تبليغاتX
شیطون بلاهای مثبت - تو کز محنت دیگران بی غمی .... گمونم پسر عمه شلغمی ...

تو کز محنت دیگران بی غمی .... گمونم پسر عمه شلغمی ...

به سراغ من اگر میایید

              نرم و آهسته بیایید 

                           مبادا که ترک بردارد

                                       چینی نازک تنهایی من

سلام چترکین اوری بادی ؟؟!(بابا یه سریا براشون این چترکین مسئله شده بود قضیه داره این کلمه حالا بعدا تعریف میکنم ولی در کل مترادف همون کلمه چطوری ؟! هستش ...) آقا من واقعا تبریک میگم به اون دسته از عزیزانی که اول پستشون بدون سلام و این دنگ و فنگ بازیا شروع میکنن ای کاش منم میتونستم ولی من نمیتونم چرا ؟؟!همش تقصیر این مامانمه از بچگی همیشه بهم میگفت در هر شرایطی تو باید سلام کنی حالا اینم شده عادت واسه ما ، هرجا میریم به طور خیلی سریع در سلام دادن پیش دستی میکنیم!!!! به به از یکشنبه کلاس تابستونیام شروع میشه پریروز داشتم با دوستم تلفنی حرف میزدم گفت من اصلا دوس ندارم برم ! گفتم:ولی من با شور و اشتیاق فراوان سر این کلاسا حاضر میشم ....

داشتم از بغله سینما ایران رد میشدم بیلبوردش و دیدم زده بود تیغ زن این فیلم شبیه هیچ فیلمی نیست !!!!! اثر جدید علیرضا داوود نژاد  آقا منو میگی تو دلم همچین چند عدد فحش آبدار نثار روحه مرده و زنده اون کارگردانش کردم واقعا این فیلم یکی از شاهکارای سینمای ایران بود واقع ان ... !!!!

آقا تو وبلاگه یه بنده خدایی بودم داشتم حرف میزدم دیدم یکی نوشته مطلبت خیلی قشنگه اجازه میدی منم تو وبلاگم ازش استفاده کنم ؟؟؟!!! منو میگی رفتم تو وبلاگش دیدم اون گوشه اش نوشته تقدیم به عشق بر باد رفته  و نمیدونم چی و چی و چیم فلانی ... گفتم زکی یارو معلوم نیست خودش و اسکول کرده؟! مردم و اسکول کرده ؟! برباد رفته رو اسکول کرده ؟؟! بابا جون میخوای وبلاگ عاشقانه بزنی بزن کی جلوتو گرفته همینجوری که طبق آمار بلاگفا 86%وبلاگاش عاشقانه اند !!!! ولی جونه هر کی دوس داری مطلب از خودت بنویس باور کنین تو دو سه تا از این وبلاگا رفتم برین بگردین پستای یه جور توشون پیدا میکنین !! آخه یعنی چی ؟؟!!!من یه بار دیگه ام باز این بحث و کرده بودم البته اینطوری نبود ولی خوب بازم در همین مورد بود ... من یه سوالی دارم آقا یا خانومی که وبلاگ عشقی میزنه چرا اینکارو میکنه ؟؟؟!یه دوسته گلم (که اتفاقا مجازی ام بود)همیشه میگفت:اگه کسی عاشق اون یکیه عشقشو باید تو دلش نگه داره نه اینکه بیاد و اینجوری بنویسه . من با حرفش کلی موافقم بابا حالا مینویسی خودت میدونی ولی حداقال از دلت بنویس حرفهایی که از دلت میان و بنویس نه اینکه اینجوری بری مطلب پیدا کنی ... نمیدونم والا ... اینم میشه عشق ؟؟؟!

روز پدر و داشتین ؟؟؟! چه جالب بود من به بابام هیچی ندادم ... بابا جون دستم خالی بود (این باباجون منظورم بابام نیستا ... منظورم جمعا ) ، هیچی مانی (پول)نداشتم چه کنم ؟؟؟! به نظر من روزش مهم نیست مهم اون تشکریه که آدم از پدرش میکنه حالا چه روز پدر چه روز ملی شدن صنعت نفت !!! مهم سپاسگزاریست ....

آقا دیشب داشتم میرفتم بیرون دختر همسایه مون و دیدم ،(اول بگم که من اصولا بدم میاد وقتی میرم بیرون آشنا ببینم این قضیه داره حالا بعدا میگم ...) از این دختر بگم براتون که واقعا یه قیافه خیلی ماهی داره یعنی واقعا خوشگله بعد قد و هیکل و اینا قشنگ یه دختر ایده آل !!! داشت از ماشین پیاده میشد که بره در پارکینگ و برا مامانش باز کنه تا منو دید از همون توی ماشین سلام علیک و اینا کرد (خدایی خیلی ماهه همیشه ام کلی تحویل میگیره چه خودش چه مامانش چه باباش چه برادرش) ، نیشش تا بنا گوشش باز بود من اصلا یادم نبود که این شوهر کرده (نامزد کرده) که بهش تبریک بگم و اینا ، داشتم تو دلم میگفتم ای بابا مامانش چه دست فرمونی داره بیاد پیش خودم تا بهش بگم رانندگی یعنی چی ؟؟؟! که یه دفعه بر گشت به من گفت : بیا بریم عکس شوهرمو ببین !!آقا منو میگی چشام شد 4 تا گفتم :شوهر ؟؟؟! حالا قیافه اون دیدنی بود با تعجب گفت آره شوهرم !!!! (من اون موقع اصلا یادم نبود این شوهر کرده به خاطر همین تعجب کردم ) گفتم : آهاااان ،راستی مبارک باشه !! گفت :مرسی (انقدر که این دختر ماهه خیلی دوسش دارم) بعد انگشتشو آورد جلو گفت اینم حلقمه ... من از حلقه هیچی نگم بهتره واقعا زیبا بود واقعا از کلمات نمیتونم برا توصیفش استفاده کنم ! گفتم :به به چه خوشگله ، مثه خودته !! اونم شروع کرد شلپ شلپ از اینور و اونور لپ ما ماچ گرفتن !!! منم بغل کرد (من اصولا از اینکارا خوشم نمیاد)منم دیگه مجبوری دستم و انداختم دور کمرش (بعد همه اینا تو خیابون اتفاق افتاد !!!) بهش گفتم کی عقد و عروسیه ایشالا ؟! گفت میره واسه مهر و آبان !!(منم گفتم آخ جوون نیمه دوم ) ، رفتیم تو خونه الان دیگه من عشق و ذوقش و نمیگم که در حد مرگ بود من مثه اسکولا دوباره رفتم تو ساختمون در و واکرد هیم تو راه میگفت چون میدونم تو دوس داری ببینیش !!!! منم بهش گفتم (البته تو دلم)زهی خیاله باطل من این و از تو چشمی دیدم (زمانی که میومدن خواستگاری لازم به ذکر که بگم با این همسایمون بغل به بغلیم یعنی دیوارامون یکیه گرفتی الان ؟!)رفتم تو عکسشو ورداشته بود زده بود به دیوار در یک نظر کل خونشون و بر انداز کردم و خیلی سریع سرمو انداختم پایین که بگم من فضول نیستم و به هیچی توجه نمیکنم !!!! اونم اومد و منم کلی ازش تعریف کردم و گفتم ولی تو سر تری و خوشگل تری و اونم دوباره شلپ و شولوپ از اینور و اونور ماچ راه انداخت !! ولی من دیگه ایندفعه بغلش نکردم گفتم اگه یه بار دیگه ماچم کنه میزنم تو دهنش !!!خیلی خوشم میاد اینم ماچ ماچ ... همون موقع مامانش اومد بالا من درو باز کردم اومد با نیشه باز یه دفعه اومد بغل کرد و دوباره این یکی ماچ را انداخته بود گفتم چه بساطیه هاااا !!!!!!! دیگه سعی کردم ازشون تعریف نکنم !! دیگه مامانش چه خوشحال بود گفتم ایشالا نوه هاتون و ببینین اونم با ذوق غش غش میخندید گفتم ولی حق شلوغ کردن ندارنااا اونام دیگه داشتن ذوق مرگ میشدن احتمالا اگه یه ذره دیگه از آینده این عروسیه میمون صحبت میکردم دختره میشد عروس ناکام !!! منم گفتم: برم الان دوستم کله مو میکنه(تو دلم گفتم) تو همون یه نظر یه عکسه دیگه از خودشو پسره دیدم که با یه حالت قشنگی فیگور گرفته بودن گفتم خوشمان آمد ... مامانشم گفت آره تا اومدیم خونه (شبه پیشش نامزدی گرفتن) اون تابلو رو برداشت این و گذاشت رو دیوار گفتم خوبه دیگه از الان سلطنت این آقا را افتاده تو خونه !!!! بعد (قسمته مهم ماجرا اینجاس ) گفت :ایشالا یه روز عروسی تو !! منم با تاکید خیلی تمام گفتم ایشالاااا زودتر ... آقا خونه رفت رو هوا دیگه همشون غش غش میخندیدن تو دلم گفتم باشه حالا جمع کنین خودتونو !!!! دیگه مامانش جو گیر شد چونه منو گرفت (این بچه ها رو دیدین مثلا میخوان لوسشون کنن ؟! نمیدونم حرفمو میفهمین یا نه ؟؟!) و هی تکون تکون داد دخترشم تا اومد بیاد جلو گفتم خوب دیگه من برم با اجازتون در و وا کردم دوباره تبریک گفتم و اومدم بیرون !!! گفتم واای که خلاص شدم ... دختره 26 اینطورارو داره !! خوبه دیگه سنه ازدواجش بود همه کاراشو کرد بعدم شوهر حسابی کرد !!!

اینم از این ...

همین الان یه اس ام اس بهم رسید با این مفهوم : خسرو شکیبایی بازیگر توانای سینمای ایران دیشب بر اثر ایست قلبی در سن 64 سالگی در گذشت ،یادش گرامی باد .

انقدر ناراحت شدم که نگوو به احتمال خیلی زیاد میرم تشییع جنازه اش !!! حالا معلوم نیست !!!

البته الان شبکه خبر گفت که سرطان کبد داشته ، حالا چه فرقی میکنه چه جوری مهم اینکه الان دیگه در پیش ما نیست !!!!

پی نوشت 1. کم کم دارم به این نتیجه میرسم که شاهرخ با موهای بلند رو خیلی دوس دارم ...

پی نوشت 2. از این به بعد یعنی در طول تابستون هر جمعه شب آپ میکنم ...

پی نوشت 3. شاید مثه ایندفعه کوتاه شد شایدم بلند شد بستگی داره ....

پی نوشت 4. شدیدا بدنبال قالب میگردم هنوزم اون قالبی رو که میخوام پیدا نکردم !!!

پی نوشت 5. دیگه عرضی نیست ...

پی نوشت 6.چرا هست این فونتو خیلی دوس دارم ...

پی نوشت 7 .برای بار صدم عرض میکنم که عنوان پستام هیچ ربطی به محتویات درون پستام ندارند حالا باز بپرس ؟!!

 پی نوشت 8.بگم که من هیچ توهینی به وبلاگایی که محتوای عشقی دارند نکردم.

 

!! نوشته شده توسط سرشناس | 15:28 | جمعه بیست و هشتم تیر 1387 •

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس