تبليغاتX
شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

شیــــطون بلاهـــای مثــــبت

تمام دنیای من شوخی های کودکانه است ... زیاد جدی ام نگیرید ...

همه حرفهـــــا که آخــــه گفتنی نیست ...

خیلی وقتـــــه دیگه باروون نزده ...

            رنگ عشق به این خیابون نـــــــزده ...                                              

                                  خیلی وقتــــــه ابری پرپر نشــــده ... 

                                                             
                                                         دل آسمــــــــووون سبک تر نشده ...

مـــه سرده رو تن پنجـــــره هـــــا ...                             

            مثه بغض توی  سیـــنه منــــــه ...

                                  ابر چشمام پر اشکـــه ای خـــــدا ...

                                                    وقتشـــــــــه دوباره باروون بزنــــــه ...

خیلی وقتــــــه که دلم برای تو تنـــــگ شده ...                                                  

            قلبم از دوری تـــــو بدجوری دلتنـــــگ شده ...

                                بعــــده تو هیـــچ چیزی دوست داشتنی نیست ...                             

                                                    کووه غصه از دلم رفتنـــــی نیست ...

حرف عشقه تورو مــــــن با کی بگم ؟!

                    همه حرفا که آخه گفتنی نیســــــــــت ...

 

 

 

 

سلام بدون یه حرف کم یا اضافه ! یه موقع هایی آنچنان شدت میگیره که مثه موش آب کشیده میشیwhistling ، بعد میگی ایول ! خب پس دیگه سدامون خشک نمیشن http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg(فکر کن که اینو بگیخنده ) ولی دقیقا بعد از یه تیریپ رگباری که برمیداره پشت بندش چنان آفتابی میشه که در دم خشکت میکنهابرو ! کلا منظورم به باروون بود ، تو این هفته ما یه سره زیرش بودیم ولی تا میرسیدیم خوونه آفتاب میشد صدا جیک جیک گنجشکا در میومدنnot listening - New! ! هوای بهارم واسه خودش خنده ایه !! دیر زمانی بود که بنده آپ ننموده بودمhee heeاز خود راضی ، اصلا وقت نداشتم انقدر سرم شلوخ (شلوغ ) بود انقدر شلوخ بود ! اصلا اینم در نوع خودش خنده ای بود که من مثلا یکی دوروز نشینم پای نت یا حتی کامی ! البته میتونیم به پای مریضیشم بزاریم و بگیم یه چند روزیم به خاطر اوون نیومدم ! آخه کامی سرماخورده بود شدید دیگه دکترا ازش ناامید شده بودن ! (ای واای به پریما اس ام اس دادم کامی مریضه براش دعا کن خیلی حالش بده فردا عمل داره و ... خندهتا اس ام اسم دلیور داد زنگ زد گفت چی شده ؟! تعجبغش غش خندیدم گفتم کامی بابا کامپیوتر قهقهه! یه لحظه ساکت شد بعد دو زاریش افتاد گفت دیگه ساکت شو برو گمشو خداحافظ !! قاه قاه میخندیدم ! از اوونور همین اس ام اس و دادم به شقایق فکر کن بعد از دو ساعت جواب داد چی میگی ؟!متفکر مرده بودم از خندهخنده اس ام اس دادم هیچی منظورم کامپیوتر بود منتها با این خشونتی که تو به کار بردی منم الان باهاش میرم بیمارستان ! مژهبعد زنگ زد هی میگفتم کامی ، آخر سر گفت تو یه بار دیگه بگو کامی ببین قطع میکنم یا نه ؟!منتظر میگه فکر میکنی خیلی بامزه ای !! مرده بودم از خنده !!خنده ) گفتم اس ام اس، قبض موبایل من تو 17 رووز(1 فروردین تا 17 فروردین) اوومد 36 تومن ! جالبه نه ؟!مژه(کی گفته جالبه نخند!زبان ) پریما میگه هر کی ندونه فکر میکنه تو دوس پسر داریhttp://i36.tinypic.com/34hypza.jpg ! تازه اووناییم که دوس پسر دارن انقدر قبضشون نمیاد که مال تو توو 17 رووز اوومده مژه! (نگین از کجا فهمیدی یه شماره هست به اوون که اس ام اس بدی قبضتو میگه ! ) حالا ما به هر کی گفتیم چشماش یه چیز تو مایه های وزغ زد بیروون ! اوون رووز به مامان شقایق میگم قبضم تو 17 رووز (فکر کن حالا با جدیت تمام داشت گووش میدادا ! ) اوومده 36 تومنخیال باطل ! یه لحظه ساکت شد بعد به شقایق نگاه کرد گفت چی شد ؟!I don't know - New! من نفهمیدم چی اوومده 36 تومن ؟! شقایق دستشو گرفته بود جلو صورتش قاه قاه میزد منم سرمو انداخته بودم پایین میخندیدم نیشخند، مامانش خیلی جدی گفت : نــــه خب واقعا باید ازت بگیرم ! بعد اینجووری میکنه من اصلا با موبایل مخالفم ، (این قبل از این بود که من قبضمو بهش بگم ) چیه ؟! خانووم (منظورش به مامانم بود ) گوشیو میگیرن دستشون بهم اس ام اس میدن الان داری چیکار میکنی ؟! اوون میگه ببخشید خیلی معذرت میخوام تو دستشوییم ! تو چیکار میکنی ؟!...خنده خندهوااای اینارو مامانش میگفت من و شقایق میخندیدیمـــا ، گفتم مامانشماچ ، مامان شقایق واقعا یه خانووم به تمام معناس نمیتونم بگم چقدر با شخصیت و دوست داشتنیه یعنی اصلا یه چیزیه واقعا در نوع خودش بی نظیره !!! اووون رووز شقایق و شیما (خواهرش ) با مامانش اوومدن خونه مون ! مامانش واقعا خانوومه واقعا یعنی ساعت ها بشینی کنارش احساس خستگی نمیکنیفرشته ! هر چقدرم که برات حرف بزنه ، دوس داری هی تعریف کنه هی ادامه بدهhttp://i36.tinypic.com/34hypza.jpg ! به من میگه مرجان من واقعا دوستت دارم ! منم شرمگین و قند تو دل آب و اینا هی سرخ و سفید میشدم میگفتم ممنون دل به دل راه داره ! بعد گفت خیلی دوست دارم حیف که پسر ندارممژه ! من نیشم این شکلی شد : واقعا ماهه مامانش واقعا میگـــم ! گفت دوست داشتم یه مسافرت با هم میرفتیم (البته اینو شقایقم به من گفت شبی که ما داشتیم میرفتیم به من گفت دوست داشتم یه مسافرت میرفتیم که با هم باشیم ! ولی خالم اوومد همه برنامه هارو بهم زد ! ناراحت) حالا ایشالا تابستون http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg! (این گفته بنده س ! مژهشیطان) گفتم مسافرت ، ما عید رفتیم مسافرت (ببیـــن هیچ کدومتون که نمیدونستینخنده ! ) رفتیم مشهد بعد از اوونورم رفتیم شمال ! مشهد میتونه قشنگ باشه ولی نه تو عید ، نه واسه چند رووز فقط واسه 1 رووز که بری حرم و برگردی ! یعنی کسی که میخواد از شلوغیای تهران خلاص شه بهش بگم مشهد اصلا گزینش مناسبی نیست prayingnot worthy!!! مشهد خیلی خوش گذشت با ماهروو بودم (اوونجا خوونه دارن از خود راضی) شبا کرم میریختیم ، سوسیس سوزوندیم ، شماره گرفتیم همه فهمیدن feeling beat up! خلاصه خیلی خوش گذشت ! شمالم که رسیدیم باتری ماشینمون تو ساری ترکید از ساعت 3 تا 9 صبح گوشه خیابون بودیم تا مغازه ها باز شنhttp://i35.tinypic.com/2n0qzx1.gif ! شقایق اوون شب خیلی حال داد بهم ، بهش گفتم شقایق خیلی دلم شوور میزنه نمیخوام بخوابم و اینا ! (تو راه مشهد – شمال بودیم ) اس ام اس داد گفت نه دلت شور نزنه و اینا ! خلاصه اینکه نذاشت من بخوابم ! فرداشم زنگ زد گفت من از دلشوره مردم آخه چه وضعی بود ماچ!!! در طول این چند رووزه عید پریما یه سره رووزی 2 3 نوبت بهم زنگ میزد انگشت تو دماغش میکرد زنگ میزد خبر میدادخنده !! با شقایقم که یه سره اس ام اس بازی میکردم ، بعد حالا فکر کن زنگم میزدم یعنی اس ام اس بازی با زنگ بود ! به خاطر همینه پول موبایلم اینقدر زیاد اوومده ! فکر کنم دیگه تا اردیبهشت برسه به 50 60 تومن ! money eyeswhistling

امرووز سر کلاس یه مسخره ای شده بودم یعنی واقعا چته چت(با کسره رو چ) سر به سر یکی از بچه ها میذاشتم هی اذیتش میکردم کل کلاس رو هوا بود معلمم نمیتونست جمعش کنهشیطان ! (کلاسو میگم ) فکر کن سر زنگ دفاعی (ما هفته ی پیش سر این زنگ یه برنامه ای پیاده کردیم که تا مرز اخراج شدن از کلاس این خانووم پیش رفتیم میگفت 10 نمره از نمره ی پایانیتونو نمیدمخنده ! منم غش غش میخندیدم میگفتم فکر کن دفاعی بیفتی ! حالا بگذریم ! ) خب واسه اوون قضیه من باید سنگین و رنگین باشم دیگه نیشم تا بناگووش باز بوود هر هر میخندیدم مسخره بازی در میاوردم ! ماهرووام هی میگفت مرجان خفه شو ! دوس داری دوباره دهنمونو سرویس کنن خنده! انقدر نمک نریز ! برگشته به پریما میگه تو یه چیزی بگووو اوونم میگه نـــه مگه نمیدونی دوستمون یه گوله نمکهقهقهه ! بعد کتاب پریما رو برداشتم توش نوشتم " میگن تکم میدونم با نمکم میدونم ! "خیال باطل بعد غش غش میخندیدمخنده ! دوباره سر زنگ فیزیک (5 شنبه ها فیزیک با دفاعی یه تک زنگه ! ) هر هر همه رو مسخره میکردم میخندیدم فکر کن کل کلاس داشتن میخندیدن معلمم خودش میخندید !(اوون کلاس و دیگه تصور کن ! ) بعد به من اینجووری میکنه : مرجان من به تو انضباط کم میدمــــا اصلا شاید ندم ! چون کلاس شلوخه یول! میگم آخه خانووم به من چه (حالا همه رو در حال خندیدن فرض کنیدdancing ! ) همه دارن میخندن ! میگه خب اینا به چی میخندن به چرت و پرتای تو میخندن دیگهابرو مژه!!! دوباره کلاس رفت رو هوا !! بعد ساکت شدم میگم به من بر خورده دوباره یه ذره گذشت گفت کتاباتون و ببندین خودتون جواب بدین نیشخند! بعد داشت تند تند از روی مثال کتاب (کل کتابو برامون حل میکنه البته ما فقط از روو جزوه هاش میخوونیم ) پا تخته مینوشت از خود راضی! بهش میگم خانووم از رو کتاب نبینین (حالا فکر کن کلاس ساکت !ساکت ) یه دفعه همه زدن زیر خنده خودشم خنده ش گرفته بوود ! گفت خیلی خب کتاب و بست گفت تو بگوو خیال باطل! از اوونور اوومده پریما بهش میگه خانووم چاق شدین لبخند زد بعد کلاس شلوغ بود گفت میگم ! هر هر زدم زیر خنده گفتم چیو میگین قضیه چاق شدنتونوخنده ! میگه نه بابا یه چیزی پرسید گفتم میگم ! مگه چاق شدنم قضیه داره ! تو فقط بشین سوژه جمع کن !!! برگشته میگه تو اگه با فلانی تو کلاس نباشی کلاس آروومه ! باید برین بیرون از کلاس غش غش میخندم میگم خانووم اگه ما بریم کلاستون مثه کلاس مرده ها میموننه همه بیحال لبخند! مثه مرداب راکد میشه مگسا تووش جمع میشن ، اینم از لحاظ فیزیکیقهقهه کل کلاس رفت روو هوا (آخه این معلمه اینجوریه میگه شماها فیزیک میخونین یه ذره تو زندگیتونم به کار ببرین !http://i38.tinypic.com/21p0182.gif ) هفته ی پیش دقیقا بعد از بساط همین کلاس دفاعی بود که بالا گفتم بعد رفتیم تو کلاس فکر کن حالا پریما و ماهروو سگ ! من هر هر میخندیدم اصلا عینه خیالم نبود! داشت درس میداد بحث و برد سمت برج ایفل !!! یه دفعه یکی از بچه ها گفت خانووم ایفل کجا میشه !خنده قهقههگفتم همین شهرک غرب خودمون قهقهه! 7 تومن ورودیشه ! بچه ها هر هر میخندیدن ! اوونم برگشته میگه مرجان بی ادب مسخره نکن ! میگم نه به جوونه تو یه مدت تو آمریکا بوود بعد بردنش پاریس حالا آوردنش تهران دیدن تو وطن خودمون باشه بهتره ! معلمم هرهر میخندید !!! بعد میگه خب بسه دیگه ساکت باشین ، دوباره ساکت شدیم میگه میدونین اوون زمان که وسیله جوشکاری نبوده این میله ها رو چه جووری بهم چسبوندن !؟! دوباره پرووندم گفتم با چســــبخندهقهقهه ! باز هم بسیار باعث خنده شد !! خلاصه اینکه کلا من نمکدونم در نوع خودم ... زبان

 

پ ن 1 . نمیخواستم زیاد شه ولی شـــــــد !!!

پ ن 2 . خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده ... این یه بیت شعرو زمانی که شقایق فرانسه بود میخوندم ! ناراحت عاشق اوون شعریم که نوشتم با صدای سیاوش محشــــــره !

پ ن 3 . یه موقع هایی انقدر میرم تو فکر ، ناخواسته افکارم و به زبون میارم ! فرشته

پ ن 4 . خیلی خیلی خیلی سرم شلوخه ! اصـــلا وقت ندارم ! خیلی کمتر از قبل میام تو نت درگیری زیاده ایشالا بعد از خرداد رفع میشه !! prayingخیال باطل

پ ن 5 . اگه بهتون سر نزدم بدونین واسه چیه از دستم ناراحت نشین ! لطـــــفا ... http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg

پ ن 6 . چهارشنبه سووری خوونه شقایق اینا بودم ... http://i36.tinypic.com/34hypza.jpg

پ ن 7 . اگه زیاده حوصله نداری نخوون ! حوصله غر غر شنیدن ندارم ! http://i36.tinypic.com/2ezplhd.gif

پ ن 8 . همیــــــــن ...

 

خیلی سخته بخوای با یکی حرف بزنی ولی نتونــــی ... یه جوراایی اوون موقع س که میفهمی با این همه آدمی که دورو برتن از همه تنها تری ... خصوصا زمانی این تنهایی و بیشتر حس میکنی که دلت بخواد با مامانت حرف بزنی ولی چون دوس نداری ناراحتیشو ببینی چیزی بهش نمیگی ... میریزی تو خودت ... بعد اوون موقع س که هر رووز یه چیزی رو دلت سنگینی میکنه ...

? +? توسط : سرشناسپنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388 ?

درباره من

"Aaj..... Aaj ek Haseen aur bant lun.... Aaj ek Dua aur mang lun... Aaj ek Ansun aur pe lun... Aaj ek Zindagi aur ji lun... Aaj ek Sapna aur dekh lun... Aaj..... Kiya pata Kal Ho Naa Ho!!!"

"امروز.........امروز یک زیبایی دیگری پیدا کن.... امروز یک آرزو دیگری درخواست کن....امروز یک اشک بیشتر پنهان کن...امروز یک زندگی دیگری را زندگی کن...امروز یک رویای دیگری ببین....امروز.....از کجا معلوم شاید فردایی نباشد ... "

"Pyaar ,pyaar main zindegi khubsoorat lagne lagti hai, har sapna sach lagne lagta hai .har manzil badle lagti hai ,hawa ka roop bhi badle lagta hai ,
raango pe nazaar parne lagti hai ,our ap ,ap laal rang bhi ache lagne lagta hai ,har pal har waqt hamesha, eki naam ho to pyaar ta hai. "

عشق : با عشق زندگی زیبا به نظر می رسه ... هر رویایی به حقیقت می پیوندد ... هر مقصدی تغییر پیدا میکنه ... رفتار هوا هم تغییر می کنه ... به رنگها بیشتر توجه می شه ... (جور دیگر به رنگها نگاه می کنیم) و حالا ... حالا رنگ قرمز زیباتر به نظر میاد ...
هر لحظه ...
هر ساعت ...
همیشه ...
یک نام هست که دوست داشتنی به نظر می آید ...


آرشیو


آرشیو