داشتم از برج ایفل میگفتم ، کلا من شبه کشورهای خارجی و خیلی دوس دارم ! انقدر خوشگل نورانی میکنن ! اصلا نوراشون انگار درخشندگی دارهidea ، نورای کشور ما ماته اصلا به آدم حال نمیده آخ ! نمیدونم یه شکلیــــــه I don't know - New!! اون نیوتیشم که عکس میفرستاد هر دفعه بهش میگم خاک تو سرت ، اگه بر گردی http://i38.tinypic.com/21p0182.gif اونم میگه تو نمیفهمی تو فلانی گفتم حالا هر چــــــــــی !! یه بار خونه دختر عمه م اینا بودم یه مجله بود داشتیم با دختر عمه م نگاه میکردیم ، (ساختمونای مختلف تو دبی و کشورهای اروپایی بود ، با دکوراسیون های خوشگل خوشگل مژه،مجله معماری بود دختر عمه م از دبی آورده بود ! از خود راضی) بعد یه برج تو دبی بود که طرحشو زده بود بعد نوشته بود در آینده ای نزدیک درست میشه http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! بعد نگاش کردم گفتم سمانه ، اگه من تو این طبقه( یه طبقه از برج و نشون دادم با دستم  ) زندگی کنم دیگه اصـــــلا با شماها حرف نمیزنمقهر ! میرم دیگه پشتمم نگاه نمیکنم ! بعد نگام کرده میگه : خـــــــاک بر سرت !http://i38.tinypic.com/21p0182.gif خودتو نشون دادی پاشو برو ! غش غش میخندیدم ! به مامانم میگم بیا واسه عید بریم دبی ، اون طرفا میگه نـــــه من عید دوس دارم تو وطن خودم باشم گریه! میگم آرره گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میدهمژه ! هر هر میخنده میگه عید دبی خرجا گرونه ، بزار تابستون بریم http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! گفتم آرره میشه جریان کیش و گوشی نوکیا عینک!!!!

                          

اون روز سر کلاس نشسته بودیم ناظممون اومده تو کلاس (همون که به من میگه فرهانی منتظر) عیــــــنه اردک میمونه ، پاهاشم کج کج میزاره خنده،( زمستون رفت اومد ما اینو با همون کفش عروسکیای پاشنه بلندش دیدیم خنثی! لباسشم عوض نمیکنه نمیکنه وقتی میکنه چهارخونه میپوشه !!!!!! ) گفت بچه ها موبایلاتون و بزارین رو میـــز bring it on!!! مارو میگی همه هر هر هر من غش غش میخندیدمخنده ! (این ناظممونم طوریه که جلوش بخندیم حرصش میگیرهhee hee !!!! ) بعد میگه فرهانی به چی میخندی ؟! گفتم آخه خانوم کی موبایل میاره مدرسه ! میگه میخوای من همین الان دو تا گوشی از کلاس شما بگیرم دوباره من غش غش میخندم میگم باشه بگیرینمژه ! میگه نه میخوای ؟! میگم خوب بگیرین دیگه همه بچه هام هر هر میخندیدن قهقهه! یه ذره نگام کرد ! گفت تو کلاس شما دو نفر گوشی آورده دوباره گفتم خوب خانوم بگیرین میخوایم ببینیم کیه ؟! بچه هام با خنده پشت من همه شون گفتن خانوم بگیرین دیگه راس میگهاز خود راضی خندهفکر کن کل کلاس به ناظم بگن بیا مارو بگرد ! اینم ضایع شده بود میگفت نه آخر زنگ بهتون میگم ! بعد بهش میگم خانوم جدید زاده نگام میکنه ، میگم اون بالای تخته رو میبینین !؟ نگا میکنه ! میگم یه خط ایرانسل اینور میخه ! یه خط ثابت  وسطه ! یه 919 اینور ! اونم نگاه میکرد بچه ها هر هر میخندیدن قهقهه! گفتم آخه خانووم مدرسه جاس که کسی گوشی بیاره ! یعنی انقدر طرف بدبخته ؟! فکر کن مکان نداشته باشی گوشی ببری مدرسهخنده ! ماهروام میگه بعدم میریم تو دستشویی با دوس پسرمون حرف میزنیم ! غش غش میخندم بلنــــــدا مژه! نگام میکنه میگه باشه باشه بخند منم آخر ترم بهت میگم http://i38.tinypic.com/21p0182.gif! من و میگی گفتم خانووم جدید زاده چرا همچین میکنین ؟! (نفهــــــــــــمزبان تو دلم گفتم خوشحالم حرصت در اوومده ! هورا) گفت : پس خودتونم قبول دارین که موبایل آوردن تو مدرسه کار عقده ایاس ؟! همه کلاس با هم گفتن بلـــــــــه ! اونم ضایع شد دهنشو بست ! تازه تا آخر زنگم ول کن نبود یعنی واقعا پرروئـــــه ! هی میگفت من آخر زنگ از شما گوشی میگیرم ! مام پررو تر از اون میگفتیم بیا کیفامونو بگرد !!!!

     

پ ن 1 . تو این تعطیلیا نزدیک 600 تا اس ام اس زدم !! همچینین زنـــگ خدا به داد برسه ! از الان کابوس قبضمو میبینم !!! praying

پ ن 2 . همه قاطی کردنــــا ، همه از دم نالن !!!از بچه 1 ساله بگیر تا کهنسال 80 ساله همـــــــــه خودتون کنترل کنین که تازه دارین میرسین به بلوغ ! خنده

پ ن 3 . من هنوز استرس دارم ... ناراحت

پ ن 4 . من نمیدونم چرا وقتی میبینم مردم حالشون خرابه حوصله ندارن بیشتر کرمم میگیره حرص بدمشون !!! یه جوور مریضی دارم ! خدا شفام بدهpraying ! اون شب شقایق به وضوح حوصله نداشت بدتر سر به سرش میذاشتم زبان! دقیقا از همون شب یه سر دردی گرفتم که ول کنم نیست یعنی تو این چند روز همه ش تو سر درد بودم ! هنوزم هستم فکرم نمیکنم حالا حالاهام خووب شه ! ناراحت

پ ن 5 . پریما : هر کی سر به سر یکی میزاره و بیشتر باهاش شوخی میکنه نشون دهنده اینه که دوسش داره ! من : میدونی چقدر دوست دارم !

پ ن 6 . بلاگفا کم کم داره خز میشه !!!!!!

پ ن 7 . من دلم روسیه میخــــــــــــــواد !!

پ ن 8 . پوسترای شاهرخ و دوباره بر گردوندم به دیوار اتاقم ! (یه مدت برشون داشته بودم ! )

پ ن 9 . دوس دارم دکوراسیون اتاقمو تغییر بدم ولی هیچ جووره نمیــــشه ! خسته شدم دلم تنوع میخواد !!

پ ن 10 . مامانم باحرصاز خود راضی : خووبه تو وزیر مملکت نیستی !! برو تو مخابرات کار کن !!! من :  (آخه یه دستم به گوشیم بود داشتم اس ام اس میدادم همون موقع م داشتم با تلفن حرف میزدم !! )

پ ن 11. بـــــدرووود !  

? +? توسط : سرشناسجمعه نهم اسفند 1387 ?

حالا با دل شکستم لب پنجره نشستم ...

شاهرخ عمل کرد ! خدا رو شکر به خیر گذشت ! دو هفته استراحت داره خوشحالم که به خیر گذشته !

چه روز دلخراشی وقتی خواستی جدا شی ...

                            قلبمو دادم دستت که عمری داشته باشی ...

ولی زدی شکستیش بدون هیچ بهوونه ...

                            عزیزم دلت از سنگه تو خاطرم میموونه ...

 سلام بدون یه حرف کم یا اضافه ! نیشخند

.../ دارم از راهرو میام پایین شری و میبینم ! (اون یکی شقایقنیشخند ! ) بچه ها باهم سلام علیک میکنن من رومو میکنم اونور سمت دیوار ! میرم از بغل دیوار چسبیده بهش سرمو میندازم پایین به روی خودمم نمیارم که یه دفعه یکی میزنه تو سرمfeeling beat up ! بر میگردم بالا نگاه میکنم حالا دارم خودمو کنترل میکنم یه وخت (وقت ) نیشم باز نشه مژه! نگاش میکنم کاملا جدی میگه اینو زدم که بهت بگم خیلی گـاوی ! یه ذره جر و بحث و گند زدن به هیکل همدیگه میام پایین ! شاید به اندازه دو دقیقه ! _ از دستت ناراحتم ! من : ایضــــا !زبان _ اصلا فکر نمیکردم یه همچین آدمی باشی ! من : ایضــــا زبان! _ اصلا ازت توقع نداشتم ! من : ایضــــــا دقیقا منم از تو توقع نداشتم زبان! _ باهات حرف دارم ! من : ایضـــــــــا زبان! فرداش میایم تو حیاط میفهمیم بوفه ساندوییچ آورده ! پریما میگه بریم بالا پول بیاریم ولی هیچ کدوممون تکون نمیخوریم ! فکر کن سه طبقه بری بالا ! کی حوصله دارهwhistling ؟! آخر سر به این نتیجه میرسیم که هر سه با هم بریم ! دمه راه پله پرده رو که میزنم کنار شقایق و میبینم ، سریع خودمو میکشم پشت در ماهرو و پریما میرن جلو اونام از اونور میان تو پارکینگ با هم سلام علیک شقایق باهاشون دست میده به من نگاه میکنه میخنده مژه! اصلا کرم داره این آدممنتظر !(حالا حالت من چه جووریه ؟! سرمو انداختم پایین منتظرم اینا برنخیال باطل ! ) شری نگام کرد از رو کفشاش فهمیدم اینه ! گفتم خب بره منم برم بالا ، نگام کرد منم سرم و انداختم پایین یه دفعه گفت سرتو میندازی پایین که سلام نکنی ؟! تا سرمو آوردم بالا نگاش کردم هولم داد عقب _ نه وایسا ببینم تو چته ؟! واسه چی اینجوری میکنی تعجب؟! من : خنثیحالا نمیذاشت من حرف بزنمchatterbox ! _ ببین اصلا ازت توقع نداشتمـــا ! من : دقیقا منم همینطور http://i38.tinypic.com/21p0182.gif! _واسه چی اینجوری میکنی ؟!(منظورش این بود که واسه چی قیافه میگیرمنیشخند !)  من : اون روز دوشنبه چه رفتاری بود داشتی !؟  میدونی چیه ؟! بزار یه چیزی بهت بگم دلم میسوزهناراحت که من تنها کسی که تو این 7 سال تو این مدرسه مسخره نکردم تو بوودیshame on you بعد تو اون روز فکر کردی من مسخره ت کردم ! (سر موهای فرش فکر کرد مسخره ش کردم ! ) _ آرره آرره برای اینکه اصلا فکر نمیکردم من گفتم ما با هم مدرسه رو مسخره میکنیم ، بعد حالا خودمون داریم خودمونو و مسخره میکنیم ! نه میدونی چیه ؟! میخوام بدونم من که انقدر دوست دارم واسه چی اینجوری میکنی !؟! این دوست داشتن یه طرفه س ... من :(وسط حرفش پریدم ) اتفاقا من میخواستم به تو بگم ...  ! _من موهامو فر کردم تو اصلا به من تبریک نگفتی ! من :مژه حالا مونده بودم چی بگم از یه طرف خنده مم گرفته بودمژه ! _ من از تو توقع داشتم... !و الی آخر ! آخر سر دستشو آورد جلو گفت : حالا بیا آشتـــی ! دست دادم گفتم آشتی چیه ؟! بچه که نیستیمقهر ! خندید زد تو شیکمم ! همون موقع برگشتم شقایق و نگاه کردم احساس کردم الان میخواد ج ر م بده ! گفتم ای داد ! whistling

                                                            

... / شنیدین میگن زبان نمیدونم چی چی سر سرخ میدهد به باد نیشخند؟!(جای شقایق و پریما خالی کلی بهم بخندن ! از خود راضی ) حالا شده جریان من ! تو این چند وقته هر چی به هر کی میگم میگیره به خودش اینم شده بساط ما ، فقطم واسه اینه که من بدون فکر حرف میزنم مژهساکت! به شقایق گفتم (همین شقایق ! ) اونم وسط دعوا باهاش ، داشتم سر همین قضیه دوشنبه که در بالا بهش اشاره کردم هوار هوار میکردم سرش که گفتم میدونی مشکل من چیه سوال؟! اینه که بدون فکر حرف میزنم ! اونم گفت خب همین ... که من پریدم وسط حرفش نذاشتم کاملش کنه ! تازه به معلم ورزشمونم گفتم ! آخه هی من تیکه مینداختم راه میرفتم سر به سر بچه ها میذاشتم whistlingبعد میگفت مرجان شبا میره جزوه مینویسه که به کی چی بگه تعجب؟! گفتم آخه خانووم با شعور ، عقل کل http://i38.tinypic.com/21p0182.gif! یعنی من انقدر بی کارم سوال!؟ من هر چی میگم فی البداهه میگم chatterbox! حالا اینم شده جریان این ! من یه حرف دو هفته پیش به این شری زدم اونم رفت تو غش بعدم که بهش گفتم ناراحتی گفت نه پیش خودم حلش کردم http://i36.tinypic.com/34hypza.jpgگفتم خب باشه از خود راضی! بعد فرداش دیدم قیافه گرفتهمنتظر گفتم به درکزبان وقتی بهت میگم بگو ناراحتم که من از دلت در آرم نه اینکه دوباره قیافه بگیری زبان!همینم که اومدم آدم حسابت کردم گفتم ناراحتی از دستم باید بری خدا رو شکر کنی!(البته این حرفی و که الان اینجا گفتم به خودشم گفتما از خود راضی! گفتم ببین من هر کی دیگه به جای تو بود عمرا نمیرفتم بپرسم چته قهر؟! میگفتم به درک http://i38.tinypic.com/21p0182.gif! بعد نگام کرد گفت یعنی الانم حرفت اینه یول؟! گفتم نه من دارم میگم یعنی اگه برام مهم نبودی همین یه کلمه رم نمیگفتم شیطان! )خلاصه که نتیجه دو هفته قیافه و قیافه گرفتن دو طرفه و گند زدن کامل به اندام شقایق(همین شقایق ! همین که رفت فرانسه ! بعد اومد آخه میدونم الان قاطی کردن ! ) شد مکالمه بالا http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! میدونین حالا مشکل من چیه سوال؟! اکثر کسایی که با من دوستن یا تو فامیلن همین مشکل و دارنافسوس ! یه سریا تو خودشون حل میکنن ، یه سریا نتونستن حلال خووبی باشن ! یه سریام درگیرن نیاز به کاتالیزگر دارن نیشخند! (علمی گفتم که همه تون بفهمین حالا واقعا کاتالیزگر اینجور موقع ها به کار میاد ؟! یادمه میگفتن سرعت واکنش و افزایش میده! ) الان شقایق نیاز مبرم به کاتالیزگر داره ولی پریما خودش حل میکنه ! یعنی من بعد از این همه مدت هنوزم میخوام یه چیزی به شقایق بگم یه دفعه وسط راه تغییرش میدم که یه وختی (وقتی ) ناراحت نشهساکت ! ولی خب با پریما راحتمhttp://i36.tinypic.com/34hypza.jpg ، خیلی دوس دارم مردم حداقل اخلاقه من دستشون بیاد ! باور کنید من هر حرفی میزنم جز از برای مزاح نیت دیگه ای توش نیست ! حالا کیه که بفهـــــــــــمه ! همه نفهمن ! فامیلای خودمون ! یه بار تو جمع نشسته بودیم گفتن دختر عمه م حامله ستو اینا بعد همه گفتن فکر میکنین به کی میره به نظرتون خوشگل میشه یا نه خیال باطل؟! یه دفعه گفتم خوشگل چیه ؟! به کی میره یا به باباش میره یا به مامانش دیگه ! همه نگام کردن فکر کن تا یه دقیقه سکوت بود خنده! بعد تازه فهمیدم چی گفتم ! دیگه ساکت شدم تا آخر این بحث ساکت! حالا فکر کن دختر عمه م چند سالشه 28 اینطورا ! همچین خورده بود تو ذوقش که خدا میدونه ! hee hee

                     

... / این دوست مامانم همین که دخترش 17 سالشه تابستون گفتم رفتیم عقدش ! یادت اومد !؟ بله اون ! داره واسه دخترش تهیه جهاز میبینه ، بعد باباش یعنی بابابزرگ دختره ! بابای مامانه ! برگشته گفته : هر چی دوس داری میای میریم براش میخری ! اینم خوشحال رفته میرداماد کلی چیز میز برقی خریده حالا از هر کدومم تمام و کمال دیگه به امید اینکه باباهه پولشو میده نامردی نکرده ! مثلا میگه اتو خریدم بعد یه اتو پرسم باهاش خریدم http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! هیچی همه کاراشو که کرده جمع کردن شده 12 میلیون ! باباشم گفته من انقدر نمیدم که من نمیدونستم تو انقدر پر توقعی مشغول تلفن! من بیشتر از 3 میلیون نمیدم ! اینم تو مغازه یه همچین حالتی بهش دست داده : بعد دیگه اومده خوونه به شوهرش گفته اونم گفته باشه من میدم از خود راضی! چک کشیده  ، حالا جالبیش اینجاس که باباش هم بابای عروس هم بابای مامان عروس هر دوشون صبحا پولاشونو پارو میزنن میرن ! در این حد پولدارن اصلا یه چیزی میگم ! بعد بابای مامانش نکرده یه ذره خساست و کنار بزاره منتظر! گفته خواهرتم دختر داره اگه من الان واسه دختر تو بگیرم پس فردا خواهرتم میخواد من نمیتونم تعجب! حالا یکی نیست بگه مرتیــــــکه آخه چیزی از ثروتت کم میشه هر روز داره پول میاد رو پوولش بعد دل خرج کردن نداره ! خلاصه زاییده زیر حرفش !!!

پ ن 1. با شقایق دعوا کردم بعد از 10 ماه سرش داد زدم هوار هوار کردم ! هیچی نمیگفت ساکت بود حالا خداییش مژه! فکر کن هی میگفت حالا باشه واسه چی اینجوری میکنی ؟! تو آرووم باش ! بعد هی بهش میگم باشه کاری نداری (هوار میزدما ! ) فکر کن مثلا من به کسی بگم کاری نداری ! بعد ساکت میشد قطع نمیکرد ! من که ساکت میشدم میگفت حالا آرووم شدی سوال؟! دوباره مثه دیوونه ها هوار میزدم ! بعدم که قطع کردم کلی اس ام اس داد و میخواست که حالم تغییر کنه آرروم بشم ! هیچی نگفت ولی بعدش تا مرز قطع رابطه پیش رفتیم!

پ ن 2 . یه چند وقتیه استرس دارم ! اضطراب دارم ! حالم خیلی بده ، بدنم گر میگیره داغ میشم طپش قلب میگیرم ! اصلا خیلی بده وضعیتم ! انگار که همه م این شکلی شدن آخ! من نمیدونم چمهگریه ولی شماها اگه دلیلی دارین براش سعی کنین خودتون و درست کنین !

پ ن 3 .چرا شقایق و پریما میخندیدن ، من اصلا بلد نیستم ضرب المثل بگم بعد شقایق مثه چی ضرب المثل میگه نیشخند! اینه که من هر وقت میام یه ضرب المثل بزنم هر هر به من میخنده چون کامل بلد نیستم بگم whistling! بعد از اون طرف من هر وقت پیش پریمام ضرب المثل میگم هیچ ربطی به قضیه نداره hee hee! از این رو گفتم که اگه اینا بودن میخندیدن ! ولی ایندفعه ربط داشت peace sign!

پ ن 4 . من و تو وبلاگ دوستان وارد کردین یا نه ؟! متفکر

پ ن 5 .  29 بهمن سیخ شدگان دو ساله شد !! جای مینا خالی ! قلب

پ ن 6 . یه اس ام اس دادم به شقایق ، یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم !! گرفت به خودش همچین ، اس ام اس داد مرسی که بی سرو پا هم شدم !! من : تعجب ای وااای ! اس ام اس زدم گفتم ای وااای چرا به خودت گرفتی؟!گریه من اصلا با تو نبودم اس ام اس بود به همه فرستادم کلافه! و ... یک عالم حرف دیگه ! بدم میاد بابا اس ام اسارو به خودتون نگیرین !!!! افسوس(میدونم چرا گرفت به خودش چون دقیقا دو روز بعد از هوار هوار کردنام سرش اینو دادم اینم گرفته بود به خودش ! بخورم اعتماد به نفسشو که فکر کرده من عاشقشم ! نیشخند)

پ ن 7 . یه چند روزیه دارم کرم میـــــریزم !!!  خیلی بده ها ! مردم و گذاشتم سر کار !

پ ن 8 . بــــــدرود !

 

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران           

                     لیکن از کوی تو رفتم به عقب سر نگران

                                       ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

                                                        تو بمان و دگران ، واای به حال دگران !

? +? توسط : سرشناسپنجشنبه یکم اسفند 1387 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو